نتیجه‌ای یافت نشد.

ماجرای جالب دندان کشیدن به سبک ناصرالدین‌شاه

شناسه خبر: 171161 سرویس: کتاب و شهر کتاب ، گوناگون دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۸, ۴۷ : ۱۸ : ۰۰
ماجرای جالب دندان کشیدن به سبک ناصرالدین‌شاه
کتاب «دندان‌پزشکی به روایت تاریخ ایران» اثر سعید میرسعیدی توسط نشر دندانه منتشر شده است. در این کتاب، سیر دندان‌پزشکی در کشورمان بررسی شده است.
۵۵آنلاین :

تصور این که شاهان ایران موقع دندان درد چه می‌کرده‌اند، می‌تواند دردناک و طنز آمیز باشد. برای نمونه، اولین بار است که خاطره‌ای درباره دندان کشیدن ناصرالدین شاه چاپ می‌شود: «دوشنبه ۲۲ رمضان ۱۳۱۰ ه. ق. … به آقا دائی گفتیم دندانساز را بگذار توی کالسکه بیاور دوشان‌تّپه؛ آخر یک فکری خواهیم کرد برای دندان. ناهار را هم گفته بودیم ببرند دوشان‌تّپه، بالای کوه، تخم‌مرغ و آش حاضر کنند. برویم بلکه بخوریم. آمدیم سوار شدیم و راندیم برای دوشان‌تّپه. صحرا همه سبز و خرّم. سمت شاهزاده‌عبدالعظیم همه سبزه، باغ هم با شکوفه و ارغوانِ سفید و قرمز، مثل بهشت بود که همچه هوا هیچ‌وقت ندیده بودیم. با این هوا، حالا باید ما دندان بکشیم.

عسلی گذاشتیم و دوربین می‌انداختیم. دیدیم درشکه دندانساز از دروازه بیرون آمد و دارد می‌آید رو به دوشان‌تّپه. ناهار بد کثیفی خوردیم. قدری تخم‌مرغ و آب آبگوشت خوردیم. بعد آمدیم بیرون. دندانساز آمد؛ حالا نشسته‌ایم و دندانساز هم ایستاده است. می‌گوییم چطور می‌شود؛ می‌شود کشید یا خیر؟ دندانساز هم ایستاده است، چیزی نمی‌گوید. گاهی می‌گوید زود می‌کشم. آمدیم روی سکوی عمارتِ رو به باغ نشستیم. حالا خیال می‌کنیم چطور دندان را بکشیم و از شدّت خیال و فکر عرق کرده‌ایم. دندانساز هم آمده است نزدیک ما ایستاده است.

پیشخدمت‌ها هر کدام یک حرف می‌زند. شال‌گردن دستمان بود، خواستیم چشم‌هایمان را ببندیم، دانتیس بیاید دندان را بکَند؛ پیشخدمت‌ها نگذاشتند. دیدیم اگر نَکَنیم دندان را، امشب که نمی‌توانیم غذا بخوریم؛ چه کنیم. لابد نشستیم و گفتیم بیا بکش. دندانساز هم گازش را عقب سرش قایم کرده که ما نبینیم، که یک‌دفعه گازانبر را انداخت و چهار مرتبه و ما فریاد کردیم آخ آخ! که مغزمان صدا کرد و کمرمان درد گرفت و خیال می‌کردیم هنوز باز دندان کشیده نشده است که دیدیم دندانساز ایستاده است. گفتیم چطور شد، گفت کشیدم. نگاه کردیم دیدیم بلی، کشیده است. دندانِ معیوبی کرم خورده و معیوب بود. آفتابه لگن آوردند، دهانمان را شستیم و رفتیم اطاق، رختخواب انداختند؛ به قدر دو ساعتی دراز شدیم. بعد برخاستیم، نمازی خواندیم و چایی و عصرانه خوردیم. جای دندان درد می‌کرد. آمدیم پائین توی باغ. باغ مثل بهشت بود، امّا باز کسل بودیم و دماغ نداشتیم... وقتی می‌خواستیم سوار شویم بیاییم شهر، دندان‌مان را گفتیم آوردند، انداختیم زیر لگد؛ چهار پنج‌ تا لگد زدیم، بعد انداختیم رو به سمت شمالِ کوه دوشان‌تّپه و دور انداختیم.»

این یکی از روایت‌هایی است که در کتاب جدید «دندان‌پزشکی به روایت تاریخ ایران» اثر سعید میرسعیدی توسط نشر دندانه چاپ شده است. 


منبع : خبرآنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

شاهراه انرژی جهان

یک دریانورد کارکشته انگلیسی سال ها پیش از کشف نفت و در روزگاری که خورشید در سرزمین ‌های بریتانیای کبیر غروب نمی‌کرد،گفته است کشوری که دریاهای جهان را کنترل کند، دنیا را و کشوری که تنگه ‌های مهم را در اختیار داشته باشد کل آب های دنیا را تحت سیطره خواهد داشت.

نگاهی به مجموعه درحال پخش «برادرجان »

سریالی از شبکه سه سیما درحال پخش است که بر خلاف اغلب آثار تولیدی، حرف هایی برای گفتن دارد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: شیرجه عجیب «اینفینیته تاکر» در لحظات پایانی مسابقه دو ۴۰۰ متر با مان

شیرجه عجیب «اینفینیته تاکر» در لحظات پایانی مسابقه دو ۴۰۰ متر با مانع در آمریکا از این حرکت که مورد توجه رسانه ها قرار گرفته به عنوان «شیرجه سوپرمن» یاد شده است.

ویدیو: زخمی شدن تعدادی از مسافرین مترو در مکزیکوسیتی به دلیل انبوه جمعیت در ایستگاه

زخمی شدن تعدادی از مسافرین مترو در مکزیکوسیتی به دلیل انبوه جمعیت در ایستگاه

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر