نتیجه‌ای یافت نشد.

خجالتی هستم، جلوی دوربین‌آدم دیگری می‌شوم

شناسه خبر: 169399 سرویس: فرهنگ و هنر ، گوناگون دوشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۸, ۴۳ : ۲۰ : ۰۰
خجالتی هستم، جلوی دوربین‌آدم دیگری می‌شوم
کمتر کسی را می‌توان یافت که بازی مرجانه گلچین در نقش‌های کمدی سریال‌های تلویزیونی را در یک دهه اخیر به‌خاطر نداشته باشد. این بازیگر در آخرین تجربه کاری خود در مجموعه زوج یا فرد شبکه سوم سیما به ایفای نقش پرداخته است. گلچین در این مجموعه ایفاگر نقش آفاق ظاهر شده است. این بازیگر سینما و تلویزیون درباره باورپذیربودن نقش‌های خود در تلویزیون و انتقاد‌هایی که درباره تکرار نقش‌ها به او می‌شود، گفت: زمانی که در تیتراژ یک مجموعه نام مهران غفوریان، یوسف تیموری و مرجانه گلچین به عنوان بازیگران نوشته می‌شود و به عنوان مثال شما به عنوان تماشاگر با شخصیت‌هایی همچون فرهاد و فرشید و آفاق در مجموعه زوج یا فرد که به تازگی پخش شد، همراه شدید و آنها دست شما را از قاب تلویزیون گرفتند و به داخل خانه‌های خود بردند؛ به نوعی با آنها زندگی کردید و دیگر نمی‌توان گفت که آن آدم را دیدم و تکراری بود، چراکه شما آن شخصیت را به عنوان آفاق باور کردید، پس آن بازیگر کار خودش را انجام داده است. فرشید را به عنوان برادر این آدم قبول کردید، پس او هم کار خود را انجام داده است. وی افزود: کمدین بزرگی همچون چاپلین نیز با یک حرکت و با یک فیزیک در همه کارهای خود ایفای نقش کرده ولی اثرهای جدیدی را از خودش به جا گذاشته است. مگر می‌توان کمدین‌های بزرگ دنیا همچون چاپلین را هم تکراری دانست. در واقع موقعیت‌های داستان‌هاست که موقعیت‌های تازه‌ای را برای بازیگر به وجود می‌آورد. بر همین اساس باید بگویم که به عقیده من، این حرف که بازیگری خودش را تکرار کرده، معنی ندارد
۵۵آنلاین :

تلاش برای رسیدن به شخصیت

این بازیگر در پاسخ به این پرسش که در ایفای نقش‌های مختلف تا چه اندازه برای رسیدن به شخصیت مورد نظر، مرجانه گلچین را فراموش می‌کند، اظهار داشت: خیلی زیاد. آنهایی که من را می‌شناسند، کاملا به تفاوت پشت صحنه من با آنچه در جلوی دوربین می‌بینند، واقف هستند. اتفاقا من آدم خجالتی هستم، یعنی اگر در یک جمعی قرار بگیرم، معمولا در گوشه هستم و خیلی اهل خودنمایی نیستم. خودم نمی‌دانم که چه اتفاقی در جلوی دوربین برای من می‌افتد که به کل آدم دیگری می‌شوم. وی ادامه داد: اصولا آنها که خیلی خوب من را می‌شناسند، متوجه تفاوت پشت و جلوی دوربین من شده و بارها در این باره به من گفته‌اند که تو اصلا آن آدم حاضرجوابی که در جلوی دوربین جواب‌ هرکسی را در آستین خود دارد، نیستی. البته شاید تجربه هم در این موضوع تاثیرگذار بوده باشد. به طور کلی باید بگویم برای بازی یک شخصیت، فراموش می‌کنم که چه کسی هستم و شخصیت درون فیلم می‌شوم. حتی در مدت فیلمبرداری، شخصیت مورد نظر در خانه خودم هم با من بوده و برای رسیدن به نقش خیلی انرژی می‌گذارم.

باورپذیری در نقش‌های جدی

گلچین درباره ایفای نقش خانم جلسه‌ای در مجموعه «نفس گرم» که چندی پیش در آن ایفای نقش جدی را برعهده داشت نیز توضیح داد: دقیقا سعی کردم باورپذیری که درباره آن صحبت کردم را در ایفای نقش جدی نیز داشته باشم و اصولا در ایفای این مدل نقش‌هاست که تفاوت نقش‌ها مشخص می‌شود. به طور کلی من بازیگری با حرکت دست و میمیک‌های زیاد هستم ولی در ایفای نقشی که در مجموعه «نفس گرم» داشتم، باید همه آنها را دور می‌ریختم و تبدیل به آدمی می‌شدم که تمام وجودش آرامش است. همچنین در مجموعه «شب بیست و نهم» نقش دختر معصومی را داشتم که طعمه همسایه بدجنس خود می‌شود که با کارهای گذشته متفاوت بود. در واقع در این نقش‌ها موقعیت فراهم بود تا تفاوت بازیگری را به نمایش بگذارم. این بازیگر ادامه داد: در نهایت باید بگویم که در واقع موقعیت‌های مختلف است که از بازیگر بازی‌های متفاوتی را می‌طلبد. در حال حاضر با افتخار می‌گویم که من بازیگر کمدی هستم که برای خودم یک شیوه بازیگری درنظر گرفته‌ام و آن استفاده از بازی بدن است. قطعا این شیوه را با خودم حمل خواهم کرد و به هیچ وجه آن را کنار نمی‌گذارم. اما متناسب با شرایط قصه از آن استفاده خواهم کرد. به عنوان مثال اگر به همین مجموعه زوج یا فرد که به تازگی در آن به ایفای نقش پرداختم؛ خوب توجه شود، می‌بینید که نوع استفاده‌ای که من در این اثر از بدنم کرده‌ام با مجموعه بزنگاه، نقطه سر خط و آثار قبلی متفاوت است. به نوعی در مجموعه زوج یا فرد در نقش مادر یک خانواده، آفاق باید یک افتادگی داشته باشد ولی در نقطه سر خط نقش زنی را داشتم که تنها زندگی می‌کرد و به صورتی دیوانه شده بود و مالیخولیا داشت که کاملا تفاوت آن با آفاق مشخص است.

شیطنت‌های تکراری؟ نه!

وی در ادامه بیان کرد: برخی شیطنت‌هایی را در مورد تکرار نقش‌ها مطرح می‌کنند که واقعا درست نیست. در این صورت با توجه به اینکه در اکثر نقش‌های آقای شکیبایی هم رگه‌هایی از هامون وجود دارد، از شما می‌پرسم آیا باید بگوییم که آقای شکیبایی هم تکرار است؟ به این صورت نیست. چراکه ما در موقعیت‌های مختلف وجهه‌های متفاوتی از ایشان می‌بینیم. در نهایت باید بگویم آدم که نمی‌تواند از وجود خودش جدا شود. بالاخره من با خصوصیتم مرجانه گلچین می‌شوم. اگر من را با این خصوصیت می‌پذیرید و بعد از ۱۰ سالی که دارم کار می‌کنم هنوز در نظرسنجی‌ها بالاترین آرا را می‌گیرم، یعنی مردم باورم می‌کنند. پس چرا باید در نظر مردم دست ببریم و با تیترکردن یه سری از جملات اتفاقات دیگری را رقم بزنیم. گلچین در پایان گفت: البته به اندازه‌ایی که در مجموعه زوج و فرد درباره مهران غفوریان کامنت دیده‌ام، درباره خودم ندیده‌ام. من در این مجموعه یک بازی نیمه هوشیار را تجربه کرده‌ام که در بخش‌هایی که قرص می‌خورم دیده می‌شود و در کارهای دیگر من نبوده است. به نوعی در این مجموعه بخش دیگری از بازی خود را نشان دادم. بازی بین تراژیک و کمدی. آنجایی که از پسرش در زندان حرف می‌زند و می‌گوید که نمی‌دانم باید بخندم یا گریه کنم. بالاخره به این بخش‌ها نیز باید کمی توجه شود.


منبع : آ رمان امروز
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

شکوفایی مشاغل در جهان ثروتمند

توانمندی بازارهای کار پیش بینی های ناراحت کننده ای را در مورد آینده مطرح می کند. اینکه کامپیوترهای قدرتمند و پیچیده شمار زیادی از کارگران را به بیکاری اجباری می کشانند. سرعت رشد دستمزدها قطعا بسیاری از شرکت ها را به خودکارسازی تشویق می کند.

حراج‌های دقیقه 90

دولت در جریان بزرگ‌ترین خصوصی‌سازی سال 98، بیش از 52 هزار میلیارد تومان از اموال عمومی را از طریق بورس به فروش خواهد رساند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: آیین کاشت 50 اصله نهال به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد رهبر آزادی خواه هندوستان

آیین کاشت 50 اصله نهال به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد رهبر آزادی خواه هندوستان

ویدیو: دیدار یک کهنه سرباز با معشوق خود پس از ۷۵ سال

دیدار یک کهنه سرباز با معشوق خود پس از ۷۵ سال ◽️یک کهنه سرباز پس از 75 سال با معشوقه خود در زمان جنگ دوم جهانی روبه رو شد. در سال پایانی جنگ جهانی دوم، 1944 میلادی، کارا تروی رابینز آمریکایی که برای جنگ در مقابل ارتش نازی عازم فرانسه شده بود در شمال شرقی فرانسه عاشق ژانی پیرسون، 18 ساله شد. ◽️ اما سرانجام رابینسون که در آن زمان 24 سال داشت ناگزیر به جبهه شرق اعزام شد

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر