دولت انگلیس نگاهی به تاریخ ایران بیندازد

شناسه خبر: 186886 سرویس: جهان ، سیاست ، گوناگون شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸, ۵۸ : ۱۸ : ۰۰
دولت انگلیس نگاهی به تاریخ ایران بیندازد
بریتانیا باید معنی استقلال واقعی را از ایرانی‌ها بیامورد. آن‌ها در سال ۱۹۷۹ با قدرت حکومت دست نشانده آمریکا را سرنگون کردند. دولت بریتانیا باید مسیر دیگری را برای آینده خود در پیش بگیرد. در روز‌های اخیر دادگاه جبل الطارق دستور آزادی نفت کش گریس ۱ ایران را صادر کرد. اما تلاش آمریکایی‌ها برای جلوگیری از آزادی این کشتی نشان داد که بریتانیا‌ها در واقع به نیابت از دولت ترامپ دست به این راهزنی دریایی زده بودند.
۵۵آنلاین :

در سال 1964 پارلمان ایران به درخواست آمریکا لایحه ای را تصویب کرد که بر اساس آن به مشاوران نظامی آمریکایی و خانواده های آن ها مصونیت دیپلماتیک اعطا شد. آیت الله [امام] روح الله خمینی، رهبر انقلاب ایران در یکی از بیاد ماندنی ترین سخنرانی های خود در واکنش به لایحه کاپیتولاسیون گفت: «آیا ملت ایران می دانند که چه جرمی دور از چشمان آن ها رخ داده است؟ آیا آن ها میدانند که مجلس با چراغ سبز شاه سند بردگی ایران را امضا کرده است؟ این رآی شرم آور در واقع ما را به عنوان مستعمره آمریکا به رسمیت شناخته است. چنانچه شاه یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، مطابق با این قانون می تواند تحت پیگرد قرار بگیرد. اما در صورتی که یک آشپز آمریکایی بلایی سر شاه ما بیاورد، هیچ کس نمی تواند اقدامی علیه او انجام دهد. متاسفانه عامل بدبختی کشورهای اسلامی ناشی از دخالت خارجی ها در سرنوشت ما است».

در ادامه این مطلب آمده است: این سخنرانی [امام] خمینی به وضوح لحنی ملی گرایانه دارد. امروز مشاهده می کنیم که دولت بریتانیا نیز بر روی اهمیت حاکمیت ملی تاکید می کند. بهتر است که آن ها نگاهی به تاریخ ایران داشته باشند.

در ابتدا اشاره ای به ایران و جایگاه این کشور در دنیای کنونی خواهیم داشت. غربی ها انقلاب اسلامی ایران را تهدیدی بزرگ برای خود تصور می کنند. اما نگرانی آن ها از اینجا نشات نمیگیرد که انقلاب ایران یک جنبش مذهبی است، بلکه آن ها معتقدند که قیام مردم ایران بیشتر جنبه ملی گرایانه داشت. در دهه های گذشته جهانی سازی همیشه به یک رهبر نیاز داشته است. اما این کشور ابرقدرت دوست ندارد که دیگران سلطه اش بر دنیا را به چالش بکشند. جمهوری اسلامی در دهه های اخیر بریتانیا را با القابی همچون «شیطان کوچک» توصیف کرده است. به عبارت دیگر، آن ها انگلیسی ها را نوکر واشنگتن می دانند.

در هفته های اخیر شاهد تظاهرات گسترده مردم هنگ کنگ در واکنش به قانون استرداد حکومت مرکزی چین بوده ایم. بسیاری از مقامات بریتانیایی در روزهای اخیر با معترضان هنگ کنگی ابراز همدردی کرده اند. اما آیا تاکنون به این موضوع توجه نکرده اند که قانون مشابهی نیز در بریتانیا وجود دارد که استرداد یک متهم از بریتانیا به آمریکا را راحت تر میکند.

تعجبی ندارد که ماه گذشته بریتانیا به درخواست آمریکا یک نفت کش ایرانی را در نزدیکی تنگه جبل الطارق توقیف کرد. زمانی که شما سیاست مستقلی برای اداره کشور خود نداشته باشید، به عروسک خیمه شب بازی کشورهای قدرتمندتر تبدیل می شوید. به همین خاطر انگلیسی ها برای شاد کردن روسای آمریکایی خود دست به این راهزنی دریایی زدند. بریتانیا در آستانه خروج از اتحادیه اروپا قرار دارد. آن ها به این نتیجه رسیده اند که برای نجات دادن اقتصاد خود چاره ای جز نزدیک تر شدن به واشنگتن ندارند.

رهبران بریتانیا ادعا کردند که برای برگرداندن استقلال کشور از اتحادیه اروپا خارج خواهند شد. اما آیا خروج از این منطقه تجاری بریتانیا را دوباره به برده ابرقدرت های دیگر همچون آمریکا تبدیل نخواهد کرد؟

بریتانیا باید معنی استقلال واقعی را از ایرانی ها بیامورد. آن ها در سال 1979 با قدرت حکومت دست نشانده آمریکا را سرنگون کردند. دولت بریتانیا باید مسیر دیگری را برای آینده خود در پیش بگیرد. در روزهای اخیر دادگاه جبل الطارق دستور آزادی نفت کش گریس 1 ایران را صادر کرد. اما تلاش آمریکایی ها برای جلوگیری از آزادی این کشتی نشان داد که بریتانیاها در واقع به نیابت از دولت ترامپ دست به این راهزنی دریایی زده بودند.

دوم، غربی ها نباید وانمود کنند که مهم ترین نگرانی آن ها در مورد ایران، مذهبی است. ایران یک کشور بنیادگرا نیست. علاوه بر این، عربستان سعودی یکی از متحدان نزدیک آمریکا و بریتانیا بوده است. آن ها چه جوابی برای این استاندارد دوگانه می توانند داشته باشند؟

سعودی ها تاکنون اجازه ساخت حتی یک کلیسا را در داخل کشور خود نداده اند و در عوض به دستگاه پروپاگاندای فرقه افراطی وهابیت تبدیل شده اند. وهابیون عاملی اصلی حادثه یازدهم سپتامبر و حملات تروریستی دیگر در لندن، مادرید، بروکسل و پاریس بودند. تاکنون هیچ ایرانی در این عملیات های تروریستی مشارکت نداشته است.

علاوه براین، مسیحیان در غرب باید توجه داشته باشند که تمام اقلیت های مسیحی و یهودی خاورمیانه بدون حمایت های ایران و گروه های نیابتی اش نابود می شدند. ایران و گروه های شیعه شبه نظامی از جمله حزب الله با شجاعت از مسیحیان عراق و سوریه دفاع کرده اند.

ما باید به خاطر اشتباهات گذشته خود عذرخواهی کنیم. رژیم صدام حسین برای هشت سال شهرهای ایران را با تسلیحات غربی بمباران کرد. آمریکا و بریتانیا حتی از کاربرد تسلیحات شیمیایی نیز آگاه بودند. هیچ کدام از قدرت های بزرگ حاضر به فروش سلاح به ایران نبودند. آیا تعجبی دارد که اکنون آن ها در حال خودکفا شدن در صنعت دفاعی هستند؟

ایرانی ها تاکنون صبر زیادی نشان داده اند. ما میدانیم که آن ها سال ها پیش می توانستند به تسلیحات هسته ای دست پیدا کنند. ایران از لحاظ فناوری پیشرفته های مهمی دست پیدا کرده است. دو ماه پیش آنها یکی از پیشرفته ترین پهپادهای جاسوسی آمریکا را در آسمان خود سرنگون کردند. رهبران مذهبی کشور توسعه تسلیحات هسته ای را ضد موازین اسلام میدانند.

علاوه بر این، برای ما واضح نیست که چرا آمریکا باید نگرانی خاصی در مورد دست یابی ایران به تسلیحات هسته ای داشته باشد. به ندرت پیش آمده است که آن ها در مورد قدرت های هسته ای خطرناک همچون اسرائیل و پاکستان ابراز نگرانی کنند. فراموش نکنید که تعداد زیادی از اسلام گراهای وهابی در بین مقامات ارشد نظامی و سیاسی پاکستان قرار دارند. اما پاکستان در هر صورت به عنوان یکی از متحدان منطقه ای آمریکا در نظر گرفته می شود. به نظر میرسد که واشنگتن صرفا به دنبال تسلیم کردن کشورهایی است که سلطه اش بر منطقه را به چالش میکشند.

مقامات آمریکایی در یک سال اخیر تصور می کردند که تحریم های اقتصادی به ناآرامی های گسترده در داخل ایران و در نهایت سرنگونی نظام منجر خواهد شد. البته این تحریم ها زندگی روزمره شهروندان ایران را دشوار کرده اند. اما خروج آمریکا از توافق هسته ای در واقع نتیجه معکوس به دنبال داشت و مردم ایران را در مقابل غرب متحد کرد.

بریتانیا زمانی می تواند در حوزه سیاست خارجی به استقلال واقعی دست پیدا کند که به آرمان ها و جاه طلبی های ملت های دیگر احترام بگذارد. ما هنوز می توانیم به آینده بریتانیا امیدوار باشیم.


منبع : انتخاب
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

در مسیر خودباوری

عزت نفس به معنای احساس ارزشمندی شخصی است و به عبارت دیگر، به این معناست که چقدر خود را انسانی ارزشمند و قابل احترام می‌دانیم. تفاوت عزت‌نفس با اعتماد به نفس در گستردگی مفهوم عزت نفس است. اعتماد به نفس به موضوع بستگی دارد، ممکن است یک فرد در آشپزی اعتماد به نفس داشته باشد ولی در رانندگی یا نقاشی کردن فاقد اعتماد به نفس باشد ولی عزت نفس یک مفهوم کلی است و در تمام حیطه های زندگی فردی، اجتماعی، شغلی،عاطفی و... تاثیر دارد و نباید این دو مفهوم‌ با یکدیگر خلط شود.

چرا محیط کسب و کار بهبود پیدا نمی‌کند؟

آنچه در دهه های اخیر مبنای ارزیابی و رتبه بندی کشورها از لحاظ اقتصادی قرار گرفته، محیطی است که در آن بنگاه های اقتصادی فعالیت دارند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو : جاستین ترودو در چهارسالی که گذشت

ویدئو : ده ها خودرو در سیل اسپانیا واژگون شدند

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر