در آستانه سائوپائولو سازی

شناسه خبر: 187762 سرویس: NGO ، توسعه ، سیاست ، اقتصادی ، اجتماعی ، گوناگون جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸, ۱۲ : ۱۶ : ۰۰
در آستانه سائوپائولو سازی
برخی شکاف طبقاتی در ايران را آنقدر گسترده می دانند که معتقدند کشورمان در آستانه «سائوپائولو» شدن است.
۵۵آنلاین :

 

سید محمد حسین کاظمی

 

پژوهشگر

 

بحران ها و آسیب های اجتماعی از دیرباز تاکنون به نحوی کشور ما را دچار چالش کرده است. رشد فزاینده این بحران ها که در پیوند مستقیم با ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قرار دارد، زیست اجتماعی ایرانیان را به شکل نامطلوبی در آورده است. یکی از این آسیب ها، شکاف های اجتماعی است که در اشکال متنوع، به عرصه های مختلف حیات اجتماعی تسری یافته است و باعث می­ شود شهروندان به نقطه­ ای برسند که دیگر قادر به همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر نباشند و در نهایت یک نظام اجتماعی دچار اضمحلال گردد. شاید لازم باشد که به سه سطح تعریف از شکاف اجتماعی اشاره داشت که عبارتند از؛

تعریف اول از شکاف، ناظر بر قدرت سیاسی است و زمانی رخ می‌دهد که میان نظام قدرت و مردم جامعه یا ملت فاصله ایجاد شده است و اعتمادی که مردم به دولت دارند از دست برود و مرجع مردم جایی جز قدرت مستقر، باشد. یکی از بحث‌هایی که ما در ایران داریم تلاطم‌های سیاسی ناشی از شکاف اجتماعی است و یا فراز و فرود احزاب سیاسی و تزلزل‌های اجتماعی می‌تواند ناشی از شکاف اجتماعی باشد؛ که این سطح سوم از شکاف اجتماعی در تعریف است.

دومین تعریف از شکاف اجتماعی این است که در جامعه بگوییم میان قومیت‌ها، گروه‌ها و دسته های مختلف از حیث فرهنگ، هنجار، ارزش‌ها و مطالبات شکاف وجود دارد. یعنی یک انسجام درونی در جامعه وجود ندارد و خواسته های هر کدام از گروه ها و دسته ها در مقابل یکدیگر قرار دارد که از این مفهوم بعنوان «تضاد» یاد می شود، و البته می تواند در خواسته های سیاسی هم به وجود بیاید.

معنای سومی که از تعریف شکاف اجتماعی مستفاد می‌شود، از دست رفتن سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی از دو حیث، سبب انسجام درونی جامعه می‌شود؛ وجه اول آگاهی اجتماعی است. بدین معنی که جامعه در سطحی از آگاهی قرار گرفته که مردم نسبت به مشارکت، مسئولیت‌پذیری و جامعه‌پذیری، علم و آگاهی دارند. دوم اینکه ملت و مردم نسبت به قدرت سیاسی، دارای احزاب و دسته‌هایی هستند که خواسته‌هایشان را به شکل مدنی بیان کنند و سرکوبی صورت نمی‌گیرد. همچنین عقلانیتی در باور‌ها و رفتار‌ها وجود دارد. پس فقدان عقلانیت در رفتار‌های اجتماعی را شکاف اجتماعی می‌گوییم، که این تعبیر می‌تواند تعبیر جدید‌تر و متاخرتری از شکاف اجتماعی باشد.

در صورتی که یکی از تعاریف مذکور از شکاف اجتماعی با چانه زنی­ های سیاسی برطرف نشود، می­ توان انتظار داشت که مسائل اجتماعی به مرحله­ ای برسند که دیگر غیرقابل حل باشند، وضعیت کشور «یوگسلاوی سابق»، نمونه­‌ای از شکاف های اجتماعی که در نهایت منجر به فروپاشی و تبدیل به چند دولت-ملت جدید شد. از همین رو تشدید شکاف­ های اجتماعی، می­ تواند زنگ خطر را برای مسئولان و سیاست­گذاران به صدا درآورد و نشان دهد که باید تدبیری اندیشید، در غیر این صورت، خطر، جوامع را تهدید می کند.

برخی شکاف طبقاتی در ايران را آنقدر گسترده می دانند که معتقدند کشورمان در آستانه «سائوپائولو» شدن است. منظور از «سائوپائولو»، (شهری در برزيل) جامعه ای است که در آن گروهی با بيشترين ثروت و امکانات در بهشت برين به سر می برند و سايرين همچون نفرين شدگان در دوزخ فقر رها می شوند. اين تعبيری است که به منظور بيان عمق فاصله طبقاتی و شکاف در جامعه ايران به کار رفت و در رسانه ها بازتاب وسيعی پيدا کرد. در نگرش «سائوپائولویی»، صاحبان قدرت، تصميماتی را اتخاذ می کنند که برگرفته از منافع خودشان است و در اينجا نفع سايرين و کسانی که دور از قدرت هستند، ناديده گرفته می شود، البته اين پديده مختص جامعه ايران نيست و در همه جوامع کم و بیش چنين است اما در بعضی جوامع پيشرفته، مکانيزمی برای کنترل و نظارت وجود دارد و تا حدود زيادی نقش قدرت در توزيع نامتناسب ثروت و فرصت ها مورد اصلاح و بازبينی قرار می گيرد. بی ترديد برای اين که بدانيم، ميزان نابرابری و شکاف طبقاتی در ايران تا چه حد است، بايد به آمارها استناد کنيم. مطابق آمارهای دفتر عمران سازمان ملل، از ميان ۱۴۳ کشور مورد بررسی در شکاف طبقاتی، ايران در رتبه ۶۷ قرار دارد و کشور ما در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ با متوسط ضريب جينی  ۳۷/۴ ، شکاف طبقاتی کمتری به نسبت کشورهایی نظير آرژانتين، برزيل، چين، گرجستان، اندونزی، مالزی، مکزيک، ترکيه و آمريکا را تجربه کرده است، در مقابل گزارش کامل بودجه خانوار‌های شهری در سال ۱۳۹۶ نمايانگر اين واقعيت تلخ است که متوسط هزينه ثروتمندترين خانوارها ۱۴ برابر بيش از متوسط هزينه فقيرترين خانوارهاست. برمبنای اين گزارش، ضعيف ترين قشر جامعه در طول سال ۱۳۹۶ به طور ميانگين حدود ۹ ميليون و ۲۰۰ هزار تومان هزينه کرده اند که اين رقم از هزينه ماهيانه ۷۶۰ هزار تومانی آنان حکايت دارد. خانوار‌های ثروتمند در بازه زمانی ياد شده ۱۳۰ ميليون تومان هزينه کرده اند. يعنی ميانگين هزينه آنان در ماه حدود ۱۰ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است بنابراين شکاف طبقاتی در جامعه ايرانی پديده ای قابل انکار نيست و اعداد و ارقام ياد شده از وجود نابرابری های اجتماعی خبر می دهد.

ایران بعد از پایان جنگ تحمیلی وارد مرحله ای شد ‌که به علت شيوه توليد در كشور و نابرابری های ساختاری منجر به رشد فزاینده شکاف اجتماعی شد. آميزش ثروت و قدرت و عدم شكل گيری عدالت و الگوی عادلانه در توزيع ثروت و قدرت را می توان از عوامل آغاز این پدیده نام برد. به عبارت ديگر پس از جنگ، با وجود فرصت های بسيار شاهد رشد نابسامانی ها و بی عدالتی ها بوده ايم. به نحوی كه الگوهای مصرف قشر خاصی به سمت منازل با دستگيره های طلا يا خودروهای چند ميلياردی تغيير يافت. اين شکاف تنها در حوزه اقتصاد باقی نماند و به حوزه های اجتماعی و خانوادگی نيز كشيده شد. در حال حاضر سرمايه داری خويشاوندی بر اثر توزيع نابرابر منابع ثروت شكل گرفته و هر كس به منابع قدرت نزديك تر باشد، از منابع ثروت بهره مندتر خواهد بود. در اوایل انقلاب تفکر غالب انقلابی به مثابه يک فرهنگ خودنمایی می کرد و بحثی از سازندگی نبود و از سوی ديگر با انواع و اقسام توطئه ها سرکار داشتيم و بلافاصله وارد جنگ شديم. خود جنگ عامل بسيار مهمی در زيست ساده و به دور از فرهنگ اشرافی بود. ضمن اينکه فرهنگ و گفتمان اقتصادی ما، گفتمان نوسازی و عدالت خواهانه بود. ما نبايد در واقع فراموش کنيم که بزرگترين و برجسته ترين دهه عدالت خواهی ما همان دهه اول بوده است. اما بعد از جنگ، همه چيز عوض شد ما به سمت يک ساختاری رفتيم که متاسفانه به مثلث قدرت-ثروت-منزلت بها می دادند،

تا حدی در مورد بحث شکاف صحبت شد، ولی چرا شکاف اجتماعی برای مطالعه مهم است؟حداقل در ایران، چون شکاف های اجتماعی مربوط  به اموری چون؛ بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی می باشد، لذا مهم است آن را مطالعه کنیم. حقیقت این است که شکاف در بطن و در بنیاد اجتماعی جامعه ما رسوخ کرده است و با انکار نمی شود آن را از بین برد و ممکن است با وجه شدیدتر آن مواجه شویم. انکار و سرکوب به ظهور گروه های پرخاشگر اجتماعی، گروه های معترض اجتماعی یا ایدئولوژیک منجر می شود.

با این تفاسیر این نکته را نباید فراموش کرد که شکاف ها ممکن است با یکدیگر منطبق شوند. وضعیتی که می­ تواند باعث تشدید شکاف اجتماعی شود. تطبیق قومیت و مذهب و وضعیت اقتصادی، از جمله مواردی است که باعث تشدید شکاف­ ها در بسیاری از جوامع شده است. بطور مثال تشدید وضعیت فقر سیاه پوستان مسلمان در کشور آمریکا، باعث فاصله هرچه بیشتر این بخش از جامعه آمریکایی از سایر گروه های اجتماعی در کشور آمریکا شده است. در نهایت بایستی گفت هرچند وجود برخی تفاوت ها و شکاف های اجتماعی در هر کشوری، امری طبیعی است؛ اما گسست اجتماعی وضعیت نادری است که در صورت عدم تلاش های منسجم و منظم توسط سیاستمداران برای کاهش شکاف­ های اجتماعی رخ می­ دهد و می­ توان گفت با توجه به تحقیقات و آمارهای مختلف، کشور ایران دچار برخی معضلات و مشکلات اجتماعی است، اما هنوز تا پدیدار شدن گسست­ های اجتماعی در کشور ایران، فاصله بسیاری وجود دارد.

 


منبع : 55 آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

مونتیگو را بشناسید

پشت پرده سایت های شرط بندی فارسی

چند پلاسکوی دیگر فرو می‌ریزد؟

پاساژ کاشانی در خیابان امیر کبیر قابلیت تبدیل شدن به پلاسکویی دیگر را دارد

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو : ماساژ داغ مصری!

ویدئو : تراشیدن موی سر در اعتراض به سیاست های کشور

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر