داستان دنباله‌دار بخشندگی‌های یک مادر

شناسه خبر: 134874 سرویس: NGO ، گوناگون يكشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷, ۱۸ : ۱۱ : ۰۰
داستان دنباله‌دار بخشندگی‌های یک مادر
بدری برهانی بانوی مدرسه ساز بعد از مرگ نیز با وصیت به فرزندانش از آنها خواست با اموال او این راه را ادمه بدهند و چه زیبا خواهد بود وقتی سومین مدرسه به نام و یاد مادر مهرماه امسال افتتاح شود. سهام فرهادی دختر کوچک خانواده این روزها همراه برادر بزرگترش محمدرضا راه مادر را ادامه می‌دهند و معتقدند راهی که مادر انتخاب کرد و ما آن را ادامه می‌دهیم پایه فرهنگ‌سازی و انسان‌سازی است.
۵۵آنلاین :

یادگاری‌های باارزش مادر سال هاست که در مناطق محروم تهران و اطراف آن خودنمایی می‌کند. مادری که در زمان حیات و بعد از مرگ نیز به فکر آینده‌سازان این کشور بود و نام او بر سردر چندین مدرسه می‌درخشد. صحبت از خیر مدرسه‌سازی است که عشق را با همه وجود معنا کرد. در سال‌های زندگی علاوه بر کمک به مراکز درمانی و خرید دستگاه‌های مختلف پزشکی مدرسه‌ای را در پیچ و خم‌های جاده امامزاده داوود و روستایی در دل کوه بنا نهاد تا دیگر دانش‌آموزان این روستا که در مدرسه‌ای مخروبه در کنار قبرستان تحصیل می‌کردند به جای اشک با لبخند راهی مدرسه جدیدشان شوند. بدری برهانی بانوی مدرسه ساز بعد از مرگ نیز با وصیت به فرزندانش از آنها خواست با اموال او این راه را ادمه بدهند و چه زیبا خواهد بود وقتی سومین مدرسه به نام و یاد مادر مهرماه امسال افتتاح شود. سهام فرهادی دختر کوچک خانواده این روزها همراه برادر بزرگترش محمدرضا راه مادر را ادامه می‌دهند و معتقدند راهی که مادر انتخاب کرد و ما آن را ادامه می‌دهیم پایه فرهنگ‌سازی و انسان‌سازی است.

درس بخشندگی در مکتب مادر
دوران کودکی‌اش با خاطراتی گره خورده است که مادر نقش پررنگی در آن دارد. در بازی های کودکانه دست‌های مهربان مادر را وقتی برای کمک به نوعروسان و خانواده‌های بی‌سرپرست در هم گره می خورد دیده بود. می‌گوید وقتی نام مادر را بر سر در مدرسه می‌بیند احساس غرور می‌کند. مادری که در زندگی محبت به کودکان محروم و ساخت مدرسه با همه امکانات را بخوبی انجام داد و در وصیتی عاشقانه از فرزندانش خواست تا راه او را ادامه دهند. سهام دختر کوچک بدری برهانی این روزها به یاد مادر در حال تکمیل ساخت مدرسه‌ای درمنطقه 4 آموزش و پرورش تهران است تا بازهم نام مادر را بر سر‌در مدرسه‌ای دیگر به یادگار بگذارد. او با یادآوری روزهای کودکی‌اش گفت: مادر سال 1313 به دنیا آمد و او الگوی همه ما در زندگی است. تصویر بخشندگی او را هیچ گاه فراموش نمی‌کنم. به ما تأکید می‌کرد که پول امانتی است که در دست ما قرار داده شده و باید از آن به بهترین شکل و برای شاد کردن دل انسان‌ها استفاده کنیم. مادرمان فرزند آخر خانواده بود. او در کربلا متولد شد اما  خانواده مادری‌ام به تهران آمدند و درهمین جا زندگی کردند. با وجود علاقه زیادی که مادرم به درس داشت اما تا مقطع سیکل تحصیل کرد و در سن 17 سالگی به خانه بخت رفت. همیشه به ما تأکید می‌کرد که پولی که در دست دارید پول مردم است و باید برای همنوع خودتان آن را خرج کنید. بسیار مهربان و مراقب ما بود و اعتقاد زیادی به لقمه پاک داشت. اگر وسیله‌ای از یک میهمان حتی به اندازه یک چیز بی‌ارزش جا می‌ماند آن را به دست صاحبش
بازمی گرداند. از همان روزها شاهد بودیم که مادر برای کمک به دیگران آستین بالا می‌زد و دوست داشت به همه کمک کند. اعتقاد داشت که بخشنده بودن به داشتن ثروت نیست و باید دل بزرگی داشت تا از چیزی که‌ داری بگذری و آن را ببخشی. پول و ثروت زیادی نداشت اما همان مقداری را هم که داشت به دیگران می‌بخشید. اعتقاد داشت اگر برای نوعروسان جهیزیه تهیه می‌کنیم باید بهترین وسایل را بگیریم تا ابتدای زندگی‌شان با مشکل مواجه نشوند. لبخند این نوعروس‌ها و مردم محروم بهترین هدیه‌ای بود که به مادر انرژی می‌داد. مادر تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود اما عشق درس و کلاس همیشه در وجودش شعله می‌کشید و به همین دلیل بود که سراغ مدرسه‌ سازی رفت. روزهایی که مشغول ساخت مدرسه بود خودش را در کلاس درس حس می‌کرد و می‌گفت آینده سازهای کشور از همین مدارس خواهند بود. سال 1330 پدر و مادرم باهم ازدواج کردند و پدر نیز یکی از مشوق‌ها وحمایت‌کننده‌های این راه بود.
 

 

مدرسه‌ای در دل کوه
از اینکه دختر یک بانوی خیر مدرسه‌‌ساز است به خودش افتخار می‌کند. می‌گوید نام و یاد مادر همیشه و همه جا زنده است و من با دیدن نام او بر سردر مدارس هیچ گاه حس نمی‌کنم که جای او بین ما خالی است. سهام فرهادی از نخستین مدرسه‌ای که به دست مادر در منطقه محروم کوهستانی امامزاده داوود ساخته شد این گونه می‌گوید: آن سال‌ها مادرم در تلویزیون سخنرانی یکی از مسئولان رده بالای دولتی را گوش می‌داد و این مسئول تأکید داشت که ما باید خودمان کشورمان را بسازیم و آن را آباد کنیم. این حرف ها بسیار تأثیرگذار بود و مادرم همیشه به‌دنبال فرصتی بود تا این شعار را محقق کند. یکی از روزها برادرم مجمع خیرین مدرسه ساز را به مادر معرفی کرد و حضور او دراین مجمع و بودن در کنار انسان‌هایی که مثل خود او عاشق بودند و می‌خواستد برای بچه‌ها مدرسه بسازند باعث شد تا مسیر جدید در زندگی مادر باز شود. ما هر روز او را خوشحال و خندان می‌دیدیم و پشتکار زیاد برای اینکه بتواند مدرسه‌ای برای بچه‌های محروم بسازد در وجودش تبلور کرده بود. سال 86 بود که تصمیم گرفت مدرسه‌ای را در یکی از نقاط محروم تهران بسازد. روستای کیگا در امامزاده داوود جایی بود که مادر تصمیم گرفت در آنجا مدرسه بسازد. به خاطر کوهستانی بودن آنجا و هزینه زیاد حمل مصالح از شهر به آنجا و خطر ریزش کوه کمتر کسی حاضر بود ساخت مدرسه در این روستا را تقبل کند اما وقتی مادر برای بازدید به آنجا رفت متوجه شد که مدرسه روستا که مخروبه شده بود کنار قبرستان قرار دارد و هر بار یکی از اهالی روستا از دنیا می‌رفت مدرسه را تعطیل می‌کردند تا دانش‌آموزان شاهد کفن و دفن اموات نباشند. مادر کلنگ ساخت مدرسه در این روستا را زمین زد و هربار به شوق دیدن این بچه‌ها و نحوه ساخت مدرسه به آنجا می‌رفت. سرانجام مدرسه 12‌کلاسه این روستا ساخته شد و روز افتتاح همه بچه‌ها درحالی که از خوشحالی فریاد می‌کشیدند به کلاس رفتند. شور و شعف در وجود مادر موج می‌زد و می‌گفت با دیدن خوشحالی این بچه‌ها خدا عمر دوباره‌ای به او داده است. بارها به مناسبت‌های مختلف برای این بچه‌ها از بهترین رستوران تهران غذا تهیه می‌کرد و از کارگران رستوران می‌خواست تا میز غذا و صندلی را به این مدرسه ببرند تا بچه‌ها در کنار هم لحظات خوبی داشته باشند. آن روزها حال مادرم از همه روزها بهتر بود و می‌گفت تا زمانی که زنده باشم می‌خواهم برای بچه‌ها مدرسه بسازم. مادر در کنار مدرسه‌سازی با جمعی از خیران در درمانگاه سید‌الشهدا در میدان 15 خرداد مشارکت داشت. این درمانگاه عام المنفعه توسط افراد خیر اداره می‌شد و مادر هزینه خرید دستگاه‌های سی سی یو و پدرم نیز هزینه خرید دستگاه رادیولوژی این درمانگاه را تأمین کردند تا با تجهیز درمانگاه بیماران بی‌بضاعت تحت درمان قرار گیرند.
وصیت زندگی بخش
راه این مادر خیر مدرسه ساز بعد از مرگ او هنوز هم ادامه دارد. این خواسته‌ای بود که او در وصیت نامه‌اش آن را مطرح و از فرزندانش خواست با اموالش راه او را ادامه دهند. سهام فرهادی از ادامه راه مادر این گونه می‌گوید: مادر سال 1390 از دنیا رفت ولی قبل از مرگ در وصیتی از ما خواست تا ثلث مال و اموال او را در راه مدرسه‌ سازی هزینه کنیم و یک دستگاه آپارتمان تجاری در میدان نوبنیاد را به اداره نوسازی بخشید تا با پول فروش آن مدرسه‌ای را بسازند اما متأسفانه با گذشت 7 سال وبا وجودتحویل اسناد و مدارک این آپارتمان به اداره نوسازی هنوز آنها هیچ اقدامی در این زمنیه انجام نداده‌اند و این آپارتمان که می‌تواند با فروش آن مدرسه جدید را بنا کرد به حال خود رها شده است. بعد از فوت مادر من و برادر بزرگترم راه او را ادامه دادیم و با هزینه یک میلیارد تومان مدرسه 18 کلاسه در منطقه 8 تهران و در حاشیه اتوبان باقری به نام مادر بنا کردیم و مهرماه امسال نیز یک مدرسه 12 کلاسه در منطقه 4 تهران افتتاح خواهیم کرد.
وی ادامه داد: مادر همیشه برای ما زنده است و هربار مدیران در کانال فضای مجازی از قبولی تعدادی از دانش‌آموزان در مدارس تیزهوشان یا آزمون‌های علمی خبر می‌دهند به عکس مادرم نگاه می‌کنم و شادی را در نگاهش حس می‌کنم. همه فرزندان وظیفه دارند که کار خوب پدر و مادرشان را بعد از آنها ادامه بدهند و این حس را داشته باشند که کارهای خیرخواهانه والدین امانتی هستند که به دست ما سپرده می‌شوند و باید آن را ادامه دهیم.


منبع : ایران
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

ده نکته درباره قاجار، پهلوی، وطن‌پرستی و خزر

برخی خوشحال می‌شوند که جمهوری اسلامی خاک بدهد تا مثلا خزر را در ردیف ترکمنچای و بحرین بگذارند، اما وطن‌پرست هرگز از تاراج وطنش خوشحال نمی‌شود. شما چه؟ خوشحال می‌شوید؟

متخلفان در تور «طرح جامع مالیاتی»

تیرماه ‌سال ٩٤، زمانی بود که ماده ۲۷۴ الحاقی قانون مالیات‌های مستقیم تصویب شد و براساس آن مواردی چون تنظیم دفاتر، اسناد و مدارک خلاف واقع و استناد به آن؛ اختفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن؛ تنظیم معاملات و قراردادهای خود به نام دیگران، استفاده از کارت بازرگانی اشخاص دیگر به منظور فرار مالیاتی، ممانعت از دسترسی ماموران مالیاتی به اطلاعات مالیاتی و اقتصادی خود یا اشخاص ثالث، جرم شناخته شد و براساس قانون مرتکب یا مرتکبان جرایم مالیاتی حسب مورد به مجازات‌های درجه ششم یعنی ٦ماه تا ٢‌سال محکوم می‌شوند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: جالب ترین رونمایی در پنجره تابستانى فصل نقل و انتقالات

جالب ترین رونمایی در پنجره تابستانى فصل نقل و انتقالات. رونمایی دیوید کاپرفیلدی "ویارئال" از سانتی کازورلا. این دومین بازگشت او به ویارئال است.

ویدیو: روش های نوین پخت نان

روش های نوین پخت نان که توسط یک گروه نانوای ترک ارائه می شود. با این روش می توان ۵۰۰ قرص نان در هر ساعت تولید کرد

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر