در برابر کمال‌گرایی افراطی

شناسه خبر: 154040 سرویس: توسعه ، کتاب و شهر کتاب ، گوناگون يكشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷, ۵۴ : ۱۰ : ۰۰
در برابر کمال‌گرایی افراطی
«زنان شاغل در یک جامعه‌ مردسالار گاهی اوقات باید برای ادامه راه‌شان به‌سختی تلاش کنند. گاهی اوقات مادران شاغل از سمت خانواده شوهر یا حتی والدین خودشان که علاقه آن‌ها به کار کردن را درک نمی‌کنند، سرزنش می‌شوند و مادران خانه‌دار نیز ما را به‌این‌خاطر که در کنار فرزندان‌مان نیستیم و برای آن‌ها وقت نمی‌گذاریم شماتت می‌کنند.
۵۵آنلاین :

«زنان شاغل در یک جامعه‌ مردسالار گاهی اوقات باید برای ادامه راه‌شان به‌سختی تلاش کنند. گاهی اوقات مادران شاغل از سمت خانواده شوهر یا حتی والدین خودشان که علاقه آن‌ها به کار کردن را درک نمی‌کنند، سرزنش می‌شوند و مادران خانه‌دار نیز ما را به‌این‌خاطر که در کنار فرزندان‌مان نیستیم و برای آن‌ها وقت نمی‌گذاریم شماتت می‌کنند. شرط می‌بندم زنان خانه‌دار نیز از سوی زنان شاغل به‌این‌خاطر که نمی‌توانند با انتخاب‌های زندگی خود کنار بیایند، سرزنش می‌شوند. مثل بچه‌هایی هستیم که در زمین بازی سعی می‌کنند حرف‌هایی بزنند که دیگران دوست دارند بشنوند و بخش‌هایی که احتمال می‌دهند دیگران درک نخواهند کرد را پنهان می‌کنند. نمی‌دانم چه تعداد زن در این دنیا وجود دارد که با نیمی از شخصیت خودشان زندگی می‌کنند و با این کار کسی را که خالق‌شان مقدر کرده انکار می‌کنند. واقعا فکر می‌کنید خداوند شما را -شمای منحصر‌به‌فرد و زیبا را خلق کرده که خودِ واقعی‌تان را انکار کنید چون ممکن است برای دیگران ناخوشایند باشد؟ هرچه بیشتر به آن فکر می‌کنم بیشتر باور پیدا می‌کنم که خداوند خواسته من این‌گونه باشم. او می‌دانسته من شهامت کار کردن را دارم و می‌دانسته به دنبال رویاهای بزرگ خواهم رفت و همین‌طور می‌دانسته یکی دیگر از آفریده هایش در خانه خواهد ماند و بچه‌های زیبایش را بزرگ خواهد کرد در حالی‌که یکی دیگر از آفریده‌‌هایش اصلا دلش بچه نخواهد خواست. (خودت باش دختر، ریچل هالیس، ترجمه هدیه جامعی، نشر کتاب کوله‌ پشتی، 1397، تهران، ص 146).

بنا به تعریف دانشنامه رشد از واژه اتوبیوگرافی: «به آثاری گفته می شود که شرح حال افراد و رخدادهای زندگی آنان ضمن تحلیل و توصیف جریان‌های فکری، سیاسی و اجتماعی زمان ایشان، به قلم خود آن اشخاص نوشته می‌شود. در نگارش این گونه آثار اگر نویسنده هوشمند و نکته بین و خوش قلم باشد، خاطراتی را به رشته تحریر خواهد کشید که لطف و مزه ای خاص تواند داشت. به علاوه گاه مطالبی را در بر دارد که در جای دیگر نمی توان یافت. حالت صمیمی و بی تکلفی نیز که ممکن است در آن‌ها احساس شود». می‌توان این اثر را یک شبه اتوبیوگرافی دانست. «خودت باش دختر» از معدود کتاب‌های انگیزشی ا‌ست که با وجود پرداختن به کلیشه‌ها، به دلیل لحن ساده و صمیمی نویسنده نظر مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است. قلم بی‌تکلف ریچل هالیس و تک‌گویی صادقانه‌ او خواننده را با خود همراه می‌کند. او در این کتاب در 20 بخش مختلف به 20 دروغی که زنان تحت تاثیر اجتماع و اطرافیان‌شان به خود می‌گویند پرداخته است و مخاطبانش را به رهایی از کمال‌گرایی و شناخت و دوست داشتن خودشان تشویق کرده و به آنان از راهکارهای خود گفته است. او از تجربه‌های مختلفش در زندگی سختی که پشت سر گذاشته سخن گفته است. بر خلاف آنچه برخی منتقدان بیان داشته‌اند هالیس مرفهی بی‌درد یا بیگانه با مشکلات روزمره اجتماعی نیست، بلکه آن‌ها را شناخته و از سر گذرانده ‌است. اگرچه کتاب از کشش کافی برای میخکوب کردن مخاطب برخوردار نیست اما می‌توان سادگی نثر و پرداختن به دغدغه‌های روزمره را از دلایل موفقیت آن دانست. صاحب اثر، خواننده را به ایستادگی در برابر مشکلات و کشمکش‌های زندگی ترغیب می‌کند. او سعی دارد مخاطبانش را به داشتن دیدگاه متفاوت، اعتماد به قدرت خود و شناخت‌توانایی‌های‌شان دعوت کند و بین تجربیاتش از توصیه‌هایی نظیر: مراجعه به مشاور، یادداشت کردن اهداف، پذیرش خود و ... سخن می‌گوید.

در ادامه مصاحبه‌ نویسنده این کتاب با یکی از وب‌سایت‌های مشهور کتابخوانی را می‌خوانیم.

اولین چیزی که باعث شد شما نوشتن کتاب «خودت باش دختر» را شروع کنید چه بود؟

من می‌خواستم زنان بدانند چقدر قوی هستند که در هر لحظه قدرت تغییر زندگی‌شان و پیشبرد آن به سمت بهتر شدن را دارند. همچنین می‌دانستم که خوانندگان کتابم چنین اعتقادی را باور نخواهند کرد مگر اینکه برای آن‌ها تجربیات خودم و مواجه شدن‌هایم با چالش‌ها و مشکلات مختلفم در زندگی را بازگو کنم.

نه تنها در کتاب‌تان، بلکه در مطالب وب‌سایت‌تان نیز لحن شوخ و بذله‌گو و همچنین صادقانه‌ای دارید. وقتی پشت میز می‌نشینید و قلم به دست می‌گیرید چگونه افکار و ذهنیت‌تان را مدیریت می‌کنید؟

من معمولا در مورد اتفاقات یا افکار روزمره‌ام می‌نویسم. هر چیزی که مرا رنج دهد(اضطراب، عصبانیت، ترس و ...) ریشه‌ای دارد، بنابراین مدام در تلاشم که با ذهنی باز به دلیل به وجود آمدن آن احساس و اتفاقی که آن را تبدیل به یک معضل در افکارم کرده است بیندیشم. این‌گونه نیست که من پای میز بنشینم و بعد فکر کنم که امروز راجع به چه چیزی بنویسم، میل من به نوشتن درباره‌ چیزهایی‌ است که در ذهنم پردازش می‌شوند. زیرا معتقدم زندگی مضحک، سخت، غم‌انگیز و رعب‌آور است. مطالب من هم همین‌طورند، زندگی تلفیقی از تمام این احساسات است درست مانند نوشته‌های من.

دوست دارم کمی راجع به نام کتاب‌تان صحبت کنیم. «خودت باش دختر» نه تنها عبارت خنده‌داری نیست، بلکه توصیه‌ای بسیار خوب است. وقتی در مورد عنوان اثر فکر می‌کردید چه چیزی باعث شد که این عبارت را انتخاب کنید؟

راستش من این اسم را انتخاب نکردم. این عنوان محبت و انتخاب یکی از دوستانم است. من مشغول توضیح آنچه در ذهنم بود به ایشان بودم و به عباراتی نظیر: «دخترجان گریه نکن» فکر می‌کردم اما ناگهان دوستم صحبتم را قطع کرد و این عبارت را با لهجه‌ تگزاسی و قوی خودش بیان کرد، همان لحظه دانستم که این همان عبارتی ا‌ست که برای عنوان کتابم به دنبالش بودم.

اولین و مهم‌ترین باوری که دوست داشتی در 20 سالگی آن را می‌دانستی چه بود؟

اینکه لازم نبود شخصیت و باورهای خودم را نسبت به ایده‌آل های دیگران تنظیم کنم. در واقع این حقیقت که من به شخصه چگونه آدمی هستم به قدر کافی ارزشمند است. من سال‌های زیادی از عمرم را برای خاص بودن هدر دادم. اما لذت‌های واقعی در پنج سال اخیر زندگی‌ام تحقق پیدا کرد، زمانی که زیستن را با اعتماد به نفس و پذیرش حقیقت وجودی‌ام آموختم.

شما در کتاب‌تان توصیه‌های خوب و مهمی به دیگران کرده‌اید، آیا مورد دیگری هست که دوست داشتید به آن بپردازید اما در متن اثر نیامده باشد؟

بله، در کتاب بعدی‌ام به آن‌ها پرداخته‌ام.

در انتها، فقط برای سرگرمی، دوست داشتید به جای نویسنده کدام یک از کتاب‌هایی که خوانده‌اید، می‌بودید؟

کشف ساحره‌ها اثر دبورا هارکنس. به عنوان یک خوره‌ کتاب انتخاب سختی ا‌ست اما همین را انتخاب می‌کنم. این اثر، هوشمندانه‌ترین کتاب، درباره عشق فرازمینی‌ است که تا به‌حال خوانده‌ام.«خودت باش دختر» در ایران با خرید حق انتشار به چاپ رسیده است و نویسنده آن در یک پست اینستاگرامی از چاپ کتاب خود به زبان فارسی ابراز خوشحالی کرده است. اگرچه که ریچل هالیس را می‌توان از زنان با نشاط، کارآفرین، الهام‌بخش و خودساخته دانست اما نقدی که می‌توان بر این کتاب وارد کرد این است که سخن گفتن از چنین مسائلی آسان است، اینکه زنان را در برابر آیینه‌ای قرار دهیم که نه خود واقعی، بلکه آنچه دوست دارند باشند را ببینند کار سختی نیست اما ترغیب آن‌ها به پذیرش تمام نکات طرح‌شده در این اثر، چیزی نیست که تنها با خواندن یک کتاب اتفاق بیفتد. این اثر، در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، سر و صدای زیادی به پا کرده است و مخالفان و موافقان زیادی دارد اما به شخصه معتقدم چنین کتاب‌هایی فقط به یک‌بار خوانده شدن می‌ارزد و آنقدرها هم که در رسانه‌ها مطرح می‌شوند شایسته توجه نیستند. دلیل سخنم این است که چنین آثاری فاقد ارزش ادبی بالا هستند. نگاه داشتن سطح سلیقه مخاطب، در حد همیشه خواندنِ آن‌ها جفا به مخاطب است. این کتاب در عرض چهار ماه به چاپ هفتم رسیده است، برای یک بار خوانده شدن هم کتاب مناسبی‌ است اما نگرانی از جایی آغاز می‌شود که پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها پر می‌شود از این‌دست آثار. آثاری که تنها با تبلیغات فضای مجازی و به قول معروف بالا رفتن تب خریدشان، در صدر پرفروش‌ترین‌ها قرار می‌گیرند در حالی که هنوز شاهکار‌های ادبی بسیاری مهجور مانده‌اند و از نعمت خوانده شدن توسط مخاطبان خود محرومند. خواندن تجارب زنی که با مشکلات روزمره ما دیگر زنان درگیر بوده است و توانسته با سربلندی از پس تمام آن‌ها بربیاید لذت‌بخش است اما خو کردن به مطالعه آثاری از این دست را می‌توان به عنوان یکی از بحران‌های ادبیات معاصر مورد بررسی قرار داد. به شخصه معتقدم اغلب خوانندگان، از کتاب‌‌های عام شروع می‌کنند اما امروزه با وجود این حجم کتاب‌های متوسط و گاه زرد، بالا بردن سطح سلیقه آنان کاری بس دشوار است. همه ما می‌دانیم که این اثر و بسیاری آثار دیگر، زرد نیستند اما همین متوسط بودن و متوسط ماندن آثار معروف و پر سر و صدا سطح سلیقه مخاطب را پایین می‌آورد. مخاطبی که هر روز و هر لحظه با کتاب‌هایی فاقد ارزش ادبی سر و کار دارد میل و رغبتی به دنبال کردن شاهکارهای ادبی پیدا نمی‌کند و یکی از مهم‌ترین مشکلات و بحران‌های بازار نشر و حتی کتابخوانی درست از همین‌جا شروع می‌شود. پروردن مخاطبان عام پسند!


منبع : قانون
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

یک «بوچانی» در ایران زندگی می‌کند؟

یوسف علیخانی بعد از اعلام انتشار نسخه فارسی رمان بهروز بوچانی نوشت: از صبح سردرد گرفتم؛ از بس به این فکر کردم که چند نفر کارهای حسین شکربیگی نویسنده ایلامی را خوانده‌اند؟!

روز جهانی زبان مادری

کسانی که در تهران زندگی می‌کنند و از یک منطقه‌ای از ایران آمده‌اند که زبان مادری آنها غیر از فارسی است، با معضلی بزرگ در برخورد با فرزندهایشان مواجه بوده‌اند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: دفاع دکتر ظریف از ایران را ببینید

کسانی که او را به جاسوسی و خیانت متهم کردند، در فرودگاه با لنگه کفش به استقبالش رفتند، در توئیتر فحش نثارش کردند خوب این ویدئو را ببینند. خیانت گاهی سست کردن زانوی وفاداران راستین این کشور است که نتیجه اش می شود رضایت و لبخند دشمن. جای خادم و خائن در این کشور بارها عوض شده ... و باز هم می شود.

ویدیو: صحنه ای دردناک از دویدن مردم برای خرید گوشت یخ زده در یکی از هایپر استارهای شیرا

صحنه ای دردناک از دویدن مردم برای خرید گوشت یخ زده در یکی از هایپر استارهای شیراز ▪️مسئولان! اگه خواب نیستید؛ ببینید مردم برای تامین کالای اساسی شون اینطور می دوند.

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر