نتیجه‌ای یافت نشد.

خاطره داریوش شایگان از علامه طباطبایی

شناسه خبر: 129338 سرویس: اجتماعی ، فرهنگ و هنر پنجشنبه ۲ فروردين ۱۳۹۷, ۲۲ : ۱۴ : ۰۰
خاطره داریوش شایگان از علامه طباطبایی
استاد نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو می‌بست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بی‌اعتماد بود.»
۵۵آنلاین :

داریوش شایگان در خاطره ای از علامه طباطبایی گفت: تجربۀ شگفت دیگری که با او( علامه طباطبایی) داشتم، ملاقات دوبه‌دویی بود که زمانی در خانه‌ای در شمیران بین ما دست داد. قرار بود که همۀ اهل محفل آن شب در آنجا گرد آیند. من به آنجا رفتم اما بقیه غایب بودند. احتمالاً تاریخ جلسه را اشتباه کرده بودند. ما تنها بودیم. شب فرا می‌رسید و از گردسوزهایی که در طاقچه‌ها نهاده بودند، نوری صافی می‌تراوید. مانند همیشه روی زمین بر مخدّه نشسته بودیم. من از استاد دربارۀ وضعیت اخروی و اینکه چگونه روح نماد ملکاتی است که در خود انباشته و پس از مرگ آنها را در جهان برزخ متمثّل می‌کند سؤال کردم. ناگهان استاد، که معمولاً بسیار فکور و خموش بود، از هم شکفت. از جا کنده شد و مرا نیز با خود برد.

دقیقاً به خاطر ندارم که از چه می‌گفت، اما آن فوران ِحال‌های دمادم را که در من می‌دمید خوب به یاد دارم. احساس می‌کردم که عروج می‌کنم. گویی از نردبان هستی بالا می‌رفتیم و فضاهایی هر دم لطیف‌تر را بازمی‌گشودیم. چیزها از ما دور می‌شدند. هوای رقیق اوج‌ها را و حالی را که تا آن زمان از وجودش بی‌خبر بودم حس می‌کردم.

سخنان استاد با حسّ بی‌وزنی و سبکی همراه بود. دیگر از زمان غافل بودم. هنگامی که به حال عادی بازآمدم، ساعت‌ها گذشته بود. سپس سکوت مستولی شد. ارتعاش‌های عجیبی مرا تسخیر کرده بود؛ رها و مجذوب در خلسۀ صلحی وصف‌ناپذیر بودم. استاد از گفتن ایستاد و سپس چشمانش را به زیر انداخت. دریافتم که بایست تنهایش بگذارم. نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو می‌بست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بی‌اعتماد بود.»


منبع : انتخاب
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

سیل گلستان و شبیخون بلا و حرف‌های تکراری!

تا مرداد سال ۱۳۸۰ سیل ندیده بودم. طغیان رودخانه و گل‌آلودشدنش با سیل ویرانگر فرق دارد. فکر می‌کردم سیل بیاید بالاخره می‌شود دوید بالای تپه‌ای و جان را نجات داد.

کدام اقتصادها در باتلاق بحران دست و پا می زنند؟

اژدهای ابرتورم اقتصاد ونزوئلا را بلعیده است. زیمبابوه قبل از ونزوئلا در دام این اژدها افتاده بود. ایتالیا، اسپانیا، اوکراین و یونان همگی با بحران بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و نسبت بالای بدهی به تولید ناخالص داخلی شان به یک گرفتاری بزرگ تبدیل شده که اتخاذ خط مشی های ریاضتی نیز نتوانسته است کمک چندانی به آنها بکند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: مهمانان عجیب سال تحویل شبکه چهار سیما

این شبکه برای برنامه تحویل سال با گریم افرادی به عنوان سعدی، فردوسی و حافظ با آنها به گفتگو پرداخت.

ویدیو: آدم های های پر انرژی

این پیرمرد هر روز با دوچرخه اش که یک ضبط روی آن نصب کرده، توی خیابان های همدان می چرخه و موسیقی سنتی پخش می کنه تا رهگذران لذت ببرند

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر