نتیجه‌ای یافت نشد.

داستایفسکی شاعر ناشناخته

شناسه خبر: 167446 سرویس: کتاب و شهر کتاب ، گوناگون دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۸, ۲۹ : ۲۰ : ۰۰
داستایفسکی شاعر ناشناخته
فیودار داستایِفسکی پیش از آن که نویسنده‌ی صاحب‌نامی شود شعر می‌سرود. گاهی از طرف قهرمان‌های داستان‌هایش (به عنوان مثال کاپیتان لبیادکین در رمان «شیاطین»)، گاهی برای فرزندانش تا آنها را سرگرم کند. گاهی هم اشعارش را در سال‌نامه‌های طنز چاپ می‌کرد. اما برخی از تجربیات شاعرانه‌اش را نیز پنهان می‌کرد. تمامی این سروده‌ها به اواسط سال۱۸۵۰ تعلق دارد.
۵۵آنلاین :

 

فیودار داستایِفسکی پیش از آن که نویسنده‌ی صاحب‌نامی شود شعر می‌سرود. گاهی از طرف قهرمان‌های داستان‌هایش (به عنوان مثال کاپیتان لبیادکین در رمان «شیاطین»)، گاهی برای فرزندانش تا آنها را سرگرم کند. گاهی هم اشعارش را در سال‌نامه‌های طنز چاپ می‌کرد. اما برخی از تجربیات شاعرانه‌اش را نیز پنهان می‌کرد. تمامی این سروده‌ها به اواسط سال۱۸۵۰ تعلق دارد.

در سال ۱۸۴۹ داستایِفسکی به جرم خرابکاری سیاسی به چهار سال زندان محکوم می‌شود. چهار سالی که باید در اردوگاه‌های کار اجباری در جزیره اْمسک۱ می‌گذراند و بعد از آن هم به عنوان سرباز به سمی۲ می‌فرستندش. او حق نداشت به روسیه مرکزی سفر کند و نوشته‌هایش را در مجلات چاپ کند. در حالی که با تمام وجود شوق بازگشت به ادبیات را در سر می‌پروراند.

طی مکاتباتی که با برادرش میخاییل داشت نوشت که حالا دیگر «مزخرفات نمی‌نویسد». با این حال نوشته‌ی تازه‌ای هم ندارد، داستایِفسکی در نامه‌اش از این که قدرت و وقت کافی برای نوشتن نثر ندارد شکایت می‌کند و با اینکه نوشته‌ی تازه‌ای هم نداشت از برادرش می‌خواهد که اجازه چاپ جدید برایش بگیرد. عجیب است. او تصمیم گرفته بود شعر بسراید. یکی از اولین شعرهایش «از رویدادهای اروپایی سال ۱۸۵۴» نام دارد. این شعر از صد سطر تشکیل شده است و همانطور که از نام آن می‌توان حدس زد درباره حضور انگلیس و فرانسه در جنگ کریمه است. شعری شبیه قصیده که به صورت‌های مختلف روسیه را می‌‌ستاید و در عین حال بر این که قدرت اصلی روسیه بر ایمان و باور به مسیحیت ارتودوکس استوار است تاکید می‌کند.

ما از این روزگار نگون‌بخت نجات می‌یابیم

ما را صلیب، مقدسات‌، ایمان و تاج و تخت پادشاهی نجات می‌دهد

این قانون در روح ما سرشته شده است

همچون پرچمی بر پیروزی‌ها و رهایی‌ها

داستایِفسکی نسخه خطی سروده‌هایش را از طریق فرمانده مستقیم خود به فرمانده کل داد تا آن را به سن پترزبورگ برساند. اما نسخه خطی به دست لئونتی دوبلت، سرپرست بخش سه افتاد و به دلایل نامعلومی مجوز چاپ نگرفت. با این حال داستایِفسکی ناامید نشد و شعر «اول ژوئن سال ۱۸۵۵» را سرود. شعر سوگنامه‌ای است خطاب به بیوه نیکلای اول الکساندرا فدرونا. (اول ژوئن روز تولد اوست). نویسنده عذاب و رنج همسر امپراطور را با روسیه‌ای که تزارش را از دست داده است مقایسه می‌کند.

آنچه که نباید می‌شد شد، او دیگر نیست! همانطور که در مقابل او سر تعظیم فرود آورده‌ام

با لب‌های گناه‌آلود جسارت صدا زدنش را ندارم

آثار جاویدانش شاهدان اویند

روسیه چونان سلاله یتیمی هق‌هق‌زنان گریست

ترسان و هراسان، فسرده و کرخت شد

اما تو، فقط تو تنها، بیش از همه از دست دادی

این بار موفقیت به سراغش آمد. با اینکه سروده‌اش را به شهبانوی بیوه نشان ندادند، اما فرمانده سپاه سیبری ژنرال گوستاو گاسفورت، واسطه‌ی او در وزارت جنگ شد و درخواست کرد تا به پاداش «رفتار خوب، پشتکار و سخت‌کوشی‌اش در انجام امور و پشیمانی حقیقی از لغزش‌های گستاخانه جوانی» حکم محکومیتش را به سرباز ساده‌ای تغییر دهند. وزارت جنگ درخواست را پذیرفت و پس از چند ماه داستایِفسکی جوان ارتقا یافت. برای او این اتفاقی الهام‌بخش بود. برای همین به نوشتن شعر ادامه داد و آنها را به پایتخت می‌فرستاد.

سروده بعدی‌اش «برای مراسم پادشاهی و امضا قطعنامه جنگ» بود که او شخصا برای امپراطور الکساندر دوم نوشت. این اثر سرشار از شور وطن‌پرستانه و امید به روزهای بهتر بود. داستایِفسکی بر این باور بود که پس از تغییر پادشاه، برای او فرصت بیشتری پیش خواهد آمد تا به پترزبورگ باز گردد.

با خون و هستی‌مان

خدمتگزاری برای پادشاه‌مان را آغاز کنیم

لبریز کنیم برای او با نور و عشق

روسیه را! روسیه وفادار را!

شعر به پادشاه رسید. پادشاه اجازه چاپ آن را نداد، اما دستور داد او را زیر نظر بگیرند تا از میزان قابل‌اعتماد بودنش مطمئن شوند. این اتفاق در سپتامبر ۱۸۵۶ افتاد و تقریبا پس از یک سال داستان «قهرمان کوچک» در شماره اوت مجله «یادداشت‌های میهنی» به چاپ رسید. درامی خانوادگی که زن متاهل شوربختی عاشق شخص دیگری می‌شود. و بالاخره در سال ۱۸۵۹ به داستایِفسکی اجازه بازگشت به روسیه مرکزی داده می‌شود.

هیچ‌یک از این متون شاعرانه در زمان حیات شاعر به چاپ نرسید. آنها را فقط برخی صاحب منصبان دولتی و میخاییل داستایفسکی خواندند. باید گفت سرودن شعر هرگز در حیطه تخصص داستایِفسکی نبوده است و البته خود او هم اعتراف می‌کرد که این مرقومات خیلی هم نغز نیستند.

علیرغم اهداف جانبدارانه‌ای که سراینده اشعار از خلق آنها دنبال می‌کرد باید اضافه کرد که سروده‌ها به اندازه کافی جالب و مهم هستند. ایده‌های بیان شده در اشعار، بعدها در متن داستان‌های داستایِفسکی بسط می‌یایند. مثلاً مقایسه روسیه با کشورهای اروپایی در «یادداشت‌های نویسنده» و در سخنرانی او در بزرگداشت پوشکین آمده است. و ایده حق تسلط روسیه بر قسمت‌های آسیایی و قسطنطنیه در شعر «در رویدادهای اروپایی سال ۱۸۵۴» که در نهایت به قاعده معروف «قسطنطنیه دیر یا زود باید از آن ِ ما شود» تبدیل می‌شود.

منابع:

۱-مجموعه آثار فیودار داستایِفسکی

۲- مجله اینترنتی آرزامس، آناستازیا پرشکینا

پی‌نوشت‌ها:

۱- Омск

۲- С?????еме́й

 

آنگاه که از نو زمانه‌ی قربانی‌های باشکوه

برای مردمان روس فرا رسید

و مادران پسرانشان را تقدیم پادشاه کردند

و دعای خیرشان را در پیکار با دشمن همراه‌شان کردند

و زمین از خون قربانی آنان سیراب شد

و سرزمین روس روشن از عشق و قهرمانی شد

به ناگاه پس از این همه، فریاد سکوت عزادارانه تو شنیده شد

فریادی که چونان نوک تیز شمشیر بر دل‌ ما نفوذ کرد

همان ساعت، صدای مصیبت در (گوش) مردمان روس شنیده شد

و برای اولین بار سرزمین غول‌پیکر روس هراسان بر خود لرزید

آنگاه که شب روز را در دریای آبی محو می‌کرد

بزرگ‌مرد تو رخت از این دنیا بر بست

اما سرزمین روس در ساعت غم و دلتنگی مومن ماند

و شعاع نورتازه‌ای از امید زرین بر او تاباند...

آنچه که نباید می‌شد شد، او دیگر نیست!

همانطور که در مقابل او سر تعظیم فرود آورده‌ام

با لب‌های گناه‌آلود جسارت صدا زدنش را ندارم

آثار جاویدانش شاهدان اویند

روسیه چونان سلاله یتیمی هق‌هق‌زنان گریست

ترسان و هراسان، فسرده و کرخت شد

اما تو، فقط تو تنها، بیش از همه از دست دادی

اول ژوئن سال ۱۸۵۵


منبع : سازندگی
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

استدلال‌هاي واهي براي توسعه‌نيافتگي

واکاوي سه دوره تاريخي که اجازه نداد کمر اقتصاد بشکند

اتحادیه: خرید طلای آب شده از سوی مردم غیر مجاز نیست

به واحدهای صنفی اعلام شده تا از خرید و فروش طلای آب شده و شمش طلا با افراد عادی که فعالیت صنفی در حوزه طلا ندارند پرهیز شود.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: روستایی که محو شده!

روستایی که محو شده! روستای "چم حسین" تنگ تیر که تا پیش از سیل در شهرستان چگنی قرار داشت، در حال حاضر وجود خارجی ندارد و با آب یکسان شده است.

ویدیو: مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش

مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش به جز تلخی دلهره و تنهایی یک کودک و زبان شیرین و شیوا و هوش بالای او ؛ ضرورت آموزش کودکان عنصر کلیدی در این ویدیوست.

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر