دختر ۲۵ ساله: ناصر با وعده ازدواج به من تجاوز کرد‍!

شناسه خبر: 133159 سرویس: NGO شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷, ۰۵ : ۱۵ : ۰۰
دختر ۲۵ ساله: ناصر با وعده ازدواج به من تجاوز کرد‍!
دختر 25 ساله سراسیمه و پریشان احوال وارد اتاق مشاور کلانتری سناباد مشهد شد و در حالی که از شدت اضطراب دست و پاهایش می لرزید، مقابل مددکار اجتماعی نشست.
۵۵آنلاین :

دختر 25 ساله سراسیمه و پریشان احوال وارد اتاق مشاور کلانتری سناباد مشهد شد و در حالی که از شدت اضطراب دست و پاهایش می لرزید، مقابل مددکار اجتماعی نشست.

به گزارش روزنامه خراسان، او که پس از چند دقیقه گفت و گو با مشاور اندکی آرامش خود را بازیافته بود، با بیان این که اگر خانواده ام در جریان این ماجرا قرار گیرند، نمی‌دانم چه سرنوشت شومی در انتظارم خواهد بود، افزود: آخرین فرزند پدر و مادرم هستم و پنج خواهر و برادرم نیز ازدواج کرده اند. به همین دلیل اعضای خانواده آزادی بیشتری به من می دادند و کمتر رفتارهای مرا کنترل می کردند. هر کاری را دوست داشتم انجام می دادم ولی سرزنش نمی شدم تا جایی که در دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم و به کارهای هنری مانند گل دوزی و قلاب بافی روی آوردم.

به خاطر علاقه ای که به این کار داشتم خیلی زود در بافتن انواع کیف، کلاه و لباس های گوناگون مهارت یافتم به طوری که بسیاری از دوستان و اطرافیانم بافتنی های مرا می خریدند. طولی نکشید که مشتریان زیادی پیدا کردم و از شوق درآمدزایی سعی می کردم از خلاقیت هایم بهتر استفاده کنم. در این میان یکی از دوستانم پیشنهاد کرد برای فروش بیشتر، نمونه کارهایم را در یکی از شبکه های اجتماعی به نمایش بگذارم تا این که از این طریق با راننده اتوبوسی آشنا شدم که در استان البرز زندگی می کرد.

گفت و گوهای تلفنی و چت های اینترنتی در فضای مجازی با «ناصر» موجب شد آرام آرام به او وابسته شوم. باورم نمی شد که مدام با یک جوان غریبه در حال گفت و گو هستم. ناصر چندین بار عکس های متفاوتی را از خودش برایم فرستاده بود و اصرار می کرد تا من هم تصویری از خودم برایش ارسال کنم. در همین حال خواستگارانم را به بهانه های واهی رد می کردم اما پدر و مادرم نمی دانستند که من اوقاتم را در فضای مجازی با مردی سپری می کنم که از مدتی قبل دلباخته او شده ام.

ناصر در این مدت آشنایی دو بار به مشهد آمد و یکدیگر را در رستوران و مراکز تجاری ملاقات کردیم. او در این ملاقات ها مدام وعده ازدواج می داد و از آینده شیرین زندگی مشترکمان سخن می گفت تا این که مدتی قبل ناصر دوباره به مشهد آمد و مرا با چرب زبانی به مسافرخانه‌ای کشاند که برای اقامت دو روزه اجاره کرده بود. آن جا بود که این موجود کثیف با توسل به ترفندهای شیطانی مرا اغفال کرد و ...

زمانی که متوجه شدم چه بلایی به سرم آمده است، لرزه بر اندامم افتاد. وقتی فهمیدم که او از رفتارهای شیطانی اش عکس و فیلم های زیادی تهیه کرده است از شدت ترس، این راز را پنهان کردم و با او تماس گرفتم ولی آن جا بود که فهمیدم ناصر همسر و فرزند دارد و مدعی است من هم مانند دختران هوسران دیگری بودم که در چنگ‌اش گرفتار شده ام. اکنون در حالی دیگر پاسخ تلفن اش را نمی دهد که تهدیدم کرده است تصاویر زشتی را که از من در اختیار دارد در فضای مجازی منتشر می کند.

اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

خطر بیخ گوش زردکوه

زردکوه قربانی جاده‌سازی! مگر می‌توان به جان منبع تولید آب شیرین در زاگرس به بهانه احداث جاده‌ عشایری موسوم به «پنبه کال» افتاد؟ مگر می‌توان با لودرها و بولدوزرها بر یال‌های پر شیب زردکوه بختیاری خراش انداخت؟ مگر می‌توان ارتفاعات برف‌گیر را به مسیر ترانزیتی تبدیل کرد؟ اینها سوالاتی است که طی مدت اخیر فعالان زیست‌محیطی بارها و بارها به آن پرداخته‌اند. آنها توقع دارند که اداره محیط‌زیست، استانداری چهارمحال و بختیاری و وزارت نیرو خنثی عمل کرده و واکنشی درخور نشان ‌دهند. آن‌چنان که زردکوه به‌عنوان مهم‌ترین کوهستان تولیدکننده آب در زاگرس مورد تهدید قرار گرفته است.

فرهنگ‌سازي براي مجازات جايگزين حبس

يکي از نگراني‌هاي موجود در جوامع مختلف، بالارفتن آمار پرونده‌هاي قضائي است که بالارفتن آمار ورودي زندان پيامد آن خواهد بود. اين امر فقط به جامعه ما محدود نمي‌شود و در هر جامعه‌اي که اين رويکرد حاکم باشد، شاهد افزايش پرونده‌هاي قضائي و افزايش آمار زندانيان خواهيم بود.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: یک کلیپ زیبا از ترکیب 5000 عکس از اصفهان

یک کلیپ زیبا از ترکیب 5000 عکس از اصفهان بیش از 100 ساعت برای ساخت آن زمان صرف شده است.

ویدیو: سوختن هاوایی در زیر مواد مذاب

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان