پرورش مردمان هزار چهره‎‌ی هزار رنگ

شناسه خبر: 194851 سرویس: توسعه ، سیاست ، اجتماعی ، گوناگون ، سبک زندگی يكشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸, ۵۸ : ۱۴ : ۰۰
پرورش مردمان هزار چهره‎‌ی هزار رنگ
چه اصراری است به تشویق مردم به دروغ گویی؟ چرا دوست داریم مردم تظاهر کنند و با اینکه تا به حال پای‌شان را در نماز جمعه نگذاشته‌اند، بگویند ما هر هفته با تمام اعضای خانواده به نماز جمعه می‌رویم.
۵۵آنلاین :


در تلگرام پیام داد که از کدام در ورودی مصلی به نماز جمعه می‌روند؟

 گفتم: چطور؟

 گفت: برای دوستی می‌‎خواهم. فردا مصاحبه دارد و قبلا این سوال را از دیگران هم پرسیده بودند و حالا می‌ترسد فردا هم از او بپرسند و نتواند جواب درست بدهد.

گفتم: قطعا دری که از مترو بهشتی باز می‌شود، دری که هم در نمایشگاه‌ها همیشه باز است و  هم احتمالا در نماز جمعه.

نمی‌دانم چرا هنوز برخی برای جذب نیرو و یا دانشجو در مقطع دکترا، به دنبال این هستند که ببینند طرف‌شان نماز جمعه می‌رود یا نه؟

چه اصراری است به تشویق مردم به دروغ گویی؟ چرا دوست داریم مردم تظاهر کنند و با اینکه تا به حال پای‌شان را در نماز جمعه نگذاشته‌اند، بگویند ما هر هفته با تمام اعضای خانواده به نماز جمعه می‌رویم، تازه شعارها را هم قایم‌تر از همه می‌دهیم.

همین رفتار باعث می‌شود مردم وقتی در خانه جلوی آیینه می‌ایستند متناسب با جایی که می‌خواهند برود به سراغ کدام ماسک‌هایشان می‌روند و ماسک مناسب روزشان را انتخاب می‌کنند. در اداره یک چهره، در جمع دوستان یک چهره، هنگام گرفتن وام یک چهره و به همین سادگی مردم تبدیل به مردان و زنان هزار چهره می‌شوند.

آنها می‌بینند که رو راست بودن کارشان پیش نمی‌رود. اگر در صف اول نماز جماعت اداره‌شان نباشند و صدای سلام نمازشان را مدیر نشود، وام‌شان به جریان نمی‌افتد. 

مردم یاد گرفته‌اند، برای کوتاه شدن مسیر کارهای‌شان از در ریا وارد شوند. حتما صحنه مشهور برخی از سریال‌های ایرانی را به یاد دارید که بازیگر اصلی فیلم در زمان که می‌خواهد از صندوق‌های قرضا الحسنه وام بگیرد در اولین گام در حالی که هنوز افتتاح حساب نکرده است، به سراع «یقه» خود می‌رود و دکمه آن را می‌بندد. این صحنه قشنگ بیانگر واقعیت ناپسند جامعه ایرانی است.

ما به خوبی یاد گرفته‌ایم که از مذهب به عنوان راه میانبر استفاده کنیم. متاسفانه در این راه مسئولان کشور نیز در تحقق این معنا کمک فراوانی کرده‎‌اند. آنها برای اینکه نشان دهند جامعه ما کاملا دینی است، از این رفتار غیرصادقانه مردم راضی هستند و هیچ اعتراضی به این رفتار نمی‌کنند یا به بیان بهتر باید گفت که خود آنها مسبب بوجود آمدن این رفتار شدند.

مذهب و دین داری به خاطر این رفتار، دست مایه منافع شخصی افراد شده است و بزرگ ترین ضربه را به جامعه اسلامی ایران می‌زند. این روش باعث شده بسیاری بیشتر از آنکه سعی کنند دین‌داری باطنی داشته باشند در تلاش‌اند تا اسلامی ظاهری داشته باشند.

دادگاه‌های فساد مالی را ببیند تا متوجه اسلام ظاهری برخی از افراد شوید. با چهره‌ای کاملا موجه و تسبیحی به دست، مال مردم را خورده‌اند، یک آب هم رویش.

نسل جدید به رفتار ما نگاه می‌کنند و نباید با دستان خودمان « ریاکاری» را به فرزندانمان آموزش دهیم و بگوییم با گفتن  «سلام علیکم» و یا بستن یک «یقه» بسیاری از مشکلات حل می‌شود!


منبع : عصر ایران
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف
قنبري ۱۳۹۸/۰۷/۲۸ ۰۹:۴۰
متاسفانه ديد كوتاهي داريد و همه جانبه نگاه نمي كنيد و بجاي اينكه بگوييد چرا با پارتي و آشناگري استخدام ميكنند سراغ مذهب و دين و.. رفتيد.
7 13 پاسخ دادن به این نظر
جمال جمیلی ۱۳۹۸/۰۷/۲۹ ۰۶:۱۲
آشنا و پارتی در جامعه ما مسبوق به سابقه ای طولانی است! برعکس این تظاهر به آداب و شعائر و مناسک دینی بود که در گذشته وجود نداشت ! یعنی کارکردی نداشت چون مجاری امور از روابط و مناسبات اینچنینی بدور بود! و بنابراین صاحب این مقاله انگشت بر موضوع درستی گذاشته و اصل فاجعه را خاطرنشان گشته است.مسئله دقیقا" به کوچه و بازار کشیده شدن امر قدسی بمنظور کسب معاش و منافع دنیوی است در مقیاسی به وسعت یک مملکت!
4 4 پاسخ دادن به این نظر

دیدگاه 55

بیشتر

گرگ های اقتصاد

کسانی می گویند در کشورهایی که به صورت سنتی در آن ها کشاورزی رواج داشته است بر خلاف آن هایی که در گذشته دامدار بوده اند, نگاه های متفاوتی نسبت به گرگ وجود دارد, دسته نخست گرگ را مثبت تصویر می کنند, زیرا بقیه حیواناتی را که به مزارع آن ها آسیب می زدند و محصولاتشان را ضایع می کردند می خورد و به نوعی نگهبان کشاورزان به حساب می آمد, اما دسته دوم به دلایل روشن چندان دل خوشی از گرگ ها نداشتند, زیرا دارایی شان را از بین می برد. فارغ از صحت و سقم چنین ادعاهایی امروز آن قدر فرهنگ ها در هم شده اند که در هر کشوری با هر پیشینه ای همه جنس دیدگاهی پیدا می شود.

می‌ترسند کلاه سرشان برود!

آنقدر بازار ایران بی‌در و پیکر است که وقتی بنزین گران می‌شود، ماشین هم گران می‌شود. در این بازار از مردم چه انتظاری می‌شود داشت. در بازار بی‌اعتمادی نمی‌شود دنبال اعتماد گشت.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: قطع اینترنت و ماجرای اینترنت ملی

ویدئو : چرا موتورهای جستجو گر ایرانی، پاسخگوی نیازهای مردم نبود؟

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر