ناو هواپیمابر جنگ های آینده؛ زیردریایی های با قابلیت پرتاب هواپیماهای بدون سرنشین

شناسه خبر: 200641 سرویس: توسعه ، جهان ، سیاست ، گوناگون دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸, ۱۷ : ۲۲ : ۰۰
ناو هواپیمابر جنگ های آینده؛ زیردریایی های با قابلیت پرتاب هواپیماهای بدون سرنشین
در ۲۶ آوریل ۲۰۱۷، در کارخانه کشتی سازی دالیان، چین پر از فعالیت و جنب و جوش بود. نیروی دریایی چین در آستانه به آب انداختن یک کشتی جنگی جدید بود، کشتی که می توانست نام چین را به عنوان یکی از قدرت های دریایی جهان تثبیت کند. در حالی که کشتی های مجاور با بوق های ممتد خود این واقعی را جشن می گرفتند، یکی از مقامات رسمی چین با کوبیدن یک بطری نوشیدنی به بدنه خاکستری کشتی به سبک سنتی دریانوردان، به آب انداخته شدن این کشتی را اعلام کرد. سرود ملی چین نواخته شد در حالی که تکه های کاغذ و نوارهای رنگی به آسمان پرتاب شده و سراسر عرشه کشتی ۶۶,۰۰۰ تنی چینی که با عنوان «Type 002» شناخته می شد را پوشاند.
۵۵آنلاین :

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

تابستان امسال بود که این کشتی جنگی اولین آزمایشات دریایی خود را در دریای زرد انجام داد. جشن گرفتن این موضوع دلیل خاص و مهمی داشت: ناوهای هواپیمابر از زمانی که ناوهای Enterprise، Hornet و Yorktown به ایالات متحده کمک کردند که نبرد دریایی موسوم به Midway را در جنگ جهانی دوم برنده شود همواره بر دریاها حکمرانی کرده اند و در این مدت برای نشان دادن و اعمال قدرت نظامی این کشور در سراسر جهان بسیار موثر بوده اند. با این وجود در شرایطی که کشورهای دیگری مانند بریتانیا، ژاپن و ایتالیا نیز به ساخت ناوهای هواپیمابر ادامه می دهند، به نظر می رسد که آینده ناوهای هواپیمابر سنتی در هاله ای از ابهام قرار دارد و دیگر کارآیی گذشته را نخواهند داشت.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

ناوهای هواپیمابر بسیار پرهزینه بوده، تامین امنیت آن ها دشوار و جان پرسنل روی آن شدیداً در خطر است. از دست دادن تنها یک ناو هواپیمابر کلاس Ford به اندازه دو برابر تلفات انسانی که نیروی دریایی ایالات متحده در حمله ژاپنی ها به بندر پرل هاربر در طول جنگ جهانی دوم برای این کشور تلفات خواهد داشت. و اینکه ناوهای هواپیمابر سنتی تجهیزات مناسبی برای مقابله با نسل های جدید سلاح های تهاجمی دشمن مانند اژدرهای فوق سریع، موشک های بالستیک ضد کشتی و سلاح های هایپرسونیک ندارند. بدین ترتیب کارشناسان نظامی ایده های جالبی در مورد اینکه ناوهای هواپیمابر آینده چگونه باید باشند دارند.

 

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

ناوهای هواپیمابر امروزی: پرهزینه و خارج از رده

کارشناسان نظامی از دهه های بسیار دور و از سال ۱۹۴۵ از مرگ ناوهای هواپیمابر سخن گفته بودند و این در حالی است که در آن زمان تنها ۹ سال از پایان دادن به سلطه کشتی های جنگی بر دریاها توسط ناو هواپیمابر می گذشت. در آن زمان دلیل اجتناب ناپذیر بودن مرگ ناوهای هواپیمابر این بود که سلاح های هسته ای می توانستند یک ناوگروه کامل را غرق کرده و اشکال مرتبط با ناوهای هواپیمابر از جنگ های دریایی را قدیمی و از رده خارج نمایند. این اتفاق هنوز رخ نداده اما ناوهای هواپیمابر هنوز هم نقص هایی دارند که باعث شده این تجهیزات برای جنگ های امروزه و آینده ایده آل نباشند.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر می کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه بعد از ساخت و در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز همچنان سرسام آور است. برای مثال ناو هواپیمابر جدید USS Gerald R. Ford به تنهایی بیش از ۱۳ میلیارد دلار هزینه روی دست نیروی دریایی ایالات متحده گذاشته و ۷۴ فروند پرنده نظامی که روی عرشه آن قرار می گیرند- از جنگنده های Super Hornet تا هلیکوپترهای MH-60R Seahawk- بیش از ۵ میلیارد دیگر نیز به این هزینه افزوده اند. همچنین باید هزینه نگهداری و انجام عملیات این پرنده های نظامی روی عرشه ناوها را نیز به این مقدار افزود به نحوی که هزینه نگهداری و عملیات هواپیماهای F-35C به ازای هر ساعت ۴۴,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

هزینه ساخت آخرین نمونه جنگنده ناو هواپیمابر-پایه، جنگنده Lockheed Martin F-35C Lightning II- بیش از ۱۰۷ میلیون دلار (دقیقاً ۱۰۷,۷ میلیون دلار) بوده است. علاوه بر این، کشورهای دیگر نیز در حال توسعه و ساخت سلاح های سریع تر و قدرتمندتری هستند که می توانند ناوهای هواپیمابر را به قعر دریاها بفرستند. کشور چین در سال های اخیر موشک بالستیک ضد کشتی DF-21D و موشک هایپرسونیک DF-17 را ساخته که اکنون با پهپادهای هایپرسونیک DR-8 هماهنگ شده و بر قدرت و تاثیرگذاری آنان افزوده شده است.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

این سلاح ها که در رژه سالانه ارتش خلق چین در اکتبر گذشته در پایتخت چین، پکن، به نمایش درآمدند، تهدیدی بی سابقه برای ناوهای هواپیمابر ایالات متحده محسوب می شوند. در صورت وقوع جنگ، نیروهای دریایی و هوایی چین می توانند با استفاده از پهپادهای نظامی پیشرفته خود ناوهای هواپیمابر ایالات متحده را موقعیت یابی کرده و حملاتی برنامه ریزی شده و منظم را با دو موشک پیشرفته فوق علیه آن ها انجام دهند که می توانند براحتی سیستم های دفاعی ناو هواپیمابر آمریکایی را احاطه و شکست دهند.

قدرت نظامی بدون سرنشین

به طور سنتی، یک ناو هواپیمابر به عنوان نوعی کشتی جنگی شناخته می شود. اما در واقع کارکرد اصلی و متمایز این کشتی های جنگی در همکاری آن ها با هواپیماهایی است که روی عرشه آن ها قرار دارند. بدین ترتیب شاید تنها چیزی که مانع از رده خارج شدن ناوهای هواپیمابر شود همان همکاری این دو باشد. برای مثال، ناو هواپیمابر Coral Sea در کلاس Midway که در طول جنگ جهانی دوم ساخته شد اما با جایگزین کردن جت های جنگنده F/A-18 Hornet به جای جنگنده های پروانه دار F8F Bearcat توانست تا دهه ۱۹۹۰ نیز در سرویس باقی بماند. با جایگزینی پیستون ها با موتورهای جت، هواپیماهای روی عرشه ناو هواپیمابر Coral Sea از حداکثر سرعت ۴۵۵ مایل بر ساعت به سرعت ۱٫۴۰۰ مایل بر ساعت رسیدند. اژدرها و بمب های موجود در ناو نیز جای خود را به سلاح های هسته ای دادند.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

با تغییر جنگ ها و پیشرفت تکنولوژی، جنگنده های جدید و موثرتری تولید شده و ناوهای هواپیمابر به سادگی جنگنده های قدیمی را برداشته و نمونه های جدیدتر را جایگزین آن ها ساختند. اما این هواپیماهای جدید به همان اندازه دارای خلبانانی کارآزموده و با آموزش های مدرن شده نبودند. در سال ۲۰۱۷، سناتور جان مک کین، از یک گزینه جایگزین برای ارتش ایالات متحده سخن گفت که ساخت ناوهای هواپیمابر کوچکتر با هزینه ساخت و نگهداری کمتر در کنار سرمایه گذاری در زمینه هواپیماهای تهاجمی بدون سرنشین (UCAV) را پیشنهاد می داد. انتظار می رود که این جنگنده های تهاجمی بدون سرنشین که پهپادهای امروزی تنها نسل های اولیه آن ها هستند در آینده جایگزین هواپیماهای سنتی سرنشین دار شوند.

 

 

به گفته کارشناسان، این پهپادهای توانمند پس از پرواز دیگر نیازی به بازگشت به پایگاه های خود (معمولاً روی عرشه ناوها)، زنده نگه داشتن خلبان و نگران مورد هدف قرار گرفتن در آسمان دشمن نخواهند بود. در عملیات های بسیار خطرناک، توجیه هزینه هواپیماهای سرنشین دار و با قابلیت استفاده مجدد بسیار دشوار خواهد بود حتی اگر از پهپادهای جایگزین حتی بتوان تنها یک بار استفاده کرد. برداشتن خلبان می تواند هزینه و پیچیدگی هواپیماها را نیز کاهش داده و به ارتش ها این امکان را بدهد که پهپادهای بیشتری خریداری کنند. نیروی دریایی ایالات متحده اولین پهپاد خود را در سال ۲۰۱۳ از روی عرشه یک ناو هواپیمابر به پرواز درآورد و اولین پهپاد با قابلیت پرواز از روی ناو هواپیمابر، پهپاد سوخت رسان MQ-25A Stingray، در سال ۲۰۲۴ به ناوگان دریایی ایالات متحده خواهد پیوست.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

نیروی هوایی ایالات متحده در حال حاضر مشغول آزمایش پهپاد تهاجمی پرسرعت XQ-58A Valkyrie است. این پهپاد با برد پروازی ۱,۵۰۰ مایل برای عملیات پنهانکاری طراحی شده و می تواند تا دو بمب گلایدری GBU-39 Stormbreaker که در تمام شرایط جوی قابل پرتاب است را در محفظه داخلی نگهداری مهمات خود نگهداری نماید. هواپیماهای ناو-پایه امروزی، اعم از سرنشین دار و بدون سرنشین، از روی عرشه های دارای کادر پروازی انسانی بلند شده و فرود می آیند.

ایالات متحده در آینده می تواند از هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی مناسب پرواز از باندهای پرواز زمینی در کنار نسخه های بزرگ تر پهپادهای Sea Robin متعلق به نیروی دریایی استفاده کند که از لانچرهای دالانی اژدر و موشک نیز شلیک شده و به سمت آسمان پرواز می کنند. به باور کارشناسان، استفاده از پهپادها می تواند به کاهش نیاز به نیروی انسانی در کشتی ها منجر شده و با استفاده از ربات ها در عرشه آن ها، در تعداد پرسنلی که برای تعمیر و نگهداری و عملیاتی کردن این هواپیماها حیاتی هستند به مقدار قابل توجهی صرفه جویی نمود.

بیشتر بخوانید: قوی ترین ناوهای هواپیمابر هسته ای جهان: شارل دوگل، نیمیتز و جرالد آر فورد

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

پنهانکاری بی رقیب

اچ آی ساتن، کارشناس برجسته جنگ ها و تجهیزات نظامی دریایی، بر این باور است که خود ناوهای هواپیمابر نیز باید در آینده به کشتی هایی نیمه شناور تبدیل شوند که از مخازن تعادلی برای بالا بردن یا پایین آوردن خود در برابر سطح آب استفاده کنند. یک ناو هواپیمابر نیمه شناور، به باور ساتن، می تواند «در طی عملیات پروازی در  ارتفاع کمتر از دو متری از امواج در شرایط آرام یا مواج دریایی قرار گرفته اما وقتی که عملیات پروازی در کار نیست این فاصله از امواج را کاهش دهد». او این ناوهای آینده را ناوهایی با سطح بسیار صیقلی و دارای قابلیت پنهانکاری با حجم و ارتفاع کمتر و شبیه به زیردریایی هایی که روی سطح اقیانوس حرکت می کنند دانسته که دارای آسانسورها و عرشه های پروازی متحرک برای هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی آینده هستند.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

گزینه دیگر به زیر آب بردن دائمی ناو و ساخت یک زیردریایی بسیار غول پیکر با نیروی هسته ای است که توانایی به پرواز درآوردن پهپادهای تهاجمی از سیلوهایی که در بدنه آن تعبیه شده را دارا باشد. پلتفرم زیردریایی برای پرتاب پهپادها، به باور برخی کارشناسان، شانس بیشتری برای بقا در محیط های پرخطر و بدون امکان دسترسی خواهد داشت. در شرایطی که یک ناو هواپیمابر می تواند از سرعت بالا و قابلیت تحرک خود برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض حملات موشکی استفاده کند اما نمی تواند با قابلیت پنهانکاری حتی یک زیردریایی بسیار غول پیکر نیز رقابت داشته باشد. زیردریایی های با قابلیت پرتاب پهپاد ممکن است چیزی شبیه آن چه باشد که در برخی فیلم های بلاک باستر هالیوودی می بینیم یا خواهیم دید اما یک نسخه برای چنین ماشینی قبلاً ساخته شده است: چهار فروند زیردریایی کلاس اوهایو (Ohio) ایالات متحده با قابلیت حمل موشک های کروز.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

این زیردریایی ها که برای حمل موشک های بالستیک زیردریایی-پرتاب طراحی شده اند به خاطر توافق کنترل تسلیحات نظامی با روسیه از برنامه پنتاگون برای ساخت سلاح های استراتژیک هسته ای خارج شدند. اما نیروی دریایی ایالات متحده تصمیم گرفت که به جای بازنشسته کردن زودهنگام این زیردریایی ها، تغییراتی در این زیردریایی ها و نمونه های دیگر ایجاد کرده تا بجای موشک های هسته ای بتوانند از موشک های کروز توماهاک استفاده کنند. نتیجه کار چیزی شبیه زیردریایی های هواپیمابر است. هر زیردریایی کلاس اوهایو می تواند ۱۵۴ فروند موشک توماهاک یا پهپادهای Sea Robin حمل کند و بدین ترتیب دستکم از لحاظ تئوری به دنبال اهداف گشته و پس از شناسایی به آن ها حمله کند، ماموریتی که همواره از ماموریت های اصلی ناوهای هواپیمابر بوده است.

ساخت ناو هواپیمابر و هواپیماهایی که روی عرشه آن را پر کنند دشوار و پرهزینه بوده و این هزینه در دوران تعمیر و نگهداری و انجام عملیات نیز سرسام آور است.

هر یک از این زیردریایی ها دارای توان آتشی به اندازه یک ناو هواپیمابر بوده در حالی که تنها با ۱۵۵ خدمه کار می کنند در حالی که یک ناو هواپیمابر کلاس فورد به بیش از ۴,۵۵۰ ملوان نیاز دارد. همچنین در مورد توانایی و کارآمدی این زیردریایی ها باید گفت که تاکنون هیچ گزارشی دال بر مورد حمله قرار گرفتن زیردریایی های کلاس اوهایو در حین عملیات گشت زنی مخابره نشده است. بخش زیادی از تکنولوژی مورد نیاز برای توسعه زیردریایی های با قابلیت پرتاب پهپاد- مانند ساخت یک ماشین دریایی غول پیکر با قابلیت رفتن به زیر آب یا کنترل کردن پهپادها در دریا- از پیش بدست آمده است. با این وجود می توان گفت که مشاهده ناوهای هواپیمابر به شکل زیردریایی در دو طرف جنگ در آینده ای نزدیک غیرمحتمل به نظر می رسد.


منبع : روزیاتو
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

سردرگمی طرح 3 هزار میلیارد تومانی دولت

جامعه محلي درباره نحوه توزيع آب در طرح 46هزار هکتاری دچار مشکل شده است

رفتن استراماچونی؛ نمونه‌ای از مدیریت فشل دولتی

این هنر نزد مدیران ایرانی است. تنها آنها هستند که می‌توانند به همین راحتی بحران ایجاد کنند. هواداران استقلال الان هم نگران جیب خود هستند هم نگران آینده تیم محبوب‌شان.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو؛ درگیری تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی در بغداد

ویدئو؛ چکمه ناپلئون در حراجی پاریس ۱۱۷ هزار یورو فروخته شد

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر