سرکوب خاموش ادبیات

شناسه خبر: 122786 سرویس: کتاب و شهر کتاب يكشنبه ۲۴ دي ۱۳۹۶, ۲۰ : ۱۵ : ۰۰
سرکوب خاموش ادبیات
جوایز ادبی در کشورهای مختلف با بهانه رشد ادبیات و خدمت به نویسندگان شکل می‌گیرند اما اینکه تا چه اندازه به اصل خود پایبند هستند، مساله دیگری است.
۵۵آنلاین :

آن چیزی که ادبیات نیاز دارد تفکر نقادانه است

بهترین کار این است که اجازه بدهند ادبیات نفس بکشد

متاسفانه بسیاری ازنویسندگان ما به شدت بی سواد هستند

در این دوران شاید تنها یک یا دو اثر برجسته از این جایزه برآمده باشد

تمام جایزه‌های ادبی در هرجای دنیا، دارای یک سبک محافظه‌کارانه هستند

جوایز ادبی در کشورهای مختلف با بهانه رشد ادبیات و خدمت به نویسندگان شکل می‌گیرند اما اینکه تا چه اندازه به اصل خود پایبند هستند، مساله دیگری است. درواقع تمام جوایز ادبی دارای ایدئولوژی خاصي هستند و سخن از استقلال آن‌ها، گزافه گویی است؛ حتی جایزه ادبی نوبل که مهم‌ترین جایزه ادبی جهان محسوب مي‌شود نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر از مساله استقلال جشنواره‌های ادبی بگذریم، بنابر همان ایدئولوژی که دنبال می‌شود، دست کم باید شاهد سطحی از کیفیت آثار باشیم.

بحث در خصوص سطح کیفی جوایز ادبی در ایران بحث تازه‌ای نیست و رها کردن آن هم امکان‌پذیر نیست؛ چرا که این جوایز هر روز در اشکال مختلف خصوصی و دولتی رشد می‌کنند و نه تنها در سطح کیفی ادبیات تاثیر مثبت ندارند بلکه آن را به محفلی برای بلند کردن نام‌هایی تبدیل کرده‌اند که در هیچ شرایطی نمی‌توان نام آثارشان را ادبیات گذاشت. کمتر پیش آمده که مخاطب کتابخوان و آگاه به یک جایزه ادبی اعتماد کند؛ چرا که در طول سالیان مختلف، تیم‌هایی آمده و جوایزی را به راه انداخته‌اند که خروجی‌اش تنها معرفی نویسندگان دست چندم بوده و همین مساله اعتماد مخاطب را تا حد زیادی کاهش داده است. یکی از جوایزی که در مدت کوتاهی توانست مخاطب را به خود جذب کند و از سطح کیفی بالایی برخوردار بود، جایزه ادبی هوشنگ گلشیری بود که بساط آن هم خيلي زود برچیده شد.

ادبیات، نیازمند تفکر نقادانه است

فرید قدمی (نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبی) معتقد است تمام جایزه‌های ادبی در هرجای دنیا، دارای یک سبک محافظه‌کارانه هستند و برآیند نظر و قدرت و اعمال نفوذ ناشران، مطبوعات و نهادهای خصوصی، دولتی و دولت‌ها هستند.او در این خصوص به «قانون» می‌گوید: هیچ‌وقت نویسنده‌ای مثل جیمز جویس، میلان کوندرا یا صادق هدایت جایزه‌ای نگرفته‌اند. اما آثار بسیاری از برندگان نوبل را هم امروز دیگر کسی نمی‌خواند و نام‌شان فراموش شده است و شاید تنها در کتاب‌های درسی کشورهای خودشان به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و نه ادبیات، ياد شوند. وقتی برای نویسنده بزرگی مثل سلین در فرانسه بزرگداشت نمی‌گیرند، باید به جوایز ادبی مشکوک شد. در واقع این جوایز می‌توانند به ما بگویند چه آثاری را نخوانیم؛ این در مورد تمام جوایز خصوصی و دولتی صدق می‌کند. به کتاب‌هایی که در 10 سال اخیر در ایران جوایز ادبی گرفته‌اند نگاه کنید، همه آن ها غلط گرامری دارند.

این نویسنده معتقد است جوایز ادبی علاوه بر ایراد کلی ای که دارند، خصلت محفلی و بده بستانی پیدا کرده‌اند.کارهایی در این جوایز مطرح می‌شوند که مخاطبان نيز اعتمادی به آن‌ها ندارند؛ در همان چاپ اول مي‌مانند و به تیراژ هزارتایی نمی‌رسند و هر روز جایزه جدیدی می‌آید.

قدمی می‌گوید:جوایز ادبی اسم اشخاص بزرگ، ادبیات ما را به بازی می‌گیرند و بعد خاموش می‌شوند. من در کتاب «سیاست ادبیات» تمایزی بین فرهنگ و ادبیات مي‌گذارم. فرهنگ، ایدئولوژی است و ادبیات، هنر. آن چیزی که ادبیات نیاز دارد تفکر نقادانه است؛ چیزی که مستقیم در ایران نداریم. هر دو سه ماه یک جایزه ادبی برگزار می شود اما حتی یک مقاله یا سخنرانی نقادانه در مطبوعات ایران نمی‌بینیم. مجله ای مثل «تجربه» منتشر می‌شود که رسالتش بولد کردن ایدئولوژی‌های مدنظر خودش است. وضعیت ما به شکلی است که تفکر نقادانه نداریم و در عوض جایزه داریم؛ این جایزه برای پنهان کردن یک خلأ بزرگ است در حالی که رونق فرهنگ نيز تخریب شده است.

دل دولت به حال ادبیات نمی‌سوزد

جوایز خصوصی کوچک با بودجه‌های اندک برگزار می‌شوند و شاید انتظار چندانی از این جوایز نباشد اما انتظار مخاطبان، نویسندگان و به طور کلی اهل ادبیات، از جایزه دولتی که خود را مهم‌ترین جایزه ادبی ایران معرفی می‌کند، چیز دیگری است.

چندی پیش دهمین دوره جایزه ادبی جلال به پایان رسید و برگزیدگان آن معرفی شدند. هدف از اهدای جایزه، «ارتقای زبان و ادبیات ملی- دینی» از رهگذر بزرگداشت پدید آورندگان آثار برجسته، بدیع و پیشرو است. در واقع ایدئولوژی پشت این جایزه از همین هدف به‌طور كامل مشخص است و نمی‌توان انتظار معرفی بهترین آثار ادبی کشور را از آن داشت. همان‌گونه که آثاری که در طول سال منتشر شده‌اند و برخی از آنان را می‌توان به عنوان یک شاهکار معرفی کرد، از لیست داوری این جشنواره کنار گذاشته شده اند. این تنها مختص این دوره نیست؛ در دوره‌های پیشین نيز همین روند را از جایزه جلال شاهد بودیم. در این دوران شاید تنها یک یا دو اثر برجسته از این جایزه برآمده باشد که بتوان نام آن را به راستی ادبیات گذاشت.

قدمی با اشاره به اینکه بحث در مورد جایزه جلال کمی خطرناک‌تر می‌شود، بیان می‌کند: دولت می‌گوید برای حمایت از نویسندگان و ادبیات جایزه می‌گذاریم؛ من به عنوان نویسنده می بینم دولت بالای سر من ایستاده و سانسور می‌کند. در این شرایط نمی‌توانم باور کنم دلش برای ادبیات می‌سوزد. اگر دلش می‌سوخت، اعمال سانسور نمی‌کرد. همین دولت می‌خواهد جایزه دهد و این ها مکمل یکدیگرند. به اعتقاد من جایزه جلال، شکل دیگری از سانسور است.

اجازه دهید ادبیات نفس بکشد

دولت با صرف بودجه و با بهانه کمک به ادبیات، به راه‌اندازی جوایزی مي‌پردازد که سعی در سرکوب ادبیات دارند تا ارتقا و رشد آن. البته مساله سرکوب تنها به جوایز ادبی محدود نمی‌شود. نویسنده کتاب «سیاست ادبیات» می‌گوید: صداهای دیگر فقط از سوی دولت سركوب نمي‌شوند بلکه سهم نهادهای خصوصی در اين جريان بیشتر است و اگر آن‌ها نخواهند، صدایی از کسی به جایی نمی‌رسد. بي‌شك همدستی وجود دارد كه کتابی را نمی‌توانی از رو بخوانی اما مي‌بيني به چاپ هفتادویکم می‌رسد. من یادم است خیلی سال پیش تماس گرفتند تا برای رمان «زنان در زندگی من» ویژه نامه دربیاورند. انتظار داشتند با این رشوه صحبتي درباره جریان ادبیات نكنم ولی من باز حرفم را زدم و آن‌ها از این تصمیم پشیمان شدند؛ این نشان می‌دهد که اين افراد خصلت سانسور را دارند. دولت به این شکل تلاش می‌کند صداهای دیگر شنیده نشوند.

این نویسنده در خصوص بودجه جایزه جلال اضافه می‌کند: بهتر است این بودجه را صرف کارگران، بیمه آن‌ها و مسائلی از این دست کنند. نویسنده ها خودشان کارشان را انجام می دهند. زمانی که عبید زاکانی رساله دلگشا را نوشت، یا فردوسی شاهنامه را یا عطار تذکره الاولیا را نوشت، وزارت ارشادی در کار بود؟ اگر ارشاد بخواهد برای نویسندگان کاری انجام دهد، بهترین کار این است که اجازه بدهند ادبیات نفس بکشد.

پیشرفت در ایدئولوژی با پیشرفت ادبی متفاوت است

یکی از مسائلی که شاید به شکل زیرساختی در این سرکوب ها شاهد آن هستيم، افت سلیقه مخاطب است. از سوی دیگر نویسندگانی که با کار اول خود (با غلط های عجیب و غریب) بتواند برنده بزرگ‌ترین جایزه ادبی دولتی سال شود، به دامی گرفتار می شود که بیرون آمدن از آن کار بسیار دشواری است. او با این اتفاق گمان می‌کند کار خود را تمام کرده و حتي شايد نیازی به مطالعه و پیشرفت در آثار خود نبیند. قدمی به توهم نویسندگانی اشاره می‌کند که در این جوایز برنده می‌شوند. او می‌گوید: ممکن است برخی از این نویسندگان احساس پیشرفت کنند اما باید متوجه باشند که این پیشرفتی در ایدئولوژی است و می‌توان به عنوان یک کارمند که به نهادهای ایدئولوژی خدمت می‌کند، موفق باشد اما به عنوان ادبیات نه. اینجا توجه به تمایز بین فرهنگ و ادبیات بسیار مهم است. متاسفانه بسیاری از نویسندگان ما به شدت بی‌سواد هستند و در حالی که آثارشان پر از غلط های نگارشی و توهمات ایدئولوژیک است، فکر می‌کنند انسان‌های آزادی هستند و همین تفکر نیز از بی سوادی آن ها برمی آید.

این پژوهشگر و منتقد ادبی،‌ در رابطه با مساله تمایز بین فرهنگ و ادبیات اضافه می‌کند: باید بدانیم بین فرهنگ و ادبیات فرقی هست و این‌گونه دچار توهم نشویم که کارمان ادبیات است.

در کتاب «سیاست و ادبیات» این مساله را باز کردم؛ ادبیات یک شیوه ای از تفکر است که همه ژانرها را در می‌نوردد و نویسنده را ملزم می‌کند به حوزه هایی مانند تاریخ، سیاست، روانکاوی، سینما، تئاتر، فلسفه و ... مسلط باشد. نویسنده باید کلیت‌گرایی داشته باشد؛ اگر این‌گونه نباشد تبدیل می شود به یک «چیز» نویسِ ایدئولوژیک؛ بنابراين طبیعی است که اين افراد از سوی ارگان هایی که کارشان کلیشه سازی است، معرفی و حمایت شوند.


منبع : قانون
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

از يوز تا سروش

يادتان هست چقدر براى موتور جستجوى ملى هزينه شد و الان هيچكس حتى يادش نيست

من، سعدی آخرالزمانم

ابن بطوطه طنجه ای(مراکش) که هم عصر سعدی بوده است وقتی در چین، مهمان امیری می شود، از دهان خنیاگران چینی بزم او این شعر سعدی را می شنود: تا دل به مهرت دادم در بحر فکر افتادم چون در نماز استادم گویی به محراب اندری!

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: فضای سبز بدون استفاده

این ویدیو،فضای سبز منطقه ی ۱۴ تهران رو نشون میده،بلوار پاسدار گمنام تقاطع خیابان برادران شهید واضحی فر من سه ساله ساکن این خونه هستم،و تو این سه سال حتی برای نیم ساعت هم ندیدم که در این مجموعه برای استفاده باز باشه همونطور که در فیلم میبینید،که همه وسایل مجموعه در اثر عدم رسیدگی دچار نقص شدن .نمیدونم اگه قرار به استفاده نبوده چرا باید ساخته بشه پولی که میتونسته تو جای درست استفاده شه،اینجا خرج شده

ویدیو: ماجرای جشن جنجالی برج سلمان که بازداشت برخی مسئولان اداره ارشاد مشهد را رقم زد

ماجرای جشن جنجالی برج سلمان که بازداشت برخی مسئولان اداره ارشاد مشهد را رقم زد دادستانی: بازداشت معاون مدیر کل و رییس اداره ارشاد مشهد به دلیل «جریحه دار کردن عفت عمومی و عدم رعایت قوانین» / نماینده مشهد: می خواهند مشهد را تبدیل به شهری توریستی کنند

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان