زبان حال حکایت‌های دیروز اقتصاد ایران

شناسه خبر: 93907 ۲۹ دی ۱۳۹۵ - ۰۵:۵۶
زبان حال حکایت‌های دیروز اقتصاد ایران
یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جویای کار در ایران، این عدد حتی در مقیای جهانی و حتی برای کشورهایی پرجمعیت‌تر از ایران هم عدد کوچکی نیست.
۵۵آنلاین :

یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جویای کار در ایران، این عدد حتی در مقیای جهانی و حتی برای کشورهایی پرجمعیت‌تر از ایران هم عدد کوچکی نیست. عددی که بزرگی‌اش می‌تواند عواقب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری داشته باشد. درست یک دهه پیش و در حالی که درآمدهای نفتی در حال افزایش روزافزون بود، حفره کوچکی در بازار کار ایجاد شد. حفره‌ای که با اندک تلاشی سیاستگذار می‌توانست برطرف شود. هیچ کس اما به این حفره توجه نکرد، حتی آنگاه که درآمدهای نفتی به بالاترین حد رسید. تنها دانشگاهیان و تکنوکرات‌های خانه‌نشین بودند که نسبت به عواقب پدیدار شدن حفره‌ای در حال رشد در بازار کار هشدار دادند. مسعود نیلی یکی از آن‌ها بود. او هفت سال پیش در تابستان سال ۱۳۸۸، دست به قلم شد و مقاله‌ای بلند بالا و هشدارگونه با عنوان «زبان حال حکایت‌های آینده اقتصاد ایران» در وصف چالش‌های آینده اقتصاد ایران به رشته تحریر درآورد. این مقاله آینده‌نگر، وقوع مصائبی را پیش‌بینی کرد که این روزها، رنگ واقعیت به خود گرفته است. پیش‌بینی ورود بیش از یک میلیون نفر جمعیت جویای کار به بازار کار در سال ۱۳۹۵. مقاله مسعود نیلی در سال ۱۳۸۸ نخستین بار در سایت رستاک منتشر شد که اکنون دسترسی به این سایت میسر نیست. اما روزنامه دنیای اقتصاد در سال ۱۳۸۹ این مقاله را بازنشر داد که در ادامه به بخش‌هایی از آن اشاره می‌شود.

  • روایت اول سال ۱۳۸۸

مسعود نیلی در ابتدای این مقاله، اهمیت توجه به این گزارش را گوشزد می‌کند: «یکی از ضروریات مهم سیاستگذاری در دنیای امروز، ملاحظات آینده‌نگری است. اثرات بسیاری از وقایع با تاخیر ظاهر می‌شود و در زمان بروز این اثرات، سیاستگذاری تنها می‌تواند کارکردی انفعالی داشته باشد. نگاه به آینده از منظر زمان حال، این امکان را می‌دهد که در مواجهه با پدیده‌ها، ابتکار عمل داشته باشیم و بتوانیم از بروز مشکلات کنترل نشده احتراز کنیم. از این رو، اهمیت آینده‌نگری، نه پناه بردن به فردا، بلکه به کارگیری آن برای سیاستگذاری امروز است. از سویی اگر بدانیم که چند پدیده اجتماعی در آینده با همزمانی مواجه شده و به طور همزمان اتفاق خواهند افتاد، بسیار مهم است که اثرات این «هم افزایی» را مورد بررسی و توجه قرار دهیم.»

نیلی در ادامه به پنج حکایت جداگانه از اقتصاد ایران پرداخته است، با این تاکید که گرچه هر کدام از این حکایت‌ها جداگانه، در جای خود، شنیدنی و خواندنی است، اما آنچه به گمان او اهمیت مطلب را دوچندان می‌کند، «مجموعه حکایات» به معنی بروز توام وقایع یادشده در نوشتار است. اما حکایت اول و شاید مهم‌ترین حکایت، «اشتغال و تصویر آینده» است. این اقتصاددان در ابتدا ضمن ارائه نمودار هرم سنی جمعیت، تحول چشمگیر در میزان زاد و ولد کشور، طی سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ را به نمایش گذاشته او از این تحول با عنوان شوک جمعیتی نام می‌برد. شوکی که به صورت یک برآمدگی غیرمتعارف در هرم سنی جمعیت سال ۱۳۷۵ خود را نشان می‌دهد. در نمودار هرم سنی جمعیت سال ۱۳۷۵، تراکم نوجوانان ۱۰ تا ۱۴ سال به وضوح قابل مشاهده است. نیلی در ادامه مقاله می نویسد: «در سال ۱۳۷۶ از همکاران جمعیت شناس خود خواستم تا پیش‌بینی هرم سنی جمعیت ۱۰ سال بعد یعنی سال ۱۳۸۵ را ارائه کنند.»

او در تحلیل هرم پیش‌بینی شده سال ۱۳۸۵ آورده است: «در نمودار برآورد هرم سنی جمعیتی سال ۱۳۸۵ دو ویژگی جلب توجه می‌کند؛ ویژگی اول انتقال برآمدگی جمعیتی به فاصله سنی ۲۰ تا 24 سال است و ویژگی دوم، برآمدگی بعدی است که بیانگر ازدواج نسل حاصل از پرزایی و تولد فرزندان آنان است. در واقع موج اول جمعیتی ناشی از افزایش قابل توجه فرزند به ازای خانوار و موج دوم در نتیجه افزایش قابل توجه خانوار، در نتیجه ازدواج این افراد و حتی با فرض تعداد کم فرزندان به ازای هر خانواده است.» نیلی که خود نقش بسزایی در تدوین برنامه سوم توسعه (1379 تا 1383) ایفا کرده، اشاره می‌کند: «پیش‌بینی می شد بخش اصلی این تراکم جمعیتی دهه 60،  پس از اتمام تحصیلات متوسطه، وارد بازار کار شوند و سایرین به ادامه تحصیل در مقطع آموزش عالی بپردازند. بر این اساس، نرخ بیکاری در حدود ۱۴ درصد، بر ضرورت ایجاد بیش از ۷۴۰ هزار شغلی به طور متوسط در هر سال طی دو برنامه سوم و چهارم تاکید کرد.» حال آنکه برنامه سوم توسعه به باور بسیاری از کارشناسان، موفق‌ترین برنامه توسعه پس از انقلاب در کشور به شمار می‌رود. اما آنگونه که نیلی توضیح می‌دهد، هرم ترسیم شده از سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ در مقایسه با هرم پیش‌بینی شده در سال ۱۳۷۶، دو تفاوت قابل توجه داشته است. چنان که برآمدگی اول که مربوط به متولدین دهه ۱۳۶۰ بوده ابعاد بزرگتری به خود گرفته و دیگر آنکه از برآمدگی کوچکتر دوم که حاصل ازدواج پیش‌بینی شده نسل اول بود، خبری نبوده است. علاوه براین دو نکته، نیلی یک تفاوت مهم دیگر در مقایسه با پیش‌بینی‌های صورت گرفته در مطالعات مقدماتی برنامه سوم را قابل توجه می‌داند: «به‌رغم ایجاد شغل در مقیاسی به مراتب کمتر از ۱۷۴۰ هزار نفر (کمتر از ۶۰۰ هزار نفر)، نرخ بیکاری گزارش شده، بین ۱۰ تا ۱۲ درصد، یعنی به طور معنی‌داری کمتر از 14 درصد مبنای برنامه سوم بود که بخشی از این تفاوت می‌تواند ناشی از عرضه کمتر نیروی  کار به بازار باشد که منجر به محقق نرخ بیکاری کمتر می‌شود.» او سپس به تبیین این تفاوت‌ها پرداخته است: «دو عامل اصلی می‌تواند تفاوت‌های بین هرم سنی جمعیت پیش‌بینی شده و مقدار تحقق یافته و نیز شرایط با کار پیش‌بینی شده و تحقق یافته را توضیح دهد. اول، ورود کمتر نیروی کار به بازار و دوم بالا رفتن سن ازدواج و در نتیجه به تعویق افتادن شکل گیری موج دوم ازدیاد جمعیت.» نگارنده این دو عامل را مرتبط با یکدیگر می‌داند و با مقایسه نمودار نرخ بیکاری سنین مختلف برای سه سرشماری ۱۳۶۵، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ این هم‌پوشانی را تبیین می‌کند. با توجه به این نمودار مقایس‌های که صورت گرفته، کمتر بودن نرخ بیکاری برای همه سنین در 1375 نسبت به سنین متناظر در سال ۱۳۶۵، به دلایلی همچون بروز جنگ فراگیر، قیمت پایین نفت و کمبود شدید منابع قابل انتظار است، اما نتایج سال ۱۳۸۵، نشان می‌دهد در این سال، نه تنها نرخ بیکاری برای اکثر گروه‌های سنی حتی بالاتر از سال ۱۳۶۵، یعنی دوران جنگ بوده، بلکه در این سال توزیع سنی بیکاران هم به نفع گروه‌های سنی بالاتر و به ضرر جوان‌ترها تغییر کرده است. همچنین با استناد به بررسی‌های دیگر که نشان می‌دهد درصد بیکاران تحصیل کرده از یک طرف و زنان جویای کار از طرف دیگر نیز در حال افزایش بوده است. از نظر این اقتصاددان، پاسخ این دو پرسش مبنی بر اینکه «چرا سن ازدواج بالا رفته؟» و ثانیا «به چه دلیل عرضه نیروی کار به بازار کاهش پیدا کرده است؟» این است که بخش بسیار بزرگی از جوانان با مشاهده شرایط نامناسب بازار کار از یک طرف و توسعه ظرفیت آموزش عالی از طرف دیگر، ترجیح داده‌اند که ورود به بازار کار را به تعویق انداخته و سطح تحصیل خود را به امید به دست آوردن فرصت شغلی بهتر در آینده ارتقا دهند. اما شاه بیت حکایت اول اینجاست: «از مجموع مطالب مطرح شده می‌توان به سادگی نتیجه گرفت که طی سال‌های نه چندان دور آینده، بازار کار با هجوم نیروی کار جوان، تحصیل کرده و با درصد بالایی از زنان، مواجه خواهد شد. اقتصاد ما یا باید خود را برای تبعات «فقر وسیع» ناشی از بیکاری گسترده و با درآمدزایی پایین شاغلان آماده کند یا آنکه با ایجاد تغییراتی اساسی در اولویت‌ها و سیاست‌های جاری، محیط کسب و کار را، تا هنوز فرصت باقی است، آماده ایجاد ظرفیت شغلی سالانه بیش از یک میلیون و صد تا یک میلیون و دویست هزار شغل کند.» نتیجه‌گیری که اکنون به شدت با وضعیت فعلی بازار کار ایران همخوانی دارد و بسیار تامل برانگیز است. نیلی همچنین در قالب چند نکته که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، هشدارهای دیگری نیز داده است.

1. شکل هرم سنی جمعیت در سال ۱۳۹۵، بسیار شبیه به شکل شماره۲ خواهد بود. با این تفاوت که برآمدگی جمعیتی به فاصله سنی سال منتقل خواهد شد. 2. در سال‌های آینده، کسانی را که وارد بازار کار می‌شوند دو گروه تشکیل خواهد داد. گروه اول وارد شوندگان طبیعی به بازار کار و گروه دوم آنان که در سال‌های گذشته تصمیم به تعویق ورود به بازار کار گرفته‌اند. این حاصل جمع همانگونه که ذکر شد، سالانه بیش از یک میلیون و صد تا ۲۰۰ هزار نفر خواهد بود. ما در بهترین شرایط نصف این مقدار در سال شغلی ایجاد کرده‌ایم. پس ابعاد تغییرات باید «بسیار بزرگ» باشد. 3. ظرف سال‌های گذشته، دولت مهم‌ترین نهادی بوده که توانسته است. برای زنان شغل ایجاد کند. آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و نیز سازمآن‌های دولتی این ظرفیت‌ها را ایجاد می‌کرده‌اند. وجود مازاد قابل توجه نیروی انسانی در آموزش و پرورش از یک طرف و کسری بودجه دولت از طرف دیگر، مانع از آن خواهد شد که کاهش بیکاری نقش ایفا کند. 4. به دلیل ورود موج جمعیتی متولدین دهه ۶۰ به فاصله سنی ۳۰ تا 34 سال، در مقایسه با گذشته، بخش بسیار بزرگ‌تری از منابع کشور صرف سرمایه گذاری در بخش مسکن خواهد شد. این مساله با توجه به توضیحات بندهای بالا منابع کمتری را برای ایجاد شغل از سوى بخش‌های دیگر باقی خواهد گذاشت. 5. ایجاد شغل، تنها شرط لازم و نه کافی است و آنچه این شرط را تکمیل می‌کند «ایجاد درآمد» است. باید دید اقتصاد ما چگونه می‌تواند سالانه بیش از یک میلیون و 200 هزار «شغل درآمدزا» که رفاه نسبی برای نیروی کار به بار آورد، ایجاد کند. تحقق این شرایط را می‌توان متناظر با نرخ رشد اقتصادی حدود ۱۰ درصد در سال برای یک دوره ده ساله دانست. 6. ظاهرا گزارش‌های رسمی تهیه شده، منابع مورد نیاز پنج سال برنامه پنجم برای سال را معادل حدود هزار میلیارد دلار (سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار) برآورد کرد‌هاند. ابعاد بسیار بزرگ این منابع برای رشدی کمتر از آنچه در اینجا ذکر شد، بیانگر دشواری یا ناممکن بودن این هدف است.

مسعود نیلی اما، حکایت نخست را این گونه به پایان می‌برد: «از آن زمان تاکنون فهرست بلند بالایی از «پروژه»های اشتغال‌زا را می‌توان برشمرد. دادن جایزه نقدی به هر کسی که یک شغل جدید ایجاد کند گرفته تا طرح بنگاه‌های زودبازده که ویژگی مشترک همه آن‌ها، دادن آدرس اشتباه به متقاضیان شغل بوده است. در مجموع، به نظر نگارنده، چگونگی ایجاد شغل درآمدزا در حد ارقام ذکر شده. بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مساله سیاستگذاری کشور، آن هم نه در آینده، بلکه در حال حاضر است. آینده، وقتی فرا برسد دیگر نمی‌توان کاری کرد و آنچه می‌تواند در کاهش ابعاد مشکل موثر باشد، مدت کوتاهی «زمان» است که در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دارد.» او سپس در ادامه مقاله خود، به چهار حکایت «رونق نفتی و کم‌رمقی اقتصاد»، «یارانه‌ها»، «اقتصاد چینی شکننده» و «سلیقه و روزمرگی یا اتکا به علم و تجربه» می‌پردازد تا به ایجاد یک ارزیابی مناسب از میزان آمادگی کشور برای تحقق هدف بزرگ اشتغال‌زایی با مختصات یادشده، کمک کند.

  • روایت دوم سال ۱۳۹۵

حال برگردیم به چند روز پیش؛ ششم دیماه ۱۳۹۵. مسعود نیلی این بار در قامت مشاور امور اقتصادی رئیس جمهور دولت یازدهم، در برنامه تلویزیونی «تیتر امشب» شبکه خبر حاضر شد و به توضیح آمار منتشر شده مربوط به بازار کار کشور پرداخت. او در ابتدای سخنان خود به تغییرات در تعداد بیکاران و نرخ بیکاری کشور اشاره و عنوان کرد، این تعداد از 5/2 میلیون نفر در سال ۱۳۹۳، به بیش از ۳/۳ میلیون نفر در پایان تابستان سال جاری افزایش یافته و نیز نرخ بیکاری طی این مدت از 6/10 به 7/12 درصد رسیده است. نیلی همچنین نمودار دیگری ارائه داد که حاکی از افزایش قابل توجه نرخ بیکاری جوانان (۱۵ تا ۲۴ سال) از سال ۱۳۹۲ بود. نرخی که اکنون به 7/25 درصد رسیده است. این اقتصاددان سپس به بررسی دلایل افزایش‌های یادشده در آمار بیکاری کشور پرداخت و ریشه آن را مربوط به تحولات ۳۵ سال گذشته کشور دانست. او در ادامه سه پدیده را علت اصلی بروز چنین شرایطی در بازار کار کشور برشمرد و این عوامل را تشریح کرد. نخستین پدیده، رشد غیرمتعارف جمعیت متولدین دهه ۱۳۶۰ بود که با توجه به سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵، قاعده هرم سنی جمعیت کشور را بیشتر کودکان و نوزادان تشکیل می‌دادند. او گفت: «در سال ۱۳۶۵، تعداد کودکان و نوزادان، ۹ میلیون و ۳۰۰ نفر به ثبت رسیده بود و به همین ترتیب در ۱۰ سال بعد در سال ۷۵ این کودکان به سن نوجوانی رسیدند، یعنی نزدیک به ۲۰ میلیون دانش آموز داشتیم که فشار زیادی به آموزش و پرورش آمد. در هرم سنی سال ۱۳۸۵ اما پیش‌بینی کردیم جمعیت سنی ۱۰ تا ۱۴ سال 10 سال بعد به ۲۰ تا ۲۴ سال می‌رسند و در این سن با مشکل شغل روبه‌رو می‌شوند، اما تعداد جوانان با ادامه تحصیل در مراکز آموزش ملی از یافتن کار و اشتغال دور ماندند. طی این بررسی، اقتصاد کشور باید سالانه ۶۵۰ هزار شغل ایجاد می‌کرد تا هنگامی که این گروه به سن اشتغال می‌رسند اقتصاد کشور آمادگی پذیرش بیکاران را داشته باشد.» بر اساس گفته‌های نیلی، به این تعداد، جوانان ۳۰ ساله بیکاران سال‌های قبل که شانس اشتغال نداشته‌اند نیز اضافه شد و این مجموعه بیش از ۹ میلیون نفری سال ۱۳۶۵، اکنون به یک میلیون بیکار رسیده که عموما تحصیل کرده‌هایی هستند که عمده مشکلاتشان بیکاری و اشتغال است.

او در توضیح پدیده دوم با ارائه نموداری نشان داد طی فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۴، مطابق با پیش‌بینی انجام شده، به طور متوسط ۶۳۸ هزار شغل در هر سال ایجاد شد اما نمودار حاکی از آن بود که این روند از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ - که هم‌زمان با پیک نفراتی بود که به سن اشتغال و کار رسیده بودند - به یکباره افت محسوسی کرد و ظرف این مدت، هر سال به طور متوسط، تنها حدود ۷۶ هزار شغل ایجاد شده است. حال آنکه از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰، به قیمت‌های ثابت اکنون، منابع انبوهی در حدود ۸۴۵ میلیارد دلار درآمدهای ارزی نصیب کشور شده بود که رکورد تاریخی برای اقتصاد ایران به شمار می‌آید. با وجود چنین منابعی اقتصاد ایران به راحتی می‌توانست اشتغال این عده از جوانان را پوشش دهد و از بروز مشکلات صندوق‌های بازنشستگی که اکنون گریبانگیر کشور شده، پیشگیری کند. پدیده سوم به زعم نیلی اما توسعه قابل توجه آموزش عالی است، که به موازات افزایش جوانان جویای کار رقم خورد. چنان که دانشگاه‌ها، به نوعی در نقش ضربه‌گیر این حجم نیروی انسانی ظاهر شدند و سبب شد تا این عده بیکار از جمعیت فعالی به غیرفعال منتقل شوند. در نتیجه، کاهش قابل توجه افراد جویای کار در قالب رشد چشمگیر تعداد دانشجویان، نرخ بیکاری را چندان نگران کننده نشان نمی‌داد، اما واقعیت چیز دیگری بود. مشاور رئیس جمهور اذعان دارد امروزه تعداد بیکاران دارای تحصیلات عالی ۴۱ درصد است و این آمار نشان می‌دهد. تعداد زیادی با جذب دانشگاه‌ها عملاً تحصیل کرده‌هایی شده‌اند که کارآفرین نبوده‌اند؛ حجمی در حدود یک میلیون نفر که عموما متولدین دهه ۶۰ بوده و در سن ۳۵ سالگی همچنان در جستوجوی شغلی هستند که با میزان تحصیلات آنان تناسب داشته باشد. نتیجه آن شده که به‌رغم نرخ متوسط سالانه ۵۰ هزار نفر متقاضی شغل اکنون برای اولین بار و در جهشی خیره کننده، این تعداد به بیش از یک میلیون نفر در سال رسیده که به‌رغم اشتغال‌زایی قابل توجه دولت یازدهم، باز هم پوشش لازم صورت نگرفته است. مسعود نیلی همچنین به نرخ مشارکت زنان نیز اشاره می‌کند: «در گذشته از هر ۱۰۰ نفر خانم ۱۲ نفر متقاضی کار بودند در حالی که در کشورهای دیگر این میزان، بالای 60 درصد است. اکنون اما به دليل توسعه آموزش عالی، ظرف مدت کوتاهی به ۱۶ نفر رسیده و ورود زنان به بازار کار بیشتر خواهد شد. از طرفی شغلی که دولت ایجاد خواهد کرد باید متناسب خانم‌ها باشد و خوشبختانه ۸۱ درصد شغل‌های جدیدی که در اقتصاد ما اتفاق افتاده مناسب این قشر بود.» این اقتصاددان در ادامه سخنان خود به یک واقعیت تلخ هم اشاره می‌کند: «موج سنگین ورود به بازار کار متاسفانه مورد توجه و برنامه‌ریزی قرار نگرفته و امروز گریبان اقتصاد کشور را می‌فشارد.» به باور نیلی، اتفاق نظر روی سرمایه گذاری و برنامه‌ریزی در خصوصی ایجاد شغل برای سال‌های آینده و نیازهای جمعیتی، می‌تواند کشور را آماده پذیرش مقتضیات سال‌های بعد کند. ضرورت دارد، در آینده هم رشد اقتصادی مورد تاکید قرار گیرد تا ۶۵۰ هزار شغلی در کشور ایجاد شود که این مهم نیاز به سرمایه گذاری دارد، و هم باید مدیریت و درک درستی در جامعه شکل گیرد، زیرا امکان افزایش بیش از پیش تعداد بیکاران در کشور نیز وجود دارد.


منبع : مجله ی تجارت فردا
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

نوبت شفافیت شبه‌دولتی‌ها

یکی از مشکلاتی که همواره دولتمردان را در اتخاذ تصمیمات اقتصادی دچار چالش می‌کند، نبود اطلاعات شفاف اقتصادی در کشور است.

مهارت‌های مدیریتی در آینده نزدیک کدامند؟

سال‌های زیادی است كه از سوی مراکز آکادمیک کشور مهارت‌های مدیریت در ایران به شکل ثابت و دست نخورده‌ای تعریف می‌شود - آن هم به‌صورت کلی – و گویا قرار نیست به مصداق‌های عینی آن اشاره‌ای شود.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو : لحظه فوران آتش فشانی در اندونزی

آتشفشانی در غرب اندونزی فعالیت خود را آغاز و توده ای از ابرهای داغ و مملو از خاكستر را به آسمان پرتاب كرد.

ویدیو : لحظه مهار آتش سوزی یک ساختمان در حال کار در منطقه هفت تیر تهران

یک ساختمان در حال ساخت در منطقه هفت تیر شب گذشته دچار آتش سوزی شد . ماموران آتش نشانی علت حادثه را ترکیدن کپسول گاز اعلام کرده و خوشبختانه کسی در این حادثه آسیبی ندید .

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان