وای اگر اسبت رم کند

شناسه خبر: 125207 سرویس: اجتماعی ، ورزشی پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶, ۲۱ : ۱۶ : ۰۰
وای اگر اسبت رم کند
اگر گُردآفرید اولین زن یل ایرانی بود و دل از جنگجویانی چون سهراب برد،«آتالانته» نخستین زن پهلوان جهان بود.
۵۵آنلاین :

 

۱- اگر گُردآفرید اولین زن یل ایرانی بود و دل از جنگجویانی چون سهراب برد،«آتالانته» نخستین زن پهلوان جهان بود. گیرم هیچ تصویری از او در شکارگاه‌ها و استپ‌های سرزمین مقدونیه به جا نمانده باشد که شوکت و قدرت‌اش را از لحاظ مهارت و هنر، به تماشا بگذارد و برایش اسپند دود کنی. اگر گردآفرید در شاهنامه، جنگجوی بی‌پروایی‌ست که در دژ خود با شجاع‌دلی‌اش سهراب را انگشت به دهان می‌کند، افسانه‌های اروپایی از آتالانته چنین قصه‌هایی ساز می‌کنند. افسانه‌هایی از این قبیل که پدر او آرزوی پسر داشت و هنگامی که زنش دختر زایید، چنان غضب کرد که نوزاد را به جنگلی دوردست برد و همانجا رهایش کرد و برگشت. در جنگل اما خرس ماده‌ی مهربانی می‌زیست که او را به دندان گرفت و به غار برد و شیرش داد و موهایش را نوازش داد و بزرگش کرد. سال‌ها از این داستان گذشت تا اینکه شکارچیان خبر آوردند که در استپ‌ها و جنگل‌های منطقه، زنی را دیده‌اند که از خرس‌ها قویتر، از آهوان تیزدوتر و از کرگدن‌ها زخم‌ناپذیرتر است. شکارچی پیری گفته بود:« او مرا یاد الهه آرتمیس می‌اندازد. خدایا او از کدام پدر به یادگار مانده است؟»

پدر سنگدل آتالانته هنگامی که تعاریف شکارچیان را شنید در پی دخترکش رفت و او را به خانه آورد. رعنای استپ‌ها و چمنزارها اما همچون پنجه آفتاب بود و مردان جنگجو برای تصاحبش می‌مردند و زنده می‌شدند. یک روز پدر تصمیم گرفت که او را به خانه شوی بفرستد اما کدام مرد اژدهاپیکر و شجاع‌دل می‌توانست در برابر شوکت و ابهت او مقاومت کند؟ پدر پرسید آتالانته، معیارهای شوهر خوب برای تو چیست؟ پول، زیبایی، تمکن، قدرت یا شجاعت؟ ‌آتالانته گفت هیچ‌کدام پدر. آنکس که پا پیش می‌گذارد تا هم بالینم شود، تنها باید یک شرط مرا به جا آورد؛ آنگاه که در مسابقه دو از من سبقت بگیرد عروس‌اش خواهم شد. اما فراموش نکن که هر کسی نمی‌تواند داوطلب مسابقه با من باشد. چون هرکس را که در دویدن از من عقب بماند خواهم کشت و روی جنازه‌اش پایکوبی خواهم کرد. به محض انتشار این خبر ده‌ها قهرمان از جان گذشته، داوطلب مسابقه با آتالانتا شدند و در مسابقه نخست هیچ‌کدام نتوانستند سریعتر از شجاع‌دخت مقدونیه به خط پایان برسند. آنگاه آتالانته به وعده‌اش  وفادار ماند. او نامردی نکرد و سر قولش ماند و با تیر کمانی در دست، سر خط پایان ایستاد و هر شرکت‌کننده‌ای را که بعد از او به آخر خط رسید جا‌به‌جا کشت و به آن دنیا فرستاد. وقتی خبر در شهر پیچید مردی به نام «هیپومنس» پیدا شد که به ریش داوطلبان می‌خندید و آنان را به این خاطر که جانشان را در راه تصاحب زنی، از دست می‌دادند ریشخند می‌کرد. ریشخندی توأم با قهقهه برای تحقیر زن‌پرستی مردان دیلاق.

اما طولی نکشید که او خود نیز همچون گوزنی در تور اغواکننده آتالانتا افتاد و هنگامی که رعنایی او را نظاره کرد یکدل نه صددل عاشق و حیرانش شد. پس زمانی که برای دویدن پا پیش گذاشت با خود گفت که اکنون یا کشته می‌شوم یا به وصال محبوبه می‌رسم. در اساطیر یونان چنین آمده که او در پنجمین مسابقه دو شرکت کرد و اقلکم توانست همزمان با آتالانتا به خط پایان برسد. چنین شد که مهرش در دل دختر افتاد و مالک قلب او شد. آتالانتا نیز در افسانه‌ها به ماده شیری تبدیل شد.

۲- آن زمان‌ها در یونان نیز فعالیت‌های ورزشی مونوپول در اختیار جماعت مذکر بود و تنها اسپارت‌ها بودند که زنان را به میدان‌های ورزشی راه می‌دادند و کم و بیش امکاناتی نیز در اختیارشان می‌گذاشتند. تنها ورزش زنانه‌ی مرسوم آن روزها، رقص و توپ بازی بود که خاستگاه آن را نیز به مصر باستان ربط می‌دادند که از آن سرزمین به دیگر مناطق جهان رخنه کرده است. اما یونان باستان سرزمین ورزش‌پروری بود و در گلدان‌های به‌جا مانده از آن سرزمین نقش‌هایی از ورزش شنا به چشم می‌خورد که زنان را در نقش شاه‌ماهی نشان می‌دهد. از این گلدان‌ها در ورزش کم نیست. گلدان‌هایی که حکایت از این دارد که زنان یونانی در قرن چهارم قبل از میلاد برای خود پیراهن مخصوص ورزش داشتند. اگر در یونان، آتالانتا به شهرتی افسانه‌ای رسید، شهزاده‌ای به نام گرونهیل نیز در میان قوم ژرمن به پا خاست که در جایگاه افسانه‌ای‌اش در ورزش‌هایی همچون کشتی، شنا، دوومیدانی و پرش، بی‌بدیل است. اکنون می‌توان در قدردانی از جایگاه اساطیری قهرمانان زن در ورزش جهان،  به دامن پژوهشگرانی پناه برد که معتقدند ورزش «توپ بازی» ابتدا در قالب توپ‌های کاموایی و به صورت یک سرگرمی زنانه در سراسر جهان، معروف و مصطلح شد.

همان‌ها از خانم قهرمان ۲۸ ساله بلژیکی به نام مارگوت تعریف می‌کنند که در سال ۱۴۲۷ برای شرکت در مسابقه توپ بازی به پاریس رفت و در سالن «گرینرسن لازار» این شهر تمام حریفان را از پای درآورد و به خانه‌اش برگشت. ورزش مرسوم آن سال‌ها رشته‌ای به نام «ژو-دو-پوم» بود که جنبه بدوی همین ورزش تنیس امروزی را داشت و در مکان‌های سرپوشیده بازی می‌شد. یکجور تنیس بی راکت که در آن، بانوان با دستشان به توپ ضربه می‌زدند و طولی نکشید که دستکش دستشان کردند و بعدترها راکت جایگزین دستکش شد. غیر از تنیس البته ورزش‌های دوومیدانی نیز در میان زنان بدوی بسیار طرفدار داشت. مخصوصا در نواحی ایتالیا، آلمان، سوئیس که زنان کوزه بر دوش، باهم در اعیاد پاک و شکرگزاری مسابقه می‌دادند. پژوهشگران می‌نویسند که تا قبل از انقلاب فرانسه، دخترانی که در مسابقات «دو» اول می‌شدند دامنی جایزه می‌گرفتند که بر آن، پرچم فرانسه منقش شده بود. در مسابقات دوومیدانی آلمان، داوران معمولا روی اسب‌هایی می‌نشستند و همزمان با چهارنعل تاختن در کنار دخترکان دونده، مسابقات را زیر نظر می‌گرفتند تا در حین بازی، کسی با کسی درنیفتد یا راه بر او نبندد. بعد از دوومیدانی نوبت به قایقرانی و دوچرخه‌سواری رسید که تحت سیطره زنان درآیند. در سال ۱۶۱۰ مسابقه‌ی قایقرانی در ونیز بین قایقرانان زن و مرد برگزار شد که زنان گوی سبقت را ربودند و نامشان در دهان‌ها افتاد. اندک مدتی بعدتر نیز ورزش دوچرخه‌سواری بین زن‌ها مرسوم شد. در میان دوچرخه‌سواران قدیم اروپا «یوهانا بورگینسون» دانمارکی رکوردار بود که در استقامتی بی‌بدیل، مسافت ۲۵۲ کیلومتری را در ۱۱ ساعت و ۴۹ دقیقه پشت سر گذاشت و شهرتی غریب یافت. یک سال بعد یک دختر آلمانی به نام «آماندا لوشکه» فاصله بین مونیخ، رگنسبورگ، کلن و نورنبرگ را چنان به تندی طی کرد که رکورد جدید به جا گذاشت و روی شانه‌های دختران قهرمان ندیده، به خانه‌اش رفت.

۳- اگر دوچرخه‌سواری ورزشی متأخرتر بود که نیاز به اختراع دوچرخه داشت قدمت ورزش سوارکاری زنان غیرقابل انکار بود. پژوهش‌ها حکایت از این دارد که تا قرن دوازدهم میلادی، خانم‌ها همچون زنان اقوام سرخپوست، تاتار، مکزیکی، آلمانی و رومنی، سوار بر اسب چهارنعل می‌تاختند و از مردها کم نمی‌آوردند. تا همین قرن دوازده نیز تکنولوژی سوارکاری از جمله زین اسب‌ها، برای زن‌ها و مردها یکسان بود اما در این سال به فرمان « ملکه آنا» همسر ریچارد اول زین‌های زنانه‌ای ساخته شد که زنان فرانسوی و انگلیسی به صورت یکطرفه روی آن می‌نشستند و پاها را از یک طرف اسب‌ها آویزان می‌کردند و چهارنعل می‌تاختند. در تاریخ روایت شده که ملکه آنا ۱۸ رکاب مینیاتور کنده‌کاری شده‌ی زمرد نشان، الماس نشان، لعل نشان و فیروزه نشانِ طلا و نقره داشت. اما مهم‌تر از این تمّول فئودالیستی، قوانین عجیب و غریب حوزه سوارکاری بود که روی گرداندن از آنها مجازات سختی داشت. مثلا در بخشی از آن قوانین ذکر شده بود که«تعقیب و سربه‌سر گذاشتن با خانم‌های سوار بر اسب، قدغن است. اسب خود را جلو بردن و واداشتن به بو کردن دم اسب خانم‌ها و در نتیجه، اسب بانوان را به وحشت انداختن و رم کردن، مجازات دارد.» غیر از سوارکاری البته شمشیربازی نیز در میان زنان سوکسه داشت و مهارت زنان به قدری در این ورزش زیاد بود که آنها در جنگ‌ها شرکت می‌کردند یا بر سر عشقی، باهم دست به دوئل ‌می‌زدند. آن زمان‌ها مشهورترین زن تاریخ شمشیربازی جهان، بانویی رشید و شیراوژن به نام «لوچیا سانگا»ی ایتالیایی بود. زنی که در کتاب تاریخی «سزار گانسانگا» به سال ۱۵۴۰ چنین توصیف شده است: « این زن با تمام مردها دوئل کرد و ‌ی آنکه صورتش یا بدنش خراشی بردارد بر تما‌می‌شان پیروز شد.» غیر از ایتالیا‌یی‌ها در این دوران، زنان شجاع‌قلب اسپانیایی نیز شهره خاص و عام بودند. تنها توفیرشان این بود که آنها به جای شمشیربازی، خنجری کوچک به بند جوراب‌هایشان می‌آویختند و در مواقع نبرد و مسابقه، در یک چشم به‌هم زدن، کار حریف را می‌ساختند. این در حالی بود که آن زمان‌ها در کنار ورزش‌هایی چون شمشیربازی و دومیدانی، یخ بازی نیز رواج داشت. در هلند، زادگاه این ورزش ، خانم‌ها با کفش‌های مخصوص روی یخ سر می‌خوردند. این ورزشی بود که ابراز عشق را توسط مردان به زنان آسان می‌کرد. زیرا مردان سرسره باز به راحتی دور سر دختر مورد علاقه خود می‌چرخیدند و با تیغه‌های فلزی کفش‌هایشان روی یخ، علامت قلب می‌کشیدند. علامتی که به آسانی آب نمی‌شد و هیچ خورشیدی توان ذوب کردن قلب‌های یخی را نداشت.

۴- آتالانته مادر قهرمانان زن جهان بود. مادربزرگ سلبریتی‌هایی مانند «ماریا شاراپووا» با درآمد سالانه ۲۴ میلیون دلاری که وقتی قرارداد هفتاد میلیون دلاری با نایک امضا می‌کند دهان مردها آب می‌افتد. آیا او آتالانتا را می‌شناسد که برای خواستگاری‌اش چه شرطی گذاشت؟ در افسانه‌های یونانی شوهر آتالانته با نام «هیپومنس» را چنین توصیف می‌کنند که او بعد از پیروزی بر زن شجاع قلب، فراموش کرد که سپاسگزاری به درگاه آفرودیته بکند و این چنان موجب خشم آفرودیته شد که هر جفتشان را به شیر تبدیل کرد، شیرهایی که براساس افسانه‌ها نمی‌توانند با جفت خود درآمیزند.

۵- چه کسی می‌گفت تراژدی نزول کرده است؟ چه کسی می‌گفت تراژدی در هزاره سوم، بسیار نازل شده است؟ چه کسی می‌گفت کمدی جای تراژدی را گرفته است؟ از زیبایی‌شناسی تراژدی تا کمدی، چندهزار سال نوری فاصله بود؟

ابراهیم افشار
روزنامه‌نگار


منبع : فرهنگستان فوتبال
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

«گور پدر ملت آمریکا!»؛ آقای نماینده به کی گل می‌زنی؟

نماینده‌ای در ایران ملت آمریکا را خطاب قرار می‌دهد و به خاطر حمایت‌شان از رییس جمهوری قانونی کشورشان، می‌گوید گور پدرشان!

ردپای دولت احمدی‌نژاد در هپکو

هپکو آن‌قدر قدمت دارد که رنگ شخصیت‌های داستانش از خاکستری دنیای واقعی ما به سیاه و سپید قصه‌ها پهلو بزند و 120 هکتار زمین در دل اراک را به صحنه نبرد قهرمان‌ها و بَدمَن‌ها تبدیل کند. داستانی که از احمدی‌نژاد و دولت خدمتگزارش تا بیژن زنگنه، وزیر اسبق و فعلی نفت در آن نقشی دارند و البته، نمونه‌ای مثال‌زدنی از خصوصی‌سازی در ایران است. نمونه‌ای که می‌توان آن را سیاه‌ترین خصوصی‌سازی تاریخ ایران دانست.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: نجات عجیب کودک خردسال توسط آتش نشانان مشهدی از درون چاه فاضلاب

ویدیو: مشاهده پلنگ ایرانی برای اولین بار در منطقه شکار ممنوع بزمای شهرستان زاوه

مشاهده پلنگ ایرانی برای اولین بار در منطقه شکار ممنوع بزمای شهرستان زاوه پس ازسه سال کمین و ردزنی توسط مرتضی رجبی مقدم و حسین جوان، این پلنگ تصویر برداری شد.

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان