مصالح جامعه قربانی تعارضات منافع

شناسه خبر: 175127 سرویس: توسعه ، سیاست ، اقتصادی ، اجتماعی ، گوناگون چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸, ۰۵ : ۱۵ : ۰۰
مصالح جامعه قربانی تعارضات منافع
تعارض منافع  به حالت و وضعیتی اطلاق می‌شود، که شخص یا اشخاصی وجود داشته باشند که از یک طرف در مقام و موقعیت محتاج به اعتماد قرار می‌گیرند، و از آن طرف خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر قرار دارند.
۵۵آنلاین :

 

 

 

معین حافظی زاده 

 

پژوهشگر علوم سیاسی

 

ارگانهای دولتی، بر حسب فعالیت هایی که در جامعه انجام میدهند، به نوعی اقتصاد را درگیر خود میکنند. در واقع هر ارگانی که از دولت بودجه و حتی کمک هزینه دریافت میکند به نوعی وارد بازی هزینه-فایده هم برای خود و هم برای دولت میشود. 

با توجه به اوضاع کنونی فضای کشور و از همه مهم تر به ویژه در فضای فرهنگی و رسانه ای این بازی هزینه-فایده مدیران دولتی و علی الخصوص فرهنگی را دچار تعارض میان منافع خویش و استمرار بودجه دریافتی از دولت و بیان بی پرده واقعیت های جامعه، کرده است. 

اگر بخواهیم تعارض منافع را میان مدیران دولتی بررسی کنیم، به نظر میرسد از همه بیشتر در میان مدیران فرهنگی و صاحبان رسانه های دولتی شاهد اینگونه تعارضات باشیم. 

در وهله اول بد نیست نگاهی کنیم به اینکه تعارض منافع به طور خاص چیست؟ 

تعارض منافع  به حالت و وضعیتی اطلاق می‌شود، که شخص یا اشخاصی وجود داشته باشند که از یک طرف در مقام و موقعیت محتاج به اعتماد قرار می‌گیرند، و از آن طرف خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر قرار دارند. تعارض منافع یکی از واژگانی است که در عمده علوم انسانی مثل حقوق و علوم سیاسی مورد بررسی قرار گرفته‌است. در واقع موانع شخصی در ارتباط با طرف دومی در تعارض قرار میگیرد که باعث بی توجهی یا کمرنگ سازی مسولیت در قبال آنچه که باید انجام گیرد، میشود. 

مهم ترین نکته ای که در خصوص تعارض منافع میتوان گفت، بحث اخلاقی ناشی از آن است. در واقع به لحاظ اخلاقی انچه که به عنوان وجدان یاد میشود، حضور آن در تعارض منافع کاملا مشهود است. در واقع آنچه که فرد تصمیم گیرنده را به سوی تصمیم خود میکشاند، ندایی از سوی وجدان اوست. 

اگر بخواهیم به طور جزئی تر وارد این بحث در خصوص مدیران فرهنگی بشویم، مدیران فرهنگی بیش از همه در ایران دچار این تعارض هستند. اما دلیل این امر چیست؟ 

۱. فضای آشفته اقتصادی: 

فضای آشفته و نابسامان در اقتصاد ایران باعث شده است تمامی ارگانهای فرهنگی و رسانه ای به هر طریقی نیازمند دریافتی از سوی بودجه های دولتی باشند. در این چنین شرایطی قطعا تشکیل روزنامه ها و رسانه های مردم نهاد، NGO ها، و سایر موسساتی که به نوعی مسولیت اجتماعی و سیاسی را برعهده میگیرند،  عملا بدون کمک بودجه های دولتی توان حضور طولانی مدت را از دست خواهند داد.

 

۲. وضعیت نامساعد فرهنگی: 

آنچه که همواره در ایران مغفول بوده و هست و یا به طور صحیح مدیریت نمی شود مسائل فرهنگی است. همین دست مسائل هستند که در بسیاری از موارد آشفتگی و نابسامانی بخش های مهم کشور را رقم میزنند. طبیعتا یک مدیر فرهنگی در شرایط بی اهمیتی فرهنگ و همچنین اقتصاد نابسامان نیاز دارد به همان مقدار دریافتی خود از بودجه دولتی قانع شود و بسیاری از منافع خود و رسانه خود را بر مسولیت اجتماعی اش ترجیح دهد.

 

۳. وضعیت سیاسی 

مدیر فرهنگی ای که بر اثر تغییرات در قوه های سه گانه، ارگانهای دولتی و سایر نهادهای وابسته به نظام سیاسی، کرسی سوار مدیریت بر بخشی از جامعه بزرگ فرهنگی میشود، طبیعتا خودرا به لحاظ اخلاقی مدیون کسی میداند که با روی کار آمدن آن شخص وی حالا مدیر فرهنگی شده است. قطع به یقین انتقاد از سیاست ها و عملکرد آن شخص به ضرر مدیر فرهنگی خواهد شد. بنابراین مسولیت اجتماعی، و همچنین بازتاب رسانه ای و فرهنگی ایرادات دستگاه های اجرایی و سیاستگذاری در لاپوشانی منافع مدیر فرهنگی از بین میرود. 

 

علاوه بر مدیران فرهنگی این وضعیت در سایر مدیریت های دولتی نیز دیده میشود. هر ارگان و سازمانی در ایران به نحوی وابستگی به دولت دارد. حال وابسته به این که این نیاز به حمایت دولت چه مقدار شدت و قلت داشته باشد، میزان تعارضات منافع مدیران و گروه های دولتی نیز افزایش و کاهش پیدا میکند. نمونه بارز این وضعیت روزنامه های وابسته به دولت هستند. هر دولتی با هر وضعیت و گرایش سیاسی ای بر روی کار باشد، این روزنامه به طور کامل اخبار دولت را منتشر میکند که غالبا با سوگیری هستند زیرا اگر سوگیری نباشد یقینا اولین کسی که برکنار میشود مدیر مسول است و حتی کار شاید به تعطیلی روزنامه نیز بکشد. 

بنابراین تعارض منافع همواره در ساخت دولتی و دستگاه های اجرایی دولت وجود دارد. فضای بسته آموزش فرهنگی انتقاد پذیری را در افراد نهادینه نکرده است و هچنین انتقاد صحیح نیز در میان صاحبان و اصحاب رسانه و مدیران دولتی وجود ندارد. هر انتقادی بنیانگذار یک تنش جدی میشود بدون آنکه بتواند شرایط مساعد را برای اصلاح فراهم نماید.

 بنابراین در این شرایط افراد برای جلوگیری از تنش وارد بازی هزینه-فایده به جای توجه به مسولیت فرهنگی و مهم تر از آن بیان واقعیات میشوند.

 


منبع : 55 آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

گرگ های اقتصاد

کسانی می گویند در کشورهایی که به صورت سنتی در آن ها کشاورزی رواج داشته است بر خلاف آن هایی که در گذشته دامدار بوده اند, نگاه های متفاوتی نسبت به گرگ وجود دارد, دسته نخست گرگ را مثبت تصویر می کنند, زیرا بقیه حیواناتی را که به مزارع آن ها آسیب می زدند و محصولاتشان را ضایع می کردند می خورد و به نوعی نگهبان کشاورزان به حساب می آمد, اما دسته دوم به دلایل روشن چندان دل خوشی از گرگ ها نداشتند, زیرا دارایی شان را از بین می برد. فارغ از صحت و سقم چنین ادعاهایی امروز آن قدر فرهنگ ها در هم شده اند که در هر کشوری با هر پیشینه ای همه جنس دیدگاهی پیدا می شود.

می‌ترسند کلاه سرشان برود!

آنقدر بازار ایران بی‌در و پیکر است که وقتی بنزین گران می‌شود، ماشین هم گران می‌شود. در این بازار از مردم چه انتظاری می‌شود داشت. در بازار بی‌اعتمادی نمی‌شود دنبال اعتماد گشت.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: قطع اینترنت و ماجرای اینترنت ملی

ویدئو : چرا موتورهای جستجو گر ایرانی، پاسخگوی نیازهای مردم نبود؟

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر