چرا میل به مهاجرت بالا گرفته است؟

شناسه خبر: 147799 دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷, ۲۳ : ۱۵ : ۰۰
چرا میل به مهاجرت بالا گرفته است؟
«مردم نقل مکان می کنند چون از نگرانی در رنج اند؛ چون این احساس فرساینده را دارند که هر چقدر هم سخت تلاش کنند کوشش هایشان به جایی نمی رسد چون انچه در سک سال می سازند ممکن است در یک روز به دست دیگران از هم بپاشد. برای اینکه حس می کنند آینده ای وجود ندار، برای اینکه شاید آنها بتوانند روزگارشان را بگذرانند اما برای کودکانشان چنین نخواهد بود. برای اینکه احساس می کنند هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و دستیابی به شادمانی و موفقیت فقط در جای دیگری ممکن است.»
۵۵آنلاین :

«مردم نقل مکان می کنند چون از نگرانی در رنج اند؛ چون این احساس فرساینده را دارند که هر چقدر هم سخت تلاش کنند کوشش هایشان به جایی نمی رسد چون انچه در سک سال می سازند ممکن است در یک روز به دست دیگران از هم بپاشد. برای اینکه حس می کنند آینده ای وجود ندار، برای اینکه شاید آنها بتوانند روزگارشان را بگذرانند اما برای کودکانشان چنین نخواهد بود. برای اینکه احساس می کنند هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و دستیابی به شادمانی و موفقیت فقط در جای دیگری ممکن است.»

این جملات «یان مارتل» در کتاب زندگی پی زبان حال برخی از ایرانیان است؛ آنهایی که شب با سوداری رفتن سر به بالین می گذارند روز در جست و جوی راهی برای کوچ، از این دفتر وکالت به دیگری می روند و در صف انتظار این سفارت و آن سفارت مضطربانه وقت می گذراند تا مگر در جایی دیگر فرصت های بهتری بیابند آنهایی هه که رفته اند به دور اندیشی خود دست مریزداد می گویند و شادمان دیگران را نیز به رفتن می خوانند.

داستان وطن به دوشی گر چه تازه نیست اما این روزها به سندرومی فراگیر تبدیل شده است موج جدید مهاجرت حالا  از مغزها و نخبگان و طبقه ثروتمند و متمول جامعه قشر معمولی و طبقه متوسط جامعه را هم دارد با خود می برد. جامعه شناسان که تا پیش از این نسبت به خروج سرمایه های علمی و فکری هسدار می دادند حالا نگران مهاجرت گسترده تمامی گروه ها به ویژه جوانان هستند و اقتصاددانام نسبت به پدیده خروج سرمایه همراه با مهاجرت اظهار نگرانی می کنند در کشور نهاد مشخصی برای گرد اوری منظم آمار و ارقام مربوط به مهاجران وجود ندارد به همین دلیل نمی توان به روایت های متناقض و بعضاً بزرگ نمایی شده اتکا کرد اما گر چه آمارها دقیق و به روز نیست اما نشانه ها فراوان است از جست و جوی واژه مهاجرت در گوگل گرفته تا فهرست انتظار بلند بالا برای گرفتن ویزای کار و سرمایه گذاری تا تلاش بی وقفه برای گرفتن پذیرش در دانشگاه های خارج از کشور، حکایت از قهر گسترده با مام وطن دارد.

بررسی آمار جست و جوی کلید واژه «مهاجرت» در گوگل نشان می دهد در یک سال اخیر، یعنی از اوایل آگوست 2017 (مرداد 96) تا آگوست 2018 (مرداد 98) میزان جست و جو این واژه افزایش چشمگیری پیدا کرده است. خبر انلاین در این باره می نویسد: تمام این سرچ ها با هدف شناخت از مهاجرت به کشورهای خارجی انجام شده و ربطی به مهاجرت داخلی ندارد. کاربران در پنج استان تهران، البرز، قزوین گیلان و زنجان بیشترین جست و جوی کلید واژه مهاجرت را داشته اند.

هشدار نسبت به تشدید تمایل به مهاجرت اما از سال پیش آغاز شد. حسین عبده تبریزی اذرماه گذشته در یکی از نشست های تخصصی انجمن جامعه شناسی ایران می گوید: اطلاعاتی که دارم نشان می دهد 5/1 میلیون ایرانی در صف مهاجرت به استرالیا و کانادا هستند. و این عدد ترسناک است. خروج نیروهای کارشناسی و نیروهای وزریده به اقتصاد ملی آسیب می زند و یکی از دلایل تهی دست شدن مهاجرت نیروهای نخبه است آن گونه که این اقتصاددان گفته است از هر 100 جوان ایرانی چهار نفر خواستار مهاجرت به کانادا یا استرالیات بوده اند. رقمی که به راحتی می توان حدس زد رد سال جاری و پش از شدت گرفتن چالش های اقتصادی و گسترش فضای ناامیدی و نااطمینانی در کشور رو به فزونی گذاشته است.

این تصویر زمانی ناامید کننده تر می شود که آمار مهاجران و پناهجویان غیر قانونی به اروپای شرقی و غربی را نیز به آن بیفزاییم و بدانیم الگوی مهاجرت ایرانیان نیز تغییر کرده است کشورهای نظیر امارات و ترکیه و گرجستان نیز به مقصد مهاجرت ایرانیان افزوده شده و فیلیپین و هند نیز در فهرست کشورهایی قرار گرفته اند که دانشجویان ایرانی را به خود جذب می کنند. پدیده ای که وزارت علوم را نگران کرده است این تغییر الگو چندان هم دور از انتظار نیست. با روی کار آمدن ترامپ و تحدید سیاست های مهاجر پذیری در این کشور، آمریکا از صدر فهرست کشورهای مقصد مهاجرت برای دانشجویان خارج شده و به جای خود را به کشورهایی داده است که با نیاز به ویزا ندارند و یا هزینه تحصیل و زندگی در آنها پایین تر است.

در میان کشورهایی که مقص مهاجرت ایرانیان شده اند نام های شگفتی آور دیگری هم مشاهده می شود. وب سایت روزنامه بوسنیایی «سارایوو تامیز» خبر می دهد از آغاز سال جاری میلادی تا کنون بیش از 1600 ایرانی از بوسنی و هرزگوین تقاضا پناهندگی کرده اند. این آمار 100 برابر مجموع درخواست های مشابه در سال 2017 است!

خروج سرمایه نیز نگرانی دیگری است که با مهاجرت پیوندی نزدیک دارد و توجه تحلیلگران اقتصادی را به خود جلب کرده است فروردین امسال روزنامه جوان به نقل از نایب رئیس اتاق ایران و چین نوشته است: هم اکنون بیش از 100 هزار نفر در صف اخذ ویزای سرمایه گذاری هستند و چندی پیش نیز اعلام شده بود  که بیش از یک و نیم میلیون نفر درخواست مهاجرت به استرالیا و کانادا را داده اند. شرایط و تبلیغات به گونه ای عمل شده که حتی مردم عادی و متوسط هم به فکر خروج از کشور از طریق خرید خانه و ویلا شده اند و باید فکر به حال این موضوع کرد.

هزینه میلیارد دلاری ایرانیان برای خرید خانه در ترکیه و اخذ اقامت در این کشور نیز خبری بود که بازتاب غم انگیز و گسترده ای داشت. داده های رسمی که دولت ترکیه منتشر کرد نشان می داد در هشت ماهه نخست سال 2018 شهروندان ایران پس از شهروندان عراقی بیشترین تعداد خانه را در ترکیه خریده اند. اگر خرید خانه به انگیزه حق شهروندی در ترکیه صورت گرفته باشد (فرض دیگر را می توان حفظ ارزش سرمایه دانست) بیش از 6/1 میلیارد دلار ارز از ایران خارج و در بازار مسکن ترکیه سرمایه گذاری شده است به نظر می رسد پس از خروج سرمایه ایرانیان برای دریافت حق اقامت در دوبی و قبرس و دومینیکن حالا نوبت به ترکیه رسیده است که سرمایه های مالی و انسانی کشور با ببلعد.

رویای بی پایان رفتن

ماجرای مهاجرت اما سری دراز دارد این پدیده در طول زمان و با شکل گرفتن امواج پی در پی آنقدر تداوم پیدا کرده که حالا برای خود به یک فرهنگ تبدیل شده است. موسسه گالوپ به سفارش سازمان بین المللی مهاجرت در سال 2015 میلادی به مهاجرت را در 156 کشور بررسی کرد که نتایج آن در سال 2018 منتشر شد. بنا به این گزارش در سال 2015 حدود یک میلیون و 800 هزار نفر از ایرانیان برای مهاجرت ابراز علاقه و آمادگی کرده اند و از این تعداد 400 هزار نفر برنامه مشخصی داشته و در حال آماده شدن برای مهاجرت بوده اند.

تحلیلگران سیاسی مهاجرت ایرانیان را به چهار دوره تقسیم می کنند. دوره اول مهاجرت آریستوکرات های دوران پهلوی در آستانه انقلاب. دوره دوم: مهاجرت اعضای برخی گروه های سیاسی مخالف نظام در پی ماجراهای ابتدای دهه 60. دوره سوم مهاجرت اجتماعی دهه 70 به امید زندگی در شرایط بهتر و دوره چهارم مهاجرت پس از اشوب های سال 1388. به نظر می رسد اکنون با موج دیگری از جلای وطن روبه رو هستیم که ترکیبی از انگیزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بروز و گسترش آن دخیل اند. آمار دقیقی از چمدان ها  بسته شده و افکار درگیر رفتن در دست نیست. مطالعه صورت نگرفته تا دریابیم کدام عوامل جوانان و خانواده ها را واداشته تا بخت خویش را زیر اسمان دیگری جست و جو کنند. اما مطالعاتی که پیش از این صورت گرفته شاید بتواند قدری از این تصویر مبهم را روشن کند.

مطالعات نشان می دهد انگیزه مهاجرت در سراسر جهان کما بیش یکسان است فرار از فقر، گریز از درگیری و خشونت، رهایی از تبعیض و فشار به سبب قومیت، مذهب یا عضویت در گروه های خاص اجتماعی یا سیاسی بی خانمانی پس از بالایای طبیعی یا تغییرات زیست محیطی دسترسی به امکانات بهتر آموزشی دسترسی به فرصت های بهتر برای فرزندان اشتغال و بهبود کسب و کار و دسترسی به خدمات عمومی بهتر در میان این عوامل و انگیزه ها مشاهده می شود.

یکی از معدود مطالعاتی که علل پناهجویی و مهاجرت ایرانیان را مورد بررسی قرار داده در سال 2015 توسط موسسه مطالعاتی Seefar انجام شده است. در این سال گزارش ها نشان می داد سوری ها، افغانی ها و عراقی ها صدر نشین فهرست مهاجرات غیر قانونی به اروپا هستند. اما در سه ماهه پایانی همان سال نام ایرانیان نیز به پنج ملیت نخستی که خواستار اقامت دائم در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا بودند پیوست این اتفاق موسسه seefar را وا داشت تا برای دستیابی به تصویر روشن تری از علل خروج ایرانیان از کشور و مهاجرت آنان به اروپا را مطالعه ای صورت دهد. یافته های کلیدی پژوهشگران این مطالعه نشان داد.

* انگیزه اصلی مهاجرت دشواری برای یافتن کار در ایران و برای دانش آموزان فرصت های اندک یا ضعیف تحصیلات عالی بوده است. 65 درصد از کسانی که گفته بودند به دلیل دشواری یافتن کار ایران را ترک کرده اند همگی شغل با حقوق داشتند. این یافته نشان می داد عدم رضایت شغلی و یا اشتغال در کارهای فرودست و نامناسب یکی از عوامل دافعه برای خروج جوانان از کشور است.

اگر بخواهیم این یافته را پس از سه سال با شرایط کنونی کشور مقایسه کنیم، شکل گیری موج جدید مهاجرت دور از انتظار نیست. بیکاری – پدیده ای که در دو سال گذشته به بالاترین میزان خود رسیده و در میان جوانان تحصیل کرده بیش از سایر خود را نشان می دهد. – حالا هم می تواند انگیزه برای خروج نیروی جوان و مستعد از کشور باشد. بحران کاریابی و اشتغال به جوانان محدود نست. تولید کنندگان و کار آفرینانی که به سبب سیاست های نادرست و نا اطمینانی در فضای کسب و کار امید خود را به فعالیت در داخل کشور از دست داده اند و هم به موج مهاجران پیوسته اند. تجارت نیوز در این باره می نویسد دو سه سال اخیر خبرهایی مبنی بر خروج سرمایه از کشور و مهاجرت تولید کنندگان ایرانی به سایر کشورها منتشر شده است. برخی گزارش ها نشان می دهد شکورهای خارجی حتی برای جذب خیاطان ایرانی نیز برنامه دارند. سال 93 روزنامه شهروند گزارشی در مورد مهاجرت خیاطان ایرانی به ترکیه و چین منتشر کرد. در این گزارش آمده بود که برندهای ترکی با جذب آگهی در ایران به دنبال جذب خیاطان و تولید کنندگان ماهر پوشاک ایرانی هستند. گزارش های متعددی نیز در مورد مهاجرت خیاطان و تولید کنندگان پوشاک به ترکیه و سایر کشورها منتشر شده است. موج مهاجرت تولید کنندگان و سرمایه گذاران به برخی از صنایع پلاستیک نیز رسیده است.

به تمامی آنچه گفته شد بیم از دست دادن شغل را نیز باید افزود. تشدید مشکلات اقتصادی، افزایش تورم، کاهش ارزش ریال، رکود و بدتر از آن سیاست های نادرست دولت در سرکوب قیمت و اعمال فشار بر تولید کنندگان بسیاری را از آینده فعالیت اقتصادی در کشور ناامیده کرده است. این افراد گر چه در شرایط کنونی جزو بیکاران محسوب نی شوند اما چشم انداز روشنی پیش روی کسب و کار و سرمایه خود نمی بینند. و سفر به سرزمین های که دست کم بازار از دست اندازی دولت در امان است می تواند تنها راه چاره برای حفظ ارزش سرمایه شان باشد.

- ریسک ارزنده

خطرات و پیامدهای مهاجرت بر کسی پوشیده نیست. از احتمال گرفتار شدن در فقر تا بحران فرهنگی و عدم پذیرش در کشور مقصد گرفته تا غم غربت و تنهایی اما پاسخوگیان به مطالعه seefar گفته اند که با آگاهی از این خطرات کوچ کرده اند و مطمئن هستند ترک وطن ارزش رویارویی با این ریسک ها را دارد و پاداش خواهند گرفت!

یافته های مطالعه نشان می دهد تمامی پاسخگویان از جمله کسانی که در خواست اقامت آنان با شکست رو به رو شده معتقد بودند که مهاجرت ارزش دارد و این کار را به دیگران هم توصیه کرده اند. تمام پاسخگویان دیپورت شده گفته اند که دوباره شانس خود را امتحان خواهند کرد جالب تر آنکه بیشتر این پاسخگویان اعلام کرده اند موج بزرگ کهاجرت به اروپا در سال 2015 برایشان عامل «جذب کننده» بوده است. به بیان ساده تر حتی کسانی که به مهاجرت فکر نمی کردند با راه افتادن این موج به ترک وطن علاقه مند شده اند و کسانی که عزم جدی برای مهاجرت نداشته اند با قاطعیت بیشتری جلای وطن کرده اند.

اغلب این افراد در اتحادیه اروپا، خانواده یا دوستی نداشته اند این یافته در نقطه مقابل یافته های مربوط به مهاجرت به استرالیاست چرا که اغلب کسانی که مقصد خود را استرالیا انتخاب می کنند به واسطه حضور بسنگاه و آشنایان در این کشور به مهاجرت تشویق شده اند.

شاید بتوان انعکاسی از این پدیده را در ماه های اخیر نیز مشاهده کرد. موجی که از مهاجرت به راه افتاده به تدریج خیلی ها را با خود همراه کرده است نه فقط کسانی را که به دلیل بی اعتمادی و ناامیدی از آینده یا جست و جوی فرصت های برای زندگی بهتر مدت هاست به مهاجرت می اندیشند که حتی آنها که برنامه ای برای رفتن نداشته اند تصور این جاماندگان آن است که همه دارند می روند و زودی فرصت رفتن هم از دست می رود. کسانی که رفته اند از فشار مشکلات داخلی رها می شوند و اینها که جا ماده اند ناگزیر مشکلاتی نظیر بیکاری و نابسامانی را تحمل کنند از آرزوهایشان چشم بپوشند و به این ترتیب نرفتگاه و ماندگان هم با انها که چمدان بسته اند همراه می شوند و به صف مقابل سفارتخانه ها می پیوندند.

یافته دیگر مطالعه مذکور هم حرف های جالبی برای گفتن دارد بسیاری از پاسخگویان مهاجرانی بودند که از خوزستان به اروپا مهاجرت کرده اند از استان نفت خیز ایران که از درآمد نفتی بهره چندانی نبرده و مشکلات بسیاری را در زمینه های مختلف از ریزگردها تا اب آشامیدنی کدر شاهد بوده است. اغلب این افراد اعلام کرده اند که انگیزه اصلی آنها برای ترک وطن در حاشیه ماندن اقتصادی است اغلب چالش اشتغال مهم ترین علت مهاجرت ذکر شده است.

این یافته را نیز می توان با موجب جدید مهاجرت تطبیق داد در حالی که برخی تحلیل گران می گویند ترس از بازگشت تحریم ها و پیامدهای اقتصادی آن کاهش ارزش ریال گرانی و رکود و تورم و بیکاری می توانند مهم ترین انگیزه برای ترک وطن باشند اما به نظر می رسد زندگی در جامعه ای با رعایت حقوق شهروندی و آزادی های فردی و مدنی می تواند عامل جذب کننده مهم تری محسوب شود. آن گونه که بارها کارشناسان و تحلیل  گران حوزه های مختلف تاکید کرده اند کم توجهی به حقوق شهروندان تحدید حق انتخاب مردم در ذیل سایه دولتی که مدام پا در کفش شهروندان می کند همگی می تواند به کاهش امید و اعتماد اجتماعی و در نهایت گسست اجتماعی و فروپاشی رابطه دولت و ملت منجر شود سرمایه ای که برای گذار از دوران دشواری حمکرانی سخت بدان نیاز دارد.

- هجرت نومیدانه

کاهش سرمایثه اجتماعی در کشور که دو بازوی قدرتمند آن امید و اعتماد اجتماعی است پدیده ای مشهود است که در سالیان اخیر محور نشست ها و گفت و گوها و تحلیل های بسیاری بوده است؛ اما گوش ناشنوای مسوولان و تعلل در چاره اندیشی حالا سبب شده قشر ناامیدی از آینده و بی اعتمادی به اصلاحات سیاسی و اقتصادی آماده عزیمت به خانه دوم شود. به نظر می رسد کسانی که پس از انقلاب و در اوایل دهه 60 به دلایل سیاسی ناگزیر به جلای وطن شدند به امید بازگشت از مرزهای ایران گذشتند و هنوز هم آرزوی باز گشت در سر دارند، اما مهاجران یک دهه اخیر در وضعیت ناامیدی ایران را ترک کرده اند. وقایع چند سال اخیر، به ویژه ناتوانی ارکان دولتی در مقابله با ابر چالش های اقتصادی و معضلات اجتماعی، سبب کاهش امید مردم به اصلاح سیاسی و اقتصاددی ایران شده است. تداوم و ترکیب بحران های سیاسی بالا گرفتن بحران های اجتماعی و اقتصادی از یک سو و اضافه شدن نخاطرات زیست محیطی و تشدید بحران های طبیعی، (بحران آب، آلودگی هوا و ریزگرد و ...) از سوی دیگر نه تنها امید و اعتماد اجتماعی را مخدوش کرده که سبب شده انگیزه مهاجرت تبدیل به میل به بقا شود و هست و نیست زندگی آنان به مهاجرت گره بخورد.

بسیاری از مهاجران با این تصور که اینده خود و فرزندانشان را از روزهای سخت تر ایران نجات داده اند خود را دلداری می دهند. آنها در اوج ناامیدی چمدان می بندند در حالی که بر خلاف سلف خود برنامه ای برای بازگشت ندارند. تصور کاهش سرمایه های انسانی نگران کننده است تغییر این تصویر به هوشیاری و دغدغه مندی مسوولان نیاز دارد.

اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

بفرمایید موز ایرانی بخورید!

گزارشی درباره یک حرکت اقتصادی اینستاگرامی‌ها به نفع مردم سیستان‌وبلوچستان

اطلاع رسانی در مورد میزپرستان شستا

معلوم نیست به دلیل ترند شدن توییت یکی از کاربران شبکه‌های مجازی بود یا به‌ هرحال وزیر تازه رسیده تعاون، کار و رفاه اجتماعی از قبل هم برنامه‌ای برای انتشار اعضای هیأت‌مدیره شرکت‌های وابسته به شستا داشت. هر کدام از اینها که بود، محمد شریعتمداری روی دستوری که چند روز پیش داد، ایستاد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: بدون شرح

ویدیو: شعر خوانی پیرمرد کشاورز برای وزیر کشاورزی

یک پیرمرد خطاب به وزیر کشاورزی نهیب می زند؛ از گرانی گوجه شروع می کند و می گوید روزگار خیلی بدی شده، چون دختران و پسران بدخواه مادران و پدران شان شده اند و عاقبت روی دوش وزیر می زند و می گوید خودتون می دونید و مملکت تون!

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر