ماجرای بدشانسی‌های یک رزمنده در «خندوانه»

شناسه خبر: 93986 سرویس: فرهنگ و هنر پنجشنبه ۲۳ دي ۱۳۹۵, ۵۳ : ۱۰ : ۰۰
ماجرای بدشانسی‌های یک رزمنده در «خندوانه»
علیرضا دلبریان جانباز دفاع مقدس و از بازماندگان غواصان عملیات کربلا پنج با حضور در برنامه «خندوانه» از خاطرات خود گفت.
۵۵آنلاین :

برنامه «خندوانه» شامگاه چهارشنبه 22 دی میزبان علیرضا دلبریان یکی از غواصان عملیات کربلای پنج بود.

در ابتدای برنامه، دلبریان با اشاره به لهجه‌ کاشمری‌اش (از شهرهای خراسان رضوی)، گفت: «این لهجه من داستان دارد، یک بار برای روایتگری به سالنی رفته بودم، آخر برنامه از حضار پرسیدم که برنامه خوب بود؟ یکی از آن‌ها گفت ما که هیچی نفهمیدیم ولی دستت درد نکند.»

او سپس ماجرای جبهه رفتنش را تعریف کرد: «آن موقع 17 سالم بود. من همیشه اگر توانایی انجام کاری را نداشتم به روی خودم نمی‌آوردم. وقتی به من گفتند که باید اعزام شوم، بی‌هیچ حرفی پذیرفتم. در جبهه اوج کار ما غواصی بود. در سال 63 فرمانده من را صدا کرد و گفت که شنا کردن بلد هستی؟ من هم کم نیاوردم و در ظاهر خودم را مشتاق نشان دادم و گفتم که بله خیلی واردم. ولی در اصل می‌ترسیدم و نمی‌دانستم که چه کنم.»

دلبریان ادامه داد: «ما را برای آموزش به نیروی دریایی سپردند و در دریای خزر دوره آموزشی را گذراندیم.»

این جانباز دفاع مقدس درباره آسیب دیدگی‌اش توضیح داد: «شب عملیات کربلا پنج بعد از اینکه بچه‌ها همینطور شهید شدند فرمانده دستور داد به عقب برگردیم، در همین حین یک‌دفعه صدای یک انفجاری آمد و ما فکر کردیم که خمپاره است، ولی تا قدم برداشتم فهمیدم پایم رفته است روی مین و دچار آسیب شده‌ام.»

او ادامه داد: «در بیمارستان همینطور من را داشتند می‌کشیدند و اصلا حواس‌شان به پایم نبود تا اینکه من فریاد زدم پدر جان می‎خواهید ما را از مرگ نجات دهید، یا همین‌جا شهیدمان کنید. بعد هم که هلی‌کوپتر آمد تا مجروحین را با خود به اهواز ببرد، از شانس بد من تا آمدم سوار بشوم گفتند جا نداریم و من را با یک آمبولانس به اهواز بردند که مدام راننده در چاله‌ها می‌انداخت و حسابی پدر ما درآمد.»

دلبریان درخصوص آلودگی هوای تهران گفت: «اگر در تهران هم فرهنگ جبهه را اجرا کنیم و رانندگان در مسیر خود، دیگران را به مقصد برسانند دیگر این آلودگی‌ها را نداریم.»

در پایان هم درحالی‌که جوان داشت هدایای دلبریان را تقدیمش می‌کرد، او به شوخی گفت: «نمی‌خواهد توضیح بدهی و وقت‌مان را بگیری، خودم می‌بینم» که رامبد جوان هم در واکنش به او با لحنی به ظاهر عصبانی بیان کرد: «بگیر این هم لوح برنامه، هر چه من می‌خواهم میزبانی کنم نمی‌گذارد، حالا فقط یک آرزو برای مردم می‌کنی، بدون هیچ حرف دیگری خداحافظی می‌کنی، همین.»

شقایق دهقان هم در این برنامه استنداپ کمدی با موضوع فضای مجازی اجرا کرد.


منبع : خبرآنلاین
برچسب ها
رزمندهکربلای 5
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

باز‌‌گشت از آخر دنیا

۳روز افتاده بودم تو جوب. بدنم از چند جا شکسته بود و بیهوش شده بودم. برف سنگینی اومده بود که روی من‌و پوشونده بود.

۸ تهدید بزرگ جهان ۲۰۱۸

۸ تهدید سیاسی و ۳ تهدید اقتصادی را در سال ۲۰۱۸ مورد بررسی قرار داد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: کانکس و صندلی برای دانش‌آموزان روستای زلزله‌زده

دانش‌آموزان یک مدرسه در روستای الیاس سرپل ذهاب که تخریب شده بود، با همت یک فرد خیر صاحب کانکس و صندلی شدند.

ویدئو: سفر مهم پوتین به ترکیه

ولادیمیر پوتین به ترکیه سفر کرد. با توجه به اختلافات بین دو کشور، این رخداد بسیار مهم تلقی می‌شود.

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان