نتیجه‌ای یافت نشد.

قانون پایستگی مدیریت

شناسه خبر: 165711 سرویس: توسعه ، سیاست ، اجتماعی ، گوناگون دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷, ۳۱ : ۱۷ : ۰۰
قانون پایستگی مدیریت
ما در شرایطی هستیم که نسل پیشین مدیران که چهل سال است در سطح اول مدیریت جا خوش کرده‌اند، توان اجرایی خود را به شکل آشکاری از دست داده‌اند و در عین حال، پشتوانه‌سازی وسیع برای جایگزینی این مدیران هم صورت نگرفته است.
۵۵آنلاین :

 

 

سید محمد حسین کاظمی

 

دانشجوی علوم سیاسی

 

توانایی هر جامعه‌ای جدای از منابع طبیعی و ثروت مادی، به سرمایه انسانی آن جامعه نیز وابسته است.برای تقویت سرمایه انسانی، لازم نیست استعداد‌های برجسته را استخدام کرد،بلکه باید ظرفیت جذب افکار جوان فراهم شده باشد تا راه برای مدیریت نسل جوان و فرهیخته باز شود.در دنيای امروز راهيابی جوانان به رده های بالایی قدرت امری تعجب برانگيز نيست اما برای ما ايرانيان كمی عجيب و غير منطقی به نظر می رسد.در اتريش سباستين كورتز در سن 27 سالگی سكان سياست خارجي را در دست گرفت.در فرانسه امانوئل مكرون در 40 سالگی بر كرسی رياست جمهوری فرانسه تكيه زد و ده ها نمونه از اين دست كه مجال ذكر تمامی آن ها نيست.اما یکی از ايرادات اساسی ايران،عدم چرخش و گردش نخبگان است،متاسفانه قانون پايستگی مدير در كشور ما برقرار است،به این صورت که مدير به وجود نمی آيد،بلكه از جایی به جای ديگر منتقل می شود.با وجود جمعیت جوان و تحصیلکرده ایران و تاکیدات همیشگی مقام معظم رهبری، باز هم شاهد هستیم که آن گونه که باید و شاید از این ظرفیت در اداره کشور، مدیریت و تصمیم گیری بهره گرفته نشده است.قطعا بهره گیری از این پتانسیل،امکانی است که کمترین دستاورد آن رشد چشمگیر کشور در عرصه های مختلف خواهد بود.محدودیت‌های ورود افراد خلاق، جوان و هوشمند به بافت درهم‌تنیده مدیریت کشور،موجب فرسودگی شبکه مدیران شده است.ادامه این وضعیت،اجازه نوآوری را نمی‌دهد.بدون نوآوری مستمر و همه‌جانبه،ایران نمی‌تواند در دنیای رقابتی امروز جایگاه خود را ارتقا بخشد و به توسعه پایدار دست یابد.منظور از مدیران،فقط مدیران اقتصادی یا مدیران دستگاه‌های اجرایی نیست،بلکه مجموعه مدیریت کشور است، از نمایندگان مجلس تا استانداران، فرمانداران، مدیران ارشد ستادی و اجرایی در جای جای کشور،زیرا دانش و نگرش همه آنها در مجموعه فضای کسب‌وکار و اقتصاد کشور اثربخش است،اقتصادی که عمدتا تحت مدیریت بخش دولتی و رسمی است.اگر به عنوان یک ناظر از هر یک از نهاد‌های کشور بازدید کنید،ضرورت تغییر و تحول اساسی در سازوکار مدیریت کشور را درمی‌یابید.فرق نمی‌کند از کدام سازمان بازدید کنید،کم نیستند مدیرانی که توانمندی،مهارت،دانش و بینش درخور مسئولیت خود را ندارند و از نظرجنبه‌های اخلاقی نمی‌توانند الگوی مناسبی برای همکاران خود باشند.روشن است این ساختار،کارساز نیست و نیازمند بازسازی است،نوسازی بافت مدیریت کشور،به افکار جوان نیاز دارد و نه فقط افراد جوان.از این رو باید پرسید که نقش جوانان در کشور چیست و چرا مسئولین برای مسند مدیریت به جوانان اعتماد نمی کنند؟

و یا چه تفاوتی میان مدیریت جوانان و افراد پا به سن گذاشته وجود دارد؟

هنگامی‌که دوران انتخابات است و یا مدیری در معرض انتخاب یا انتصاب است و یا زمان سخنرانی و ارائه وعده‌ و وعید است واژه جوان و ظرفیت جوانان،از دهان افراد به‌طور مکرر شنیده می‌شود و گویی قرار است چنان از ظرفیت جوانان در مناصب کشور و مدیریت‌های کلان استفاده شود که ممکن است برخی دغدغه خلأ تجربه مدیران باسابقه را مطرح کنند و نگران شوند از بی‌توجهی به تجربه مدیران کارکشته،اما هنگامی‌که زمان اجرای وعده‌ها می‌رسد و همگان منتظر ورود جوانان به عرصه‌های مدیریتی هستند و جامعه، نوید فضای جدیدی را می‌دهد که مملو از شورونشاط خواهد بود ناگهان همان مدیران پا به سن گذاشته و کم‌رمقی که ابتکار جدیدی برای پیشبرد امور در برنامه‌های خویش ندارند به کار گمارده می‌شوند و برای آنکه مهری بر دهان منتقدان زده شود بار دیگر به وعده،متوسل می‌شوند و اعلام می‌کنند در مناصب میانی از جوانان استفاده خواهد شد،وعده‌ای که بازهم در عمل به واقعیت،تبدیل نمی‌شود.در حقیقت نقش اصلی جوانان در کشور به شعارهای مدیران و مسئولین ختم شده است.هنگامی‌که به میانگین سنی کابینه نگاه می‌کنیم و آن را با وعده جوان‌گرایی رئیس‌جمهور در انتخابات،مقایسه می‌کنیم متوجه می‌شویم که باور به توانمندی جوانان در دیدگاه حاکم بر دولت،بسیار ضعیف است و هراس از ناتوانی مدیری جوان و متخصص،در اذهان دولت مردان بسیار وجود دارد.رئیس‌جمهور و یارانش،ترجیح می‌دهند با مدیرانی کار کنند که چهل سال است در حال فعالیت و کار هستند و شناخت مناسبی از آنان وجود دارد و لذا ریسک به‌کارگیری مدیران جوان را متقبل نمی‌شوند.مدیرانی که همگی در عنفوان جوانی و بدون تجربه مدیریتی، در آن دوران پرتلاطم اوایل انقلاب،توانستند مناصب کلان مدیریتی را به دست‌گیرند نمی‌توانند به جوانان متخصص و توانمندی که در دوران استقرار جمهوری اسلامی، توانسته‌اند داناتر و باصلابت‌تر به مدارج علمی و کاری مقبول دست یابند اعتماد کنند و آنان را جایگزین خویش قرار دهند.در واقع باید گفت شعار درباره جوان گرایی لااقل در دو دهه اخیر، وعده ای صرفا تبلیغاتی و غیر اجرایی بوده است و مصادیق بسیار آن را می توان در بیکاری جوانان، عدم بهره گیری از پتانسیل آن ها در مدیریت کشور، موج بازنشستگان شاغل در ادارات و بویژه جایگاه های مدیریتی و... مشاهد کرد.حال اگر به میانگین سنی کابینه‌های مختلف از ابتدای انقلاب تا کنون نگاهی بیندازیم با پدیده‌ جالبی مواجه خواهیم شد.به عنوان نمونه،میانگین سنی کابینه در دولت پنجم اندکی بیش از 40 سال بوده است و در دولت ششم، میانگین به 44 سال ارتقا یافته است.ارتقای میانگین سنی کابینه پس از آن نیز ادامه داشته است.میانگین سنی دولت هفتم حدود 46 سال بوده است.این میانگین در دولت هشتم تا 48 سال ارتقا پیدا کرده است.میانگین سنی دو کابینه نهم و دهم 49 و 51 سال بوده است و حالا هم در دو دولت یازدهم و دوازدهم میانگین به مرز 60 سال رسیده است.میانگین 60 ساله، یعنی استفاده از جوانان دیروز و بازنشستگان فعلی.همچنین بر اساس گزارش مرکز آمار ایران،50 درصد جمعیت زیر 30 سال قرار دارند.از سوی دیگر بر اساس اعلام مرکز آمار ایران سهم جمعیت جوان (15-29 ساله) از سال 1396 تا سال 1405 از 23.9 درصد به 19.6 درصد کاهش می یابد.این آمار یعنی جای خالی حدود یک چهارم جمعیت کشور در تصمیم گیری و تصمیم سازی کاملا مشهود است.از سوی دیگر همین جمعیت جوان به این دلیل که در معرض توانمندسازی تجربی قرار نگرفته اند، قطعا در آینده می توانند با چالش هایی رو به رو شوند و کشور را نیز از بهره وری کامل پایین تر بیاورند.ما در شرایطی هستیم که نسل پیشین مدیران که چهل سال است در سطح اول مدیریت جا خوش کرده‌اند، توان اجرایی خود را به شکل آشکاری از دست داده‌اند و در عین حال، پشتوانه‌سازی وسیع برای جایگزینی این مدیران هم صورت نگرفته است.دولت باید با اعتماد به جوانان و ایجاد شرایط برای آنها باعث شود،تا جوانان تجربه و کارآمدی خود را همچون وزیر ارتباطات نمایان سازند و روند پشتوانه‌سازی برای آینده مدیریتی کشور را فراهم سازد.

تغییر مدیران یک امر طبیعی و گاه لازم در ارگان ها و سازمان هاست. به ویژه در کشورهایی مانند ما که یکی از شعارهای اصولی و اساسی شان جوان گرایی است.جوانگرایی یکی از مولفه ها وشاخصه هایی است که براساس آن می توان میزان پویایی یک مجموعه را تعیین کرد و تخمین زد.جوانگرایی به عنوان فاکتور اصلی تداوم تحرک و استمرار آن در هر مجموعه ای به حساب می آید و هر چه دامنه فعالیت یک نهاد یا ارگان دولتی یا خصوصی بزرگ تر باشد اهمیت این تحرک و پویایی بیشتر است و البته اهمیت جوانگرایی در عرصه های مدیریتی و فکری هم به تبع آن افزایش می یابد.نکته دیگری که نباید از قلم بیفتد این است که اصل حضور یک نیروی جوان در یک میدان حساس مدیریتی خود به خود موجب تزریق نشاط و تحرک و انگیزه در آن محیط است و به طور موثری در افزایش نوآوری و بهره وری و نیز افزایش راندمان کار و کیفیت کاری آن مجموعه دخیل خواهد بود.

اگرچه در برخی از حوزه های بسیار حساس که البته نمی توان آن را به تمامی عرصه های مدیریتی تعمیم داد، ضرورت استفاده و بهره گیری از مدیریت کارکشته،کارآزموده و مجرب اجتناب ناپذیر به نظر می رسد،اما علیرغم اهمیت بسیار بالا و غیرقابل انکار عنصر تجربه در عرصه مدیریت،انرژی مضاعف،ذهن خلاق و انگیزه فزاینده مدیر جوان برای پیشرفت و توسعه از موضوعات بسیار حائز اهمیتی است که با تکیه بر آن می توان جوششی اثرگذار در رگ های مدیریتی کشور تزریق کرد.بر اساس یک قانون نانوشته و یک عرف پذیرفته شده،کمتر مسئول و مدیر ارشدی را می توان یافت که ریسک جوان گرایی در عرصه مدیریتی را بپذیرد و معمولا تلاش می شود برای اداره امور در عرصه های گوناگون از مدیران با تجربه که عموما از سن و سال بیشتری برخوردارند که بعضا دوران میانسالی را نیز سپری کرده اند،استفاده شود.هر چند در رده های میانی و پایین تر استفاده از نیروی جوان در برخی حوزه ها مشاهده می شود،اما به ندرت می توان در پست های حساس شاهد نشستن جوانی بر کرسی مدیریتی یک مجموعه بود.در حقیقت زمانی می توان با قاطعیت مدعی جوان گرایی و حصول و تحقق آن بود که در پست های کشوری،ملی و استانی شاهد حضور موثر،پر رنگ و کارآمد مدیران جوان باشیم،امری که جز در مواردی محدود،نام و نشان چندانی را نمی توان از آن یافت.منظور نظر از نیروی جوان و استفاده از آن در پست های مدیریتی،صرفا به گزینش،انتخاب و انتصاب عناصر کم سن و سال معطوف نمی شود، زیرا روشن است بسیاری از پست ها و مدیریت ها عرصه آزمون و خطا نخواهد بود و نمی توان از آن به عنوان فرصتی برای تجربه اندوزی و آموزش بهره برد زیرا این رویکرد می تواند هزینه های سنگین و قابل تاملی را برای کشور ایجاد کند،اما با همه ملاحظات موجود،کم نیستندنیروهای جوانی که با خلاقیت،نوآوری،هوشمندی،ذکاوت و انگیزه های بسیار بالا قادر خواهند بود یک مجموعه و سازمان را با تحولی عظیم همراه و همگام سازند.لحاظ کردن عنصر و فیلتر شایسته سالاری،شاخص قابل اعتماد و ثمر بخشی است که با اتکای به آن می توان بسیاری از کاستی ها،فقدان ها،خلاءها،کمبودها را پوشش داد و مرتفع کرد.با استفاده از الگوی کشورهای توسعه یافته و بهره گیری از روند و سیری که آنها در پیش گرفته اند می توان جوانگرایی را به نحو شایسته تری در حوزه مدیریتی کشور لحاظ کرد.استفاده از مشاوران زبده در کنار حلقه مدیران و همچنین آموزش صحیح وکارآمد از اصول و مولفه های اساسی در جوانگرایی به شمار می رود که از آن به عنوان پیش نیاز اصلی حصول این امر یاد می شود.نیروی انسانی نقش ارزنده ای در توسعه،پیشرفت و بالندگی جامعه دارد،در این میان نقش آفرینی عنصر جوانی در طروات،شادابی و کارآمدی نیروی انسانی، واقعیتی انکار ناپذیر است.مدیران جوان کارآزموده و توانمند در کشورهای توسعه یافته جهان،نه با تماشاگری،بلکه با کنشگری به چنین جایگاهی نائل شده اند.در دهه اخیر نیز شاهد بوده ایم بسیاری از پیشرفت ها و توفیقات در سایه نقش آفرینی عناصر جوان این مرز و بوم حاصل شده،امری که به کرات رهبر معظم انقلاب به آن اشاره و بر اهمیت برجسته آن تاکید فرمودند.

با وجود چنین مثال ها و تجربیاتی،زمان آن رسیده که با نگاهی ویژه،جوان گرایی منطقی و معقولانه ای را در بدنه مدیریت کشور لحاظ کنیم،امری که بدون تردید با تعریف و طراحی برنامه های مدون و اصولی و آموزش صحیح و کارآمد در سه مقطع کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت می توان به دستاوردهای ارزنده تری در ابعاد و عرصه های گوناگون ملی،کشوری و استانی دست یافت.

 


منبع : 55 آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

استدلال‌هاي واهي براي توسعه‌نيافتگي

واکاوي سه دوره تاريخي که اجازه نداد کمر اقتصاد بشکند

اتحادیه: خرید طلای آب شده از سوی مردم غیر مجاز نیست

به واحدهای صنفی اعلام شده تا از خرید و فروش طلای آب شده و شمش طلا با افراد عادی که فعالیت صنفی در حوزه طلا ندارند پرهیز شود.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: روستایی که محو شده!

روستایی که محو شده! روستای "چم حسین" تنگ تیر که تا پیش از سیل در شهرستان چگنی قرار داشت، در حال حاضر وجود خارجی ندارد و با آب یکسان شده است.

ویدیو: مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش

مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش به جز تلخی دلهره و تنهایی یک کودک و زبان شیرین و شیوا و هوش بالای او ؛ ضرورت آموزش کودکان عنصر کلیدی در این ویدیوست.

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر