کشف حقایق پنهان کارفرما در مصاحبه

شناسه خبر: 196775 سرویس: توسعه ، کسب و کار ، گوناگون سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸, ۲۷ : ۱۰ : ۰۰
کشف حقایق پنهان کارفرما در مصاحبه
مشاور عزیز، دو شرکت آخری که برایشان کار می‌کردم فرهنگ ناسالمی داشتند و نرخ گردش نیروی کارشان بسیار بالا بود.
۵۵آنلاین :

کم‌‌کم دارم ایمانم را از دست می‌دهم و حس می‌کنم هیچ محیط کارسالمی وجود ندارد. تجربه به من نشان داده که بعضی از شرکت‌ها خوب بلدند طی مصاحبه، خودشان را خوب جلوه دهند. وقتی داشتم برای شغل فعلی‌ام مصاحبه می‌کردم به من گفتند که این یک سِمت شغلی جدید است. بعد از چند ماه فهمیدم که قبل از من، دو نفر دیگر، کاری مشابه با کار من را انجام داده و بعد از چند ماه، استعفا داده بودند. این یک زنگ خطر جدی است. اگر این را می‌دانستم اصلا شغل را قبول نمی‌کردم. حالا فهمیده‌ام که دلیل اصلی استعفای زودهنگام کارکنان، مدیرمان است که فرض کنیم اسمش سوزان است. رفتارهای او خیلی ناشایست است.
کشف حقایق پنهان کارفرما در مصاحبه
یک‌بار از من شاکی شد چون ساعت ۱۲ شب که کارم داشت، آنلاین نبودم. بعدا که با یکی از کارکنان که دیگر برای شرکت کار نمی‌کند صحبت کردم، فهمیدم که خیلی‌ها از سوزان شاکی هستند و از دست او استعفا می‌دهند. منابع انسانی هم از قضیه خبر دارد اما نمی‌تواند اقدامی کند چون کسی رسما و کتبا از او شکایت نکرده است. حالا سوالم اینجاست که از کجا بفهمم محیط یک سازمان چطوری است وقتی در مصاحبه، بخشی از حقیقت را از من پنهان می‌کنند؟ طی مصاحبه با این شرکت، کلی سوال در مورد فرهنگ سازمان پرسیدم اما سوزان از آن دسته آدم‌هایی است که در برخورد اول، خودش را خیلی خوب جلوه می‌دهد. آیا این‌جور رفتارها طبیعی است؟ آیا راهی هست که بفهمم چیزهایی که به من می‌گویند راست است تا بتوانم از این اتفاقات پیشگیری کنم؟

پاسخ: دوست عزیز، بعضی از کارفرماها، شغل و فرهنگ کاری‌شان را جور دیگری جلوه می‌دهند.  بعضی از مسوولان مصاحبه واقعا به چیزی که به تو می‌گویند اعتقاد دارند. مثلا مدیری که به تو می‌گوید به کارکنانش آزادی عمل می‌دهد ممکن است واقعا خودش به این اعتقاد داشته باشد؛ اما اگر از کارکناش بپرسی، می‌گویند او سلطه‌جو و کنترل‌گر است. بعضی‌ها هم، عمدا حقیقت را پنهان می‌کنند چون فکر می‌کنند اگر حقیقت را بگویند، شرکت بدنام می‌شود یا می‌ترسند کسی شغل را قبول نکند. البته این بدترین روش برای جذب نیرو است. این نه‌تنها بی‌انصافی در حق متقاضی است، بلکه به ضرر مسوول مصاحبه هم هست. اگر نیروی جدید احساس کند که به او دروغ گفته‌‌اند، راضی نخواهد بود، دل به کار نخواهد داد، بی‌روحیه خواهد شد و به احتمال زیاد در آن شرکت دوام نخواهد آورد. نمی‌توانم به‌طور قطع بگویم که کارفرمای تو، جزو گروه اول است یا دوم. ممکن است شغل تو، واقعا از نظر آنها یک جایگاه جدید بوده باشد. به‌نظر می‌رسد که کاری که تو داری انجام می‌دهی، دقیقا همان کاری نیست که آن دو نفر انجام می‌داده‌اند. شاید آنها فکر می‌کردند بهتر است به‌طور قانونی، تغییراتی در شغل مربوطه ایجاد کنند و به همین خاطر در مصاحبه تاکید کرده بودند که این یک سِمت جدید است. شاید هم عمدا موضوع استعفای زودهنگام آن دو کارمند را از تو پنهان کرده باشند.

 مهم این است که تو به عنوان متقاضی نباید بیش از حد به چیزهایی که کارفرما درباره خودش می‌گوید اتکا کنی. مسوولان مصاحبه هم مثل بقیه آدم‌ها ممکن است نقاط پنهانی داشته باشند یا وسوسه شوند که بخشی از حقیقت را پنهان کنند. مسوول مصاحبه، تنها یکی از منابعی است که می‌توانی از آن اطلاعات به دست آوری. نباید فقط به همین اکتفا کنی. باید به‌دنبال منابع دیگری باشی که بتوانی در موردشان اطلاعات کسب کنی. بهترین راه این است که افرادی خارج از فرآیند مصاحبه را پیدا و با آنها صحبت کنی. و آسان‌ترین راه، لینکدین است. در لینکدین می‌توانی بگردی و ببینی در شبکه ارتباطاتت، چه کسی هست که با یکی از کارکنان سابق آن شرکت در ارتباط باشد. لازم نیست حتما کارمند سابق همان شرکت را پیدا کنی. کافی است کسی را پیدا کنی که تو را به او برساند، مثلا خواهر دوست همکار سابقت. از کسی که از همه به او نزدیک‌تر است بخواه که تو را به او معرفی کند. این‌طوری احتمالا می‌توانی اطلاعات دست اول و بی‌طرفانه‌ای درباره شرکت به دست آوری و بفهمی کار کردن در آنجا واقعا خوب است یا نه. من اخیرا این را به یکی از شاگردانم آموزش دادم و او نهایتا شغلی را که نزدیک بود قبولش کند، رد کرد، چون افرادی که در شبکه ارتباطی‌اش پیدا کرده بود، داستان‌های وحشتناکی درباره فرهنگ آن شرکت برایش تعریف کرده بودند. اگر نتوانستی کسی را پیدا کنی، راه‌حل بعدی این است که از کارفرما اجازه بگیری و با یکی از کارمندان فعلی شرکت صحبت کنی.

کارفرمایان باهوش، قبل از اینکه تو از آنها بخواهی، خودشان ترتیبی می‌دهند که تو با کارکنان صحبت کنی و این بخشی از فرآیند مصاحبه‌شان است. اما اگر این‌طور نبود و تو به مرحله نهایی رسیدی، منطقی است اگر از آنها بخواهی که ترتیب ملاقات تو با یک یا دو کارمند را بدهند و کمک کنند اطلاعات بیشتری درباره فرهنگ آنجا به دست آوری (البته باید صبر کنی تا به مرحله نهایی برسی و بعد این درخواست را مطرح کنی). کارکنان فعلی یک شرکت که به درخواست مدیرشان با تو صحبت می‌کنند، ممکن است به اندازه کسانی که خودت پیدا می‌کنی رک و بی‌طرفانه صحبت نکنند، اما اگر به جمله‌بندی‌ها و حتی زبان بدنشان دقت کنی، کلی چیز دستت می‌آید. به‌علاوه، همیشه می‌توانی طی فرآیند استخدام درباره شرکت کلی اطلاعات به‌دست آوری: طی مصاحبه، مدیر با تو چطور برخورد می‌کند؟ آیا مودب است؟ برای وقت تو احترام قائل است؟ آیا فکر می‌کنی از تو خوشش آمده؟ یا حواسش جای دیگری است یا رفتارش تحقیرآمیز است؟ آیا به سوالات جواب واضح می‌دهد یا جواب سربالا می‌دهد و طفره می‌رود؟ آیا با حوصله به سوالاتت جواب می‌دهد یا هولت می‌کند یا حس می‌کنی حضورت او را معذب کرده؟ چقدر بی‌پرده درباره نقطه ضعف‌های فرهنگ سازمان صحبت می‌کند.  البته اگر شرکتی بخواهد عمدا خودش را خوب جلوه دهد، در همه این روش‌ها احتمال خطا وجود دارد. اما به هر حال استفاده از این نکات به طرز چشمگیری کمکت می‌کند که پس از پذیرش پیشنهاد شغلی، دچار شوک نشوی.


منبع : دنیای اقتصاد
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

گرگ های اقتصاد

کسانی می گویند در کشورهایی که به صورت سنتی در آن ها کشاورزی رواج داشته است بر خلاف آن هایی که در گذشته دامدار بوده اند, نگاه های متفاوتی نسبت به گرگ وجود دارد, دسته نخست گرگ را مثبت تصویر می کنند, زیرا بقیه حیواناتی را که به مزارع آن ها آسیب می زدند و محصولاتشان را ضایع می کردند می خورد و به نوعی نگهبان کشاورزان به حساب می آمد, اما دسته دوم به دلایل روشن چندان دل خوشی از گرگ ها نداشتند, زیرا دارایی شان را از بین می برد. فارغ از صحت و سقم چنین ادعاهایی امروز آن قدر فرهنگ ها در هم شده اند که در هر کشوری با هر پیشینه ای همه جنس دیدگاهی پیدا می شود.

می‌ترسند کلاه سرشان برود!

آنقدر بازار ایران بی‌در و پیکر است که وقتی بنزین گران می‌شود، ماشین هم گران می‌شود. در این بازار از مردم چه انتظاری می‌شود داشت. در بازار بی‌اعتمادی نمی‌شود دنبال اعتماد گشت.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: قطع اینترنت و ماجرای اینترنت ملی

ویدئو : چرا موتورهای جستجو گر ایرانی، پاسخگوی نیازهای مردم نبود؟

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر