درک؛ سرزمین عجیب و ناشناخته ایران

شناسه خبر: 115695 سرویس: فرهنگ و میراث فرهنگی يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶, ۲۶ : ۱۹ : ۰۰
درک؛ سرزمین عجیب و ناشناخته ایران
مقصدهای ماجراجویانه متعددی برای گردشگران یا طبیعت‌گردان در جایجای ایران وجود دارند، که اغلب آن‌ها ناشناخته هستند. یکی از این مکان‌های گردشگری ایران «درک» در استان سیستان و بلوچستان است، که تجربه سفر کوله‌گردی من بوده که در این مقاله آورده شده است.
۵۵آنلاین :

تپه گل فشان پیر گل؛ جاذبه ای برای جذب گردشگران در سیستان و بلوچستان

سفرنامه ماسوله؛ سیری در آفاق و انفس

برخی اصطلاح‌ها وجود دارند که به طور ناخواسته در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده‌اند. همه ما از بچگی واژه «درک» را به معنی جایی عذاب‌آور و ماورایی شنیده‌ و تصور کرده‌ایم. اصطلاحی که بارها همراه با انرژی منفی به کار برده‌ایم. این سوال که درک کجا هست، برای من شروع سفری چند روزه شد. پس همراه ما باشید تا به این منطقه زیبا سفر کنیم.

به سمت مکان نا‌شناخته، درک 

مانند سفرهای قبلی کوله پشتی و وسایلم را برداشتم و این بار به نیت سفر به سرزمین کمتر شناخته‌شده «درک» رهسپار جاده شدم. در واقع، همیشه تجربه خوبی از این نوع سفر داشتم که باعث می‌شد بیشتر برایش ذوق داشته باشم. اتفاق‌های پیش‌بینی نشده‌ای که هر بار به شکلی من را شگفت‌زده می‌کنند.

بگذریم از مسیر طولانی و اتفاق‌های جذابی که طی مسیر افتاد، بعد از چند روز نهایتا به زرآباد رسیدم. از زرآباد به سمت درک رفتن بدون ماشین اصلا کار راحتی نیست، ولی مثل همیشه شانس با من (کوله‌گرد) یار بود و با یک نفر مرزنشین (مرزنشین‌های مهربان) که برای خرید و بارگیری مقدار زیادی هندوانه به آنجا آمده بود، برخورد کردم! یک نفر با لهجه کردی گفت:

کجا میری با این کوله‌ات؟!

خلاصه این که من را تا خود درک رساند و مسیرش را بسیار از حد معمول دورتر کرد و در طی مسیر شماره تماس‌اش را داد و گفت:

کاری داشتی زنگ بزن.

توی فکرهای شیرین از نوع سفر بودم که ناگهان چشمم به تپه‌های شنی و نخل‌های فوق‌العاده زیبا که کنار دریا رشد کرده بودند، افتاد. با خود گفتم، «خدایا اینجا دیگه کجاست؟» محل برخورد تپه‌های شنی و اقیانوس!  هرچقدر هم از زیبایی‌هایش بگویم، مطمئنا مقدار خیلی کمی برای شما قابل درک است.

فقط می‌توانم بگویم از آن مکان‌های بی‌نظیری است که حتما باید دید.

آنقدر ذوق داشتم که نمی‌دانستم چادرم را کجا بزنم، شب کجا بخوابم، اصلا چکار باید بکنم؟ مسخ شده بودم و داشتم غروب آفتاب را می‌دیدم که متوجه شدم یک موتور که دو پسر بچه بلوچ مرکبش بودند، به سمت من در حرکتند. بلوچ‌ها رو می‌شناختم، در سفر قبلی با این مردمان به دفعات برخورد کرده بودم. به هیچ وجه احساس نا‌امنی نداشتم. کنارم ایستادند، پیاده شدند و از من پرسیدند:

اهل کجایی و اینجا چه‌کار می‌کنی؟ شب را میخوای اینجا باشی؟

کمی صحبت کردیم و به شکل عجیبی بدون این که مکالمه‌مان تمام شود، سوار موتور شدند و رفتند. فکر کنم ۱ ساعت گذشت و هوا دیگر تاریک شده بود. در تاریکی ناگهان ۳ نفر دیگر به سمت من در حرکت بودند.

نزدیک‌تر شدند، این بار دو پسر بچه همراه پدرشان با یک فلاسک شیر و چای در دستشان و یک ماهی در دست دیگری برایم آورده بودند و گفتند:

این‌ها برای شما است و شب هم برای خواب باید به خانه ما بیایی!

خلاصه این که به سختی توانستم راضی‌شان کنم که اجازه بدهند شب را آنجا کمپ کنم. بعد از کمی کلنجار راضی شدند و رفتند.

من نیز شروع به کباب کردن ماهی روی آتش کردم، به سمت دریا رفته و  آسمان پرستاره کویر را نگاه کردم که ناگهان متوجه نقطه‌های نورانی آبی رنگ روی آب شدم!

تمامی سطح آب، همچون ستاره‌هایی بودند که در زیر پایم می‌درخشیدند، آن‌ها پلانکتون‌های نورانی آب بودند. آسمان پرستاره کویر روی سرم، پلانکتون‌های آبی رنگ درخشان که روی موج‌ها با صدای آب می‌رقصیدند و تمام آب را روشن کرده بودند، روبه روی من قرار داشت؛ از فرط شادی و ذوق در پوست خود نمی‌گنجیدم و فقط دلم می‌خواست این لحظه تمام نشود. صدای موج دریا نور ستارگان، رقص موج روی پاهایم، تجربه‌ای است که در آن لحظه فقط نصیب من شده بود.  

نمونه ای مشابه از پلاکتون‌های نورانی در سواحل 

شب را با حس عجیب و ناشناخته‌ای که انگار در سرزمین عجایب بودم، به صبح رساندم و نزدیک ساعت ۷ صبح صدای موتور قایقی را شنیدم که در  ساحل روبه روی چادرم ایستاده بود. صدای قایقران من را صدا می‌کرد. از چادر بیرون رفتم گفت:

من دایی آن پسرم که دیشب برایت ماهی آورد، گفته بیایم ببرمت دریا بچرخانمت!

واقعا نمیدانستم چطور  باید ابراز خوشحالی کنم. زیبایی محسورکننده طبیعت و انسان! دایی کل آن منطقه را به من نشان داد و لحظات آخر بودن من در ساحل درک را برایم فوق‌العاده کرد و این طور بود که برای من معنی واژه «برو به درک» شیرین‌تر از هر دعای خیر دیگری شد و برای همه شما آرزوی تجربه سفر به درک، این منطقه بی‌نظیر و ناشناخته ایران، را دارم.

اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

شغل دوم مردم دنیا!

، «میهمان‌نوازی» شاید توصیف چندان قابل‌باوری نباشد، اما این روزها در هر شهر و کشور اروپایی که قدم بگذارید، خواهید دید که مردم آنجا به هر کاری که مشغول باشند، شغل دومشان میزبانی از توریست‌هایی است که تقریبا همه‌جا پیدا می‌شوند و تمامی هم ندارند.

اين همه ماجرای مافیای خودرو نیست

داستان «مافياي واردات خودرو» يا آنچه اين روزها و در افواه عمومي با عنوان «واردات غيرقانوني يا قاچاق چندين هزار خودروی خارجي» برجسته شده است، پس از گذشت ماه‌ها از طرح آن و تحت فشار افکار عمومي و شايد با پيگيري نهادهاي نظارتي سرانجام و تا اينجاي کار به گزارش وزارت صنعت،‌معدن و تجارت به رئيس‌جمهور محترم و دستورات رئيس قوه مجريه در هامش اين گزارش خطاب به برخي وزارتخانه‌ها و معاونان خود انجاميد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: اگر در دهه هفتاد اجازه میدادند دولت الكترونیك انجام شود

٥٥ آنلاین تلاش میكند در مورد افراد قضاوت نكند و مهم برای ما روش های اداره كشور هست . اما این حرف وزیر ارتباطات در مورد امضاهای طلایی و راهكار دولت الكترونیك كاملا درست است .اگر در دهه هفتاد اجازه میدادند دولت الكترونیك انجام شود. مفسدین از قدرت فاصله میگرفتند

ویدیو: علیخانی حتی مهمانان برنامه را با نظر میرعلی دعوت می کرد

علیخانی حتی مهمانان برنامه را با نظر میرعلی دعوت می کرد. علیخانی: سفارش می کنم قرارداد سال بعدت بهتر باشد؛

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر