روشنفکران، پولدارها و طبقه متوسط با مخالفت با افزایش قیمت بنزین، سر مردم محروم کلاه می‌گذارند

شناسه خبر: 122676 سرویس: سیاست شنبه ۲۳ دي ۱۳۹۶, ۳۰ : ۱۳ : ۰۰
روشنفکران، پولدارها و طبقه متوسط با مخالفت با افزایش قیمت بنزین، سر مردم محروم کلاه می‌گذارند
روزنامه شرق در یادداشتی نوشت: نخبگان و روشنفکران این دیار همه‌گونه تحلیل عرضه می‌کنند تا قیمت بنزین گران نشود؛ برای مثال گفته می‌شود اگر بنزین گران شود فلان قدر اشتغال از بین می‌رود و دیگری می‌گوید اگر بنزین گران شود به‌دلیل تشدید کسری بودجه و دامن‌زدن به انتظارات تورمی یا بالابردن هزینه تمام‌شده بهمان درصد تورم اضافه خواهد شد.
۵۵آنلاین :

روزنامه شرق در یادداشتی نوشت: نخبگان و روشنفکران این دیار همه‌گونه تحلیل عرضه می‌کنند تا قیمت بنزین گران نشود؛ برای مثال گفته می‌شود اگر بنزین گران شود فلان قدر اشتغال از بین می‌رود و دیگری می‌گوید اگر بنزین گران شود به‌دلیل تشدید کسری بودجه و دامن‌زدن به انتظارات تورمی یا بالابردن هزینه تمام‌شده بهمان درصد تورم اضافه خواهد شد.

 نکته جالب این است که هم‌زمان در رسانه‌ها این گزارش منتشر می‌شود در سال‌های گذشته هزینه واردات بنزین حدود ١٥٠‌میلیارد دلار بوده است! آن‌وقت همان افرادی که با گران‌شدن قیمت بنزین مخالفت می‌کردند به این موضوع می‌پردازند که چه دست‌هایی از این واردات منتفع شده و چه رانتی متوجه چه کسانی شده است!

نقش برخی مدعیان با این به ظاهر استدلال‌هایی که علیه افزایش بنزین عرضه می‌کنند، فقط موجب می‌شود مقاومت اجتماعی در برابر این اصلاح اقتصادی بیشتر شود و سیاست‌گذاران را به تردید افکنند. همه می‌دانیم سیاست‌مداران به اندازه کافی انگیزه دارند که منافع کوتاه‌مدت را به منافع بلندمدت ترجیح دهند. 

فقط کافی است جامعه با مقاومت در برابر سیاست‌های اصلاحی و روشنفکران با تئوریزه‌کردن تداوم سیاست‌های غلط گذشته آنها را به تداوم وضع موجود سوق دهند.

البته اگر این روند ادامه یابد، دود آن به شکل آلودگی هوا، ترافیک و هرز منابع کشور به چشم خود جامعه و همان روشنفکران خواهد رفت و تأخیر در اصلاحات اقتصادی فقط هزینه اصلاح را بیشتر می‌کند اما ضرورت آن را منتفی نخواهد کرد. پایین نگه‌داشتن قیمت بنزین با توجیهاتی چون تورم‌زایی و فشار آن بر اقشار ضعیف پیوسته کمک کرده تا اقشار برخوردار و تا حدی طبقه پایین از منافع ارزان‌بودن بنزین بهره‌مند شوند.

درواقع ائتلافی میان طبقه متوسط و طبقه غنی برای مقاومت اجتماعی در قبال بنزین ایجاد شد که زیان آن فقط متوجه اقشار فقیر شد و متأسفانه روشنفکران نقش تئوریزه‌کردن این ائتلاف شوم را ایفا کردند. نشان این وضع نیز آن بود که وقتی پروژه نقدی‌کردن یارانه (که به اشتباه هدفمندکردن نامیده شد) اجرا شد، طبقات فقیر از این کار راضی بودند اما طبقات متوسط و غنی در زمره مخالفان آن قرار گرفتند و آن را با برچسب پوپولیسم محکوم کردند. بماند که اشتباه آقای احمدی‌نژاد در نرخ‌گذاری آن و کسری بودجه این طرح و فشار آن بر منابع عمومی دولت، بهانه کافی در اختیار اقشار برخوردار و متأسفانه دولت قرار داد تا اصل نقدی‌کردن یارانه‌ها را که اقدامی درست بود، زیر سؤال ببرند. 

موضوع بنزین به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه با کمک روشنفکران ائتلاف مذمومی به زیان طبقه فقیر شکل گرفته و پیوسته تخصیص منابع عمومی به شکل ناعادلانه انجام می‌شود. این مصداق کافی است که به این فرض هم فکر کنیم که گناه بی‌عدالتی موجود فقط برعهده حکومت نیست بلکه روشنفکران و دیگر بخش‌های جامعه نیز در آن سهیم هستند! در سال ١٣٨٠ که ایران حدود ١٧‌میلیون خانوار داشت، فقط سه ‌میلیون خودروی شخصی وجود داشت و به‌سادگی دیده می‌شد که اکثر بهره‌برداران از بنزین ارزان اقشار برخوردار بودند، همان استدلال‌هایی علیه افزایش قیمت بنزین ارائه می‌شد که امروز می‌شود. 

بد نیست اشاره کنیم که امروزه تعداد خودروها به بیش از ١٥‌میلیون خودرو رسیده و بازهم اقشار فقیر از بنزین ارزان نفع مستقیمی نمی‌برند و فقط گذشت زمان اجرای این سیاست درست را به‌مراتب سخت‌تر کرده است. 


منبع : خبر آنلاین
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

پارک، خانه شما نیست! سگ‌ها را ببندید

دستکم سگ های بزرگ، عامل بالقوه خطر هستند و به استناد همین قوانین موجود، پلیس می تواند از تردد آنها در معابر عمومی جلوگیری کند. به نظر می رسد، اکثریت نیز با این پیشنهاد موافق باشند چرا که سگ هایی مانند سگ های حادثه ساز لواسان، در هر نقطه دیگری می توانند فجایعی حتی بدتر بیافرینند

ریشه جدایی مردم از سیاست مداران چیست؟

آدمی، موجودی هوشمند و سودجو است که تلاش می کند با کمترین هزینه، بیشترین منفعت را به سوی خود جذب کند. وقتی تعداد انسان ها از «یک» فراتر رود، زمینه تزاحم فراهم می آید. بنا به تعریف، حکومت شکل می گیرد تا منافع جمعی اتباعش را تامین و تزاحم بین آن ها را مدیریت کند. اما در جهان واقعی، موضوع این قدرساده نیست. قدرت، به طور وسیعی نه در خدمت منافع جامعه بلکه برای جلب منفعت حکمران به کار رفته است. در واقع حاکم در برابر این سوال قرار می گیرد که وقتی قدرت را در دست دارد، چرا نباید آن را حداکثری، فراگیر، مطلق، مادام العمر و موروثی کند؟ پادشاهی که نوع غالب حکومت در تاریخ بشر است- این گونه زاده می شود. سوال بزرگ یک شاه همیشه آن است که چگونه می تواند تزاحم منافع خود با رعایایش را به صورت بهینه مدیریت کند؟ جوری که خودش بیشترین و ماندگارترین نفع را ببرد، ارکان حکومتش دلایل کافی برای حمایت از او داشته باشند و رعیت نیز آن قدر بهره ببرد که نیاشوبد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: سایه مرگبار مالچ پاشی بر طبیعت خوزستان

در حالی که متخصصان و کارشناسان بارها کانون ریزگردها را قسمت های خشک شده تالاب های جنوب کشور، به ویژه هورالعظیم و راه مهار آن را پاشیدن ریگ دانسته اند، دست دولت و پیمانکاران "مالچ پاش" بر پوشاندن شنزارها و ماسه زارهای خوزستان با گرد مرگ اصرار دارند.

ویدیو: صید ماهی سمان و هامور به روش خیه یا خطره در ساحل عسلویه

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر