مصطفی ملکیان: «مصرف زدگی» انسان را سنگدل می کند

شناسه خبر: 125830 سرویس: اجتماعی ، گوناگون چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶, ۱۹ : ۱۹ : ۰۰
مصطفی ملکیان: «مصرف زدگی» انسان را سنگدل می کند
فلسفه زندگی، رسیدن به چیزی والاتر از زیستن است؛ اما با مصرف‌زدگی به خود زیستن مشغول می‌مانیم و هرگز نمی‌توانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم. انسانِ مصرف‌زده آنقدر به خود مشغول است و به لذت خود می‌اندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود.
۵۵آنلاین :

 

1. مصرف‌زدگی فلسفه‌ وجودی زندگی را می‌گیرد. ما آمده ‌بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم. آمده‌ بودیم . زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهم‌تر از زیستن؛ اما با مصرف‌زدگی به خود زیستن مشغول می‌مانیم و هرگز نمی‌توانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم.

2. مصرف‌زدگی ارزش انسان را در حد جمادات پایین می‌آورد. شما به یک جماد تنها از یک‌منظر نگاه می‌کنید که «این به چه درد زندگی من می‌خورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه می‌کنید. مصرف‌زدگی انسان‌ها را هم برای ما جماد می‌کند. چون مدام به هرکه نگاه می‌کنیم، به این چشم نگاه می‌کنیم که این برای ارضای مصرف‌زدگی من به چه درد می‌خورد.

بنابراین برای انسان مصرف‌زده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسان‌ها؛ بی‌معناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه می‌کند و توجه به این که نشست‌ و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چه‌قدر می‌تواند به زندگی‌اش افزوده کند. به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.

3. ویرانگریِ سوم مصرف‌زدگی، پدید آمدن نوعی سنگدلی نسبت به همنوع است و نه‌تنها نسبت به هم‌نوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد می‌شود. مصرف‌زدگی در من این تصور را ایجاد می‌کند که من امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرف‌زدگی‌ام را ارضا کند. بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرف‌زدگی من محیط‌زیست به چه صورتی درمی‌آید. چون بی‌رحم، سنگدل و قسی‌القلب می‌شوم، یا دست‌کم به تعبیری معتدل‌تر نسبت به سرنوشت محیط‌زیست بی‌اعتنا می‌شوم؛ در حالی‌که مهم‌ترین اعضای این محیط‌زیست هم‌نوعان من هستند. آن‌ها هم اجزای محیط‌زیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشت‌شان بی‌اعتنایم. پس دیگر هرگز آن‌چه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر می‌کنیم؛ در من پدید نمی‌آید.

چون انسانِ مصرف‌زده آن‌قدر به خود مشغول است و به لذت خود می‌اندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود. من وقتی مصرف‌زده نیستم، التفات‌ام به محیط بیرون و ازجمله همنوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطه‌ور شده‌ام در جمع‌آوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا و .....

هرچه من مصرف‌زده‌تر باشم، این بی‌رحمی و سنگدلی در من بیشتر می‌شود. در حالی که اگر انسان نسبت به محیط‌زیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرف‌زده به محیط‌زیست نگاه نمی‌کند


منبع : ایران آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟

اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است

آشنایی با مهتاب باغ در آگرا

معرفی باغی با معماری ایرانی و گمتر شناخته شده در آگرای هند

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو : حمله مجدد دراویش گنابادی با خودرو به پلیس

حمله مجدد خودرویی به ماموران پلیس رد درگیری های امشب با دراویش گنابادی در حمله قبلی که با اتوبوس صورت گرفت سه پلیس به شهادت رسیدند. از آمار قربانیان حمله جدید خبری در دست نیست.

ویدیو : حمله دراویش گنابادی به پلیس با اتوبوس

در حمله یک اتوبوس حامی دراویش گنابادی در خیابان پاسداران تهران امشب سه مامور نیروی انتظامی شهید شدند و تعدای از دروایش گنابادی هم زخمی شدند . راننده اتبوس و هفت درویش دیگر دستگیر شدند .

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان