چرا رسانه‌ها به تنهایی نمی‌توانند افکار عمومی را از سرگشتگی نجات دهند؟

شناسه خبر: 145903 سرویس: گوناگون دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷, ۰۷ : ۱۵ : ۰۰
چرا رسانه‌ها به تنهایی نمی‌توانند افکار عمومی را از سرگشتگی نجات دهند؟
کسانی که اهل رسانه نیستند، آن را شبیه نی سحرآمیزی می‌دانند که با نواختنش می‌توان افکار عمومی را مسخ و با خود همراه کرد.
۵۵آنلاین :

کسانی که اهل رسانه نیستند، آن را شبیه نی سحرآمیزی می‌دانند که با نواختنش می‌توان افکار عمومی را مسخ و با خود همراه کرد. ولی حاکمانی که ادعای شناخت رسانه دارند، بیشتر آن را شبیه بوق می‌بینند که هرچه صدایش بلندتر، تاثیرش بیشتر، در حالی که امروزه کاملاً مشخص شده برای تاثیرگذاری یک پیام باید عوامل جانبی بسیار زیادی را س نجید. عواملی که کنترل آن به این سادگی نیست این عوامل در زمینه یا بافتاری عظیم به نام فرهنگ جای می‌گیرند. بافتار (Context) شرایط حول یک پیام است که می‌تواند شکل و موقعیت ارزش‌های آن جامعه باشد. اینجاست که گذشته از پیام، مخاطب و شرایط مجرای ارتباطی بسیار اهمیت پیدا می‌کند.

معمولاً کسانی که پیام‌ها را می‌خواهند درون آمپول بریزند و به جامعه تزریق کنند، از این منظر به ارتباطات می‌نگرند. یعنی من پیامی مشخص (و البته درست و مثبت) دارم و باید مراقب باشم و تمامی شرایط را بسنجم تا این پیام بی کم و کاست به شمای مخاطب برسد تا مناسب‌ترین پس فرست را اعلام کنید و هر آنچه من می‌خواهم انجام دهید. اما این همه ماجرا نیست. رویکرد دیگری نیز وجود دارد. از منظر آیینی، ارتباط نحوه شکل گیری معنا در بافتار فرهنگ است. ارتباط، پیش از اینکه ابعاد انتقالی داشته باشد، واجد ابعاد آیینی است. در این وضعیت، «ارتباط» نه به گسترش پیام‌ها در بعد مکان، بلکه به حفظ جامعه در بعد زمان معطوف است. «ارتباط، نه عمل ابلاغ اطلاعات، بلکه بازنمود باورهای مشترک است. ما در الگوی پیشین در پی انتقال جغرافیایی پیام خود هستیم تا افکار عمومی را کنترل کنیم ولی در الگوی دوم ارتباط مراسم مقدسی است که انسان‌ها را با رفاقت و اشتراک گرد هم می‌آورد» (کری، ۱۳۷۶: 48).

ما همان قدر که می‌توانیم الگوها و اعتقادهای مشترک دینی، مذهبی، ایدئولوژیک و خیالی داشته باشیم، می‌توانیم با ترس‌های مشترک نیز گرد هم آییم. از این نظر پاسخ به این پرسش که سرگشتگی افکار عمومی جامعه امروز ایران چه درمانی دارد، به این راحتی نیست.

  • رسانه‌ها و گفتمان‌های افکار عمومی

ابتدا از رویکرد نخست یعنی منظر انتقالی بیایید به افکار عمومی جامعه امروز ایران نگاه کنیم. دل مشغولی این رویکرد کارایی و صحت است. ارتباط از این منظر روندی است که شخص از راه آن بر رفتار یا ذهنیت دیگری تأثیر می‌گذارد. اگر اثر از آنچه مورد نظر بود متفاوت یا کمتر از آن باشد، این مکتب مایل است از آن در چارچوب شکست ارتباط حرف بزند و پی دلیل این شکست می‌رود. (فیسک، 1386: 11).

شاید بتوان گفت سه گفتمان در شکل دهی به فکر شهروندان موثرند:

زمانی «ژودیت لازار» این سه گفتمان درهم پیچیده را از عوامل شکل دهنده به افکار عمومی می‌دانست، هریک از این گفتمان‌ها نمی‌توانند با رسانه‌ها در ارتباط نباشند. از متخصصان و کارشناسانی که رسانه‌های تخصصی دارند، تا دولتمردانی که نمی‌توانند بدون رسانه‌ها با مردم صحبت کنند و گفتمان هشدار را برای «بسیج» افکار عمومی راه بیندازند. با ش کل گیری رسانه‌های اجتماعی البته این گفتمان‌ها باز هم شکل پیچیده‌تری به خود گرفته‌اند. اکنون متخصصان و دولتمردان علاوه بر اظهار نظرهای رسمی در صفحه شخصی خود (مثلاً توئیتر) درباره اتفاق‌های روزمره نیز اظهارنظر می‌کنند. آنان رسانه‌های جریان اصلی را با این کار به چالش کشیدهاند و ارتباطی به ظاهر بی واسطه با وب وندها (کاربران) دارند. اینجاست که هر خطایی در جریان ارتباط می‌تواند کار را مختل کند مثل غلط‌های املایی در توئیت وزیر آموزش و پرورش پیشین. در واقع به جای اینکه مردم پیام این مسوول را تجزیه و تحلیل کنند، از او غلط املایی می‌گیرند.

حال هر یک از کاربران خود تولید کننده محتوا هستند. آنان الزامی ندارند که برای خبردهی آن را با دو منبع موثق چک کنند و اینجاست که خواسته یا ناخواسته جامعه امروز چاره‌ای جز دست و پنجه نرم کردن با اخبار جعلی ندارد. البته پیش از شکل گیری رسانه‌های اجتماعی هم عرصه‌های موازی برای پخش شایعه‌ها و اخبار جعلی وجود داشت و روابط میان فردی در بسیاری از مواقع می‌توانست رسانه‌های رسمی را به راحتی شکست دهد، ولی اکنون این حرف‌های بی اساس، به راحتی امکان پخش گسترده پیدا کرده‌اند. در اینجا نیز موضوع بافتار ارتباطی بسیار مهم است. چون نمی‌توان از کاربران انتظار داشت در حالی که ثروتشان به یک سوم و یک چهارم تقليل پیدا می‌کند، به وعده‌های مسوولان دلخوش باشند و ترس به دل راه ندهند. در موقعیتهای بحرانی افکار عمومی یکی از سرچشمه‌های پمپاژ نگرانی و بدتر شدن اوضاع است. اگر می‌خواهیم چنین نشود، به زخم‌های افکار عمومی نباید بیش از این نمک بپاشیم. جامعه نیازمند آرامش است. در حالی که قیمت‌ها روز به روز بالاتر می‌رود و خبر می‌رسد که حتی خصوصی‌ترین مایحتاج مردم دیگر در بازار نیست، چطور می‌توان از رسانه برای آرامش افکار عمومی استفاده کرد؟

  • ترس‌های وحدت بخش

از منظر دوم یعنی رویکرد آیین، ماجرا پیچیده‌تر هم می‌شود. آیین و ارتباط نزدیکی زیادی با هم دارند. آن‌ها از نظر منطقی به هم وابسته‌اند و ویژگی‌های مشترکی دارند. پس ارتباط شکلی از آیین است و آیین صورتی از ارتباط. آیین اجرای داوطلبانه رفتار الگویی شده به شکل متناسب، برای تاثیرگذاری به صورت نمادین یا مشارکت در زندگی جدی است (میرعابدینی، ۱۳۸۷: ۷). بگذارید به شوخی بگویم که اگر آیین‌ها را رفتارهای منظمی بدانیم که حالتی تکرار شونده دارند، شاید بتوان با احتیاط بحران‌ها را نیز نوعی آیین در جامعه ایران به حساب آورد. در اینجا پیامهای به ظاهر آرام بخش ساختی از نشانه‌هاست که از راه کنش متقابل میان اعضای جامعه، معنا تولید می‌کند. بیش از اینکه تاکید روی نویسنده یا فرستنده پیام باشد، روی خوانش فرایند فهم معناست که به هنگام کنش متقابل یا گفت وگو با متن برای خواننده رخ می‌دهد. از این منظر باید بررسی کرد که چرا خواننده پیام معنایی متضاد را برداشت می‌کند؟ چرا بافتار فرهنگی و تجربه زیسته به ما می‌گوید وقتی اعلام می‌شود «برای تأمین بنزین سوپر هیچ مشکلی نداریم»، حتماً باید دانست که دیگر بنزین سوپر در جایگاه‌ها نیست. چرا حرفهای به ظاهر آشتی جویانه و آرام بخش رئیس جمهوری در مجلس لحظه به لحظه قیمت دلار و سکه را در بازار بالاتر می‌برد؟ اما این ترسها با خودش رفتارهایی جمعی می‌آورد که از جنبه‌ای مثبت گرایانه می‌تواند به همبستگی داخلی منجر شود. یعنی همان طور که ما شهروندان به هر سختی بود سر صف‌های نفت دهه ۶۰ با هم کنار می‌آمدیم، در ماجرای سهمیه بندی بنزین نیز چنین کردیم و اکنون نیز با این ترسها هم کنار می‌آییم. پس با این حساب تكليف هدایت افکار عمومی چیست؟ راستش را بخواهید هیچا چون باید زمینه‌های بحران زای کنونی را تا حدی مدیریت کرد و جامعه را به ش کل واقعی به سمت آرامش برد. وگرنه موج بحران چنان به کشتی افکار عمومی می‌کوبد که تخته تخته بشکافد. این کشتی شکسته نیازمند باد شرطه است، نه بوق سحرآمیز برخی مسوولان؛ کسانی که فکر می‌کنند اگر در رسانه‌های غالب، بدمند همه چیز آرام است، جواب می‌دهیم: ما چقدر خوشحالیم!


منبع : تجارت فردا
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

فقر چه اندازه عادت غذایی مردم را تغییر می‌دهد؟

در دنیای امروز میزان آگاهی نسبت به اهمیت مراقبت‌های بهداشتی و تغذیه در جوامع روز به روز در حال افزایش است.

زعفران،طلای مغفول مانده

تولیدات زعفران ایران در جهان چه نقشی دارد؟

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: توهین به پرچم ایران توسط ناخدای چینی

تیزر مستند دریابست "روایتی از زندگی صیادان مظلوم جنوب کشور"

ویدیو: یک سارق موبایل در شهر ری توسط مردم دستگیر می شود

یک سارق موبایل در شهر ری توسط مردم دستگیر می شود .

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر