عادت به «خوردن » در مکان های عمومی

شناسه خبر: 181448 سرویس: NGO ، توسعه ، اجتماعی ، گوناگون ، سبک زندگی پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۹۸, ۰۶ : ۱۴ : ۰۰
عادت به «خوردن » در مکان های عمومی
هر قوم و ملتی برای خود سبک و رفتاری دارد که معمولا با شیوه دیگران که در آن سوی مرزها هستند تفاوت های ظریفی دارد. محققان دانشگاهی، بسیار خوب می توانند با مشاهده این کنش ها به شناخت آن جامعه دست پیدا کنند. آنها با بررسی این رفتار، که در مکان های عمومی  از مردم سر می زند به نکته های ظریفی می رسند. هرکدام از آن حرکات، به مثابه مشترکات یک ملت هستند و می تواند سبک زندگی آن سرزمین را تعریف کند.
۵۵آنلاین :

محمد جواد لسانی‎

 

 

    هر قوم و ملتی برای خود سبک و رفتاری دارد که معمولا با شیوه دیگران که در آن سوی مرزها هستند تفاوت های ظریفی دارد. محققان دانشگاهی، بسیار خوب می توانند با مشاهده این کنش ها به شناخت آن جامعه دست پیدا کنند. آنها با بررسی این رفتار، که در مکان های عمومی  از مردم سر می زند به نکته های ظریفی می رسند. هرکدام از آن حرکات، به مثابه مشترکات یک ملت هستند و می تواند سبک زندگی آن سرزمین را تعریف کند.


   در بیست سال اخیر، تغییراتی آهسته و خزنده در سبک زندگی مردم ایران رخ داده  که شاید برای شهرنشینان، عادی محسوب شود اما برای جامعه شناسان، نشانه هایی ست که افراد حاضر درجامعه را به شکل عمیق تری معرفی می کند. پژوهشگران بر اساس شاخصه های رفتاری، نتیجه گیری های علمی خود را در جاهای یی هیاهو و ساکتی چون مجامع علمی معتبر ثبت می کنند در حالیکه جامعه از آن کانون های مستقل، معمولا بی خبر می‌ماند زیرا بیشتر رسانه های عمومی به تولید اخبار سفارشی و تبلیغی مشغول هستند یا آنکه سرشان گرم مسائل روزانه سلبریتی هاست که فلان ساعت چه حرفی را در کجا زدند فارغ از آنکه آن خبر برای مخاطبان چه وزنی دارد! که به نتایج اینگونه اشتغالات ریز و بی خاصیت، خبرهای زرد گفته می شود. اما خبرهای اصلی اجتماعی، ضرورت هایی هستند که می تواند آحاد مردم را آگاه کند و به  سمت رشد و توسعه فرهنگی ترغیب شان سازد.  

 


  وقتی به طور اتفاقی در تهران گشتی بزنید و گذرتان به خیابان های خاصی بیفتد که به آن ها پاتوق گفته می شود بوفه ها ورستوران‌هایی خواهید یافت که محل تقاضا و تمایل طبقه متوسط شهری ست. این اتفاق تنها برای پایتخت نشینان نیست بلکه این معادله در مراکز استان ها و دیگر کلان شهرهای ایران در حال اجراست. هرچند هزینه بیرون آمدن از خانه برای یک خانواده، بشدت بالا رفته و آنها چه بخواهند سینما و تآتر بروند یا به رستورانی پا بگذارند خرج زیادی پایشان نوشته می شود(مخصوصا در دو سال اخیر که گران شدن چند برابری کالاها و خدمات، آنها را بسیار آزار می دهد) با این حال، از شهرهای خطه شمالی و صفحات غربی و مرکزی گرفته تا شهرهای بندری جنوب میهن، مردم دوست دارند به جاهای خوشی بروند و فضاهای گرمی را تجربه کنند که برخی کاسبان برایشان تدارک دیده اند. پرسشی که مطرح می شود اینست که چرا با وجود  شرایط بد اقتصادی، این بهای سنگین از سوی شهرنشینان پرداخت می شود؟ حتی آنها حاضرند درصف انتظار بایستند که میزی چهارنفره خالی شود تا وعده شام را در آنجا با خانواده یا دوستان شان سپری کنند. بطور مثال فست فود، نوعی خوردنی فاقد کیفیت لازم است که  سلامتی را تهدید می کند و نمی توان به شکل محکمی از این انتخاب عمومی دفاع کرد اما جالب توجه است که طرفداران زیادی در میان  ایرانیان پیدا کرده‌است. حتی برخی از این مراکز غذایی، ابتکار عمل به خرج داده اند و خود به پخت نمونه‌های وطنی آن دست یافته‌اند و برای نمونه عبارتی برای یک شغل نو پدید به وجود آمده که « پیتزا زن » نام دارد؛ مهارتی که مدیران غذاکده ها برایش سر و دست می شکنند. چنین حرفه‌ای که ساخته و پرداخته‌ این مرز و بوم است بنا به ذائقه ایرانی، به  پیتزا، شکلی بومی  می دهد. او کار معمول یک پیتزاپز را چنان می آراید و تمام می کند که مشتریان کوچک و بزرگ را بسوی خود بکشاند! این تنها یک نمونه بود که بیان شد زیرا انواع و اقسام دیگری هم باب شده که تنها به غذاهای  مدرن ختم نمی شود بلکه در سفره خانه‌های سنتی هم آثاری از این ابداعات وطنی دیده می شود! چگونه شده که فکرها عمدتا به رفتن به مکان هایی خلاصه شده که تنها برای اطفاء شکم چیده شده اند؟ پرسش اصلی این است.


   اگر پاسخی قرار است داده شود باید جامع و کامل باشد تا همه اقشار جامعه را قانع کند و به عبارت روشن یک سویه نباشد. پاسخ دم دستی اینست که مدتی است رفت و آمد ها ی مردم به خانه های همدیگر به سستی گراییده، به عبارت کوتاه، هم بستگی فامیلی کاهش یافته است. برای پر کردن این خلأ عاطفی، آنها تصمیم گرفتند که در جاده های شمال یا کف خیابان های شهر پرسه بزنند.


  کلمه ای به نام  «بمب »، کاربردی بیرون از ادوات نظامی پیدا کرده و و حالا برای شکل ممتازی از پیتزا هم کاربرد پیدا کرده  تا رستوران‌ها روی تابلوهای خود به جای نوشتن رستوران بابا صفر یا بابا کوهی بنویسند بمب بابا صفر یا بمب بابا کوهی! تا در رقابت تنگاتنگ جذب مشتری، موفق تر از دیگران عمل کنند. همه این ها، نشانه هایی هستند که از تغییر رویکرد عمومی خبر می دهد. شکم حرف اول را می زند!


  پاسخ دوم به پرسش این یادداشت کمی ناراحت کننده است؛ اینکه  شهر نشینان برای پر کردن اوقات شبانه خود بجای رفتن به سراغ کتاب و کتابخانه که نماد فرهنگ و معرفت است ترجیح داده اند به امور دیگری اولویت بدهند که به تعبیری روشن، جسم پروری ست. او امشب می خواهد رستوران مکزیکی را برای وقت شبانه اش برگزیند و دو سه شب بعد هم، رستوران عربی یا هندی را انتخاب کند تا بجای نقل قول از نویسندگان، توشه ای از این راسته، برای گپ های خود دست و پا کند و یا از غذای فرد اعلایش در ویلایی صحبت کند که در متل قو یا منطقه ی سه هزار اجاره کرده است. شکی نیست که تفریح، لازمه یک اجتماع است اما وقتی زندگی، فقط به همین خلاصه شود باید از یک بیماری اجتماعی سخن گفت. بی هیچ تعارفی، این بیماری، به سبب ناتوانی مدیریت فرهنگی کشور پدید آمده. کارگزارانی بدون پیشینه ی فرهنگی که چون خود طبیب نیستند و سر خویش نتوانسته اند دوا کنند چگونه می توانند برای دیگران طبابت کنند؟ آنها اغلب با سفارش ویژه بر مسند فرهنگ می نشینند در حالیکه هیچ درکی از مفهوم و کارکرد آن ندارند. اگر هم تنابنده ای درد شناس در نهادهای فرهنگی دیده شود به سبب اختلاط بی جای امر سیاست با امر فرهنگ کارش به جایی نمی رسد زیرا سرمایه و انرژی آن نهاد، خواه ناخواه در مسیری نابجا هزینه می شود.


  پاسخ تکمیل کننده ای هم موجود است که می تواند پرسش این نوشتار را به چالش بگیرد؛ وقتی که به هر نوع دورهمی اجتماعی به چشم تردید نگریسته شود و هر اجتماع کوچک و بزرگی، به مثابه یک تهدید برای دلشوره داران تلقی شود چاره ای نمی ماند که بر اساس پدیده اسموزی این تجمعات که خواست طبیعی یک جامعه است به کانال های بی خطری چون بوفه ها و رستوران ها کشانده شود تا خلأ موجود به نحوی پر گردد. محله هایی در تهران  چون سهروردی، شهرآرا، ستارخان ابتدای میدان توحید، میدان تجریش، خیابان میرزابابایی پونک و بخش هایی از خیابان ولیعصر، راسته هایی هستند که تلاش می کنند نیازهای روحی و روانی طبقه متوسط شهری را تامین کنند. این اسناد زنده ی شهری را نمی توان دست کم گرفت و از تفسیر تجمعات آنها نباید غافل بود!

 


منبع : 55 آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف
۱۳۹۸/۰۴/۲۸ ۰۵:۱۰
واقعا زيبا نوشته شده حكومت نبايد از تجمع اقشار عاقل و وطن پرست بترسد اتفاقا بايد از قشر سطحى و شكم پرور و بى هويت و بد فرهنگ ترسيد تجمع به شرط سازنده بودن و استفاده از تجربيات اصلا مضر نيست مثلا الان هر گونه بحث راجع به حجاب به مسيح و غربى ها ارتباط داده ميشه به خدا قسم كه من به آزادى حجاب اعتقاد دارم ولى عاشق ايرانم مرگ بر آمريكا مرگ بر انگليس و ،..
13 5 پاسخ دادن به این نظر

دیدگاه 55

بیشتر

ببخشید که ما بنزین را گران کردیم!

به بهانه توییت حسام الدین آشنا

استيضاح ترامپ از كجا آب ميخورد؟

اقدامات ترامپ مانند خروج از برجام،اقدامات نظامى در افغانستان،روابط ضد و نقيض با عربستان و ...بدون پشتوانه سياسى و منطقى محكم اتفاق افتاد و جهان را شوكه كرد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو؛ درگیری تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی در بغداد

ویدئو؛ چکمه ناپلئون در حراجی پاریس ۱۱۷ هزار یورو فروخته شد

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر