کابوس جهنمی خانواده ی سوری

شناسه خبر: 125128 سرویس: گوناگون پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶, ۱۴ : ۰۰ : ۰۰
کابوس جهنمی خانواده ی سوری
بعدازظهر ژانویه است. بعد از یک روز کسل کننده، نایف و نسرین غازول به همراه فرزندانشان دور تا دور اتاق پذیرایی نشسته اند. بچه ها شکلات داغ می خورند و نوه 18 ماهه شان، شاهد، با تکرار کلماتی که تازه یاد گرفته خانواده را سرگرم می کند. شاهد بعد از تکرار چند کلمه عربی خنده ی ریزی می کند و در حالی که گونه هایش از خجالت سرخ شده ناگهان به انگلیسی می گوید: دوستت دارم.
۵۵آنلاین :

شاید این صحنه، صحنه ی دلچسبی برای پایان دادن به یک روز پرچالش باشد. روز شلوغی که در آن بچه ها به مدرسه رفته اند، یک قرار دکتر داشته اند و یک سری کارهای دیگر که انجامشان در این هفته ضروری بوده است را انجام داده اند. آنها می گویند: «زندگی در آمریکا این گونه می گذرد».

سال گذشته همین وقت ها، این خانواده پناهنده سوری حتی نمی دانستند یک روز بعدشان چگونه سپری خواهد شد.

نایف و نسرین روز 19 ژانویه سال 2017، درست یک روز قبل از آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به همراه دو فرزند کوچکترشان، حیا، 16 ساله و عبدالرزاق، 12 ساله، از اردن وارد آمریکا شدند. دختر بزرگترشان، منیاح قرار بود یک هفته بعد به همراه شوهرش، علی داله، به آنها بپیوندد که ترامپ در اولین اقدامش به عنوان رئیس جمهور آمریکا ممنوعیت ورود مهاجران از چند کشور مسلمان، به خصوص سوریه را اعلام کرد.

نایف می گوید اعلام این ممنوعیت برای خانواده اش یک کابوس جهنمی بوده است.

مثل بسیاری از مهاجران، دختر و داماد او به امید آنکه بتوانند در آمریکا برای خود خانه و زندگی جدیدی بسازند، دارو ندارشان را حراج کردند. اگر قاضی فدرال آمریکا جلوی اجرایی شدن منع سفر به آمریکا را نگرفته بود شاید آنها هم هرگز نمی توانستند به خانواده شان در آمریکا بپیوندند. اما بالاخره اجازه ورود به خاک امریکا را دریافت کنند. علی، داماد نایف می گوید: « 10 روز از ورود ما به آمریکا جلوگیری شد و هر روز به اندازه یکسال برای ما گذشت.»

امروز خانواده غازول در یک مجتمع آپارتمانی زندگی می کند.

داستان خانواده غازول 6000 مایل دورتر از جایی که امروز زندگی می کنند در شهر حمص شکل گرفت. سال 2011 بود که درگیری ها در سوریه آغاز شد و با شدت گرفتن جنگ داخلی در سال 2014 این خانواده مجبور به فرار از کشور و مهاجرت به اردون شدند. سفری سخت و رنج آور که سه روز طول می کشد. آنها بخشی از این سه روز را با پای پیاده می پیمایند و بخش دیگر را با سوار شدن به ماشین های حمل احشام طی می کنند تا سرآخر به صورت قاچاقی وارد اردن می شوند. و آنجاست که تصمیم می گیرند پناهنده شوند.  

نایف می گوید: «حسابی کلافه و ناامید بودیم و انتخاب دیگری پیش رویمان نبود.»

خانواده غازول بعد از یکسال دویدن بالاخره از طرف کمیساریای عالی سازمان ملل پناهندگی آمریکا را می گیرند. اما یکی از دختران خانواده که در همان سال در اردن ازدواج کرده برای دریافت پناهندگی آمریکا تعلل می کند. آنچه که او هرگز فکرش را هم نمی کرد این بود که رئیس جمهوری به ریاست آمریکا برسد که از ورود مهاجران و پناهندگان به این کشور جلوگیری کند.

داستان که به اینجا می رسد، نسرین دستهایش را جلوی صورتش قفل می کند و سرش را با ناراحتی تکان می دهد و نایف که تا همین چند لحظه پیش روی صندلی نشسته بود بلند می شود و عکس دخترشان غزل را بر می دارد.

نایف می گوید: «خانواده مان از هم پاشیده شده. من از هم گسسته شدن تدریجی پیوند خانوادگی مان را به چشمم می بینم.»

مانند خیلی از پناهندگان، خانواده غازول هم قربانی دوران بی نظم و پرآشوبی است که با اعلام ممنوعیت سفر به آمریکا توسط ترامپ آغاز شد. در طی یکسال گذشته این طرح به شکل متناوب اعلام شده و نتیجه اش پاشیده شدن بذر ناآرامی و آشوب در آمریکا و تخریب چهره آمریکا در سطح جهانی بوده است.

نسرین و نایف اکنون در آمریکا به سر می برند اما سرنوشت نامعلوم یکی از فرزندانشان یک خلا بزرگ در زندگی شان پدید آورده است.

از نظر وکلای مهاجرت و مخالفان ترامپ ممنوعیت سفر به آمریکا واضح ترین تمایل او به ملی گرایی یا شعار « اول آمریکا» را نشان می دهد.

ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود قول داد «بطور کامل از ورود مسلمانان به آمریکا جلوگیری خواهد کرد و بارها تکرار کرد که مهاجران سوری را به آمریکا راه نخواهد داد.» حتی یکبار گفت تمام مهاجران سوری را که در آمریکا زندگی می کنند اخراج خواهد کرد. هر چند ترامپ نتوانسته بطور کامل ممنوعیت سفر به آمریکا را اجرا کند اما لحن آتش افروزانه او راه را برای ایجاد تغییرات در سیاست مهاجرت آمریکا باز کرده است.

نایف در گوشه ای از اتاق مچاله شده، او تلفن همراهش را روبروی صورتش گرفته و به آن خیره شده است. او به عکس دختر 22 ساله اش غزل نگاه می کند که دارد خودش را برای آنکه یک شب دیگر 6000 مایل دورتر از خانواده سر بر بالش بگذارد، آماده می کند. غزل به غیر از شوهرش هیچ کس دیگری را در اردن ندارد.

اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف
مهین دخت ۱۳۹۶/۱۱/۱۸ ۲۰:۵۷
آنچنان تیتر زده شده کابوس جهنمی !!که انسان فکر میکند شاید جنایتی برای این خانواده اتفاق افتاده ! اینکه اعضای خانواده ای سالم ولی دور از هم افتاده باشند .در این دوره وزمانه بخصوص برای ما ایرانیها امری عادی میباشد .بهتر است خبرنگار ها خبرهای پر بار تری به مردم برسانند.
4 6 پاسخ دادن به این نظر

دیدگاه 55

بیشتر

تلاقي:برخورد نسل ها

اينكه كشور در شرايطي به سر ميبرد كه عملا در داخل،عنصرهاي تقويت كننده ي جامعه،يعني جوانان،چنان در سرخوردگي به سر ميبرند كه ديگر نبايد انتظار داشت شعار و آرمان گرايي،عامل تحرك پذيري و حضور هميشگي آنان در صحنه هاي سياسي و اجتماعي باشد،بايداين نكته را به ما بفهماند كه ما با نسل هايي مواجه هستيم كه هيچ دغدغه اي جز تامين خواسته هاي زندگي روزمره خود ندارند.حق هم دارند!

مردی برای تمامی فصول

از دست من کاری ساخته نیست!

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: محل سقوط بوئینگ ۷۳۷ کوبا

تصاویر مردم محلی از محل سقوط بوئینگ ٧٣٧ كوبا در اطراف فرودگاه خوزه مارتی هاوانا

ویدیو: آب شرب در منطقه دشتیاری چابهار

آب شرب در منطقه دشتیاری چابهار از ویدئوهای پربازدید روزهای اخیر در شبکه های مجازی

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان