حماس در مناطق فلسطینی در حال پوست‌اندازی و بازسازی دموکراتیک خود است

شناسه خبر: 97869 يكشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵, ۴۵ : ۱۳ : ۰۰
حماس در مناطق فلسطینی در حال پوست‌اندازی و بازسازی دموکراتیک خود است
پس از ماه‌ها حرف و حدیث سرانجام انتخابات جنبش مقاومت اسلامی حماس روز جمعه ۱۵ بهمن در نوار غزه کلید خورد.
۵۵آنلاین :

پس از ماه‌ها حرف و حدیث سرانجام انتخابات جنبش مقاومت اسلامی حماس روز جمعه ۱۵ بهمن در نوار غزه کلید خورد. نتایج این انتخابات، ترکیب اعضای دفتر سیاسی جدید این جنبش در نوار غزه و قرار گرفتن شخصیتی با پیشینه نظامی و امنیتی در رأس این دفتر، سؤالات و بحث‌های زیادی را میان صاحب نظران در منطقه و جهان به همراه داشته و در این میان عدم اطلاع از ساختار تشکیلاتی جنبش حماس باعث وقوع اشتباهاتی در تحلیلات شده است.

قبل از ورود به تحلیل نتایج انتخابات غزه، به طور مختصر به ساختار انتخاباتی جنبش مقاومت اسلامی حماسی اشاره می‌کنیم.

  • ساختار انتخاباتی حماس

ساختار انتخاباتی حماسی متأثر از مؤلفه‌ای بسیار مهم و تعیین کننده به نام جغرافیاست. به این شکل که پراکندگی جمعیتی فلسطینیان و به تبع آن اعضا و نیروهای جنبش حماس در مناطق جغرافیایی مجزا از هم باعث شده است که حماس برای خود سه اقلیم جغرافیایی انتخاباتی را تعریف کند که عبارت‌اند از: «نوار غزه»، «کرانه باختری» و «شتات» (خارج از فلسطین). در کنار این سه اقلیم، سهمی برای اسرای فلسطینی عضو حماس وجود دارد و حدود 4 هزار اسیر عضو این جنبش در زندان‌های مختلف اسرائیلی در این انتخابات به شکل محرمانه شرکت می‌کنند و رأی هر اسیر به صندوق انتخاباتی دو اقليم کرانه باختری و نوار غزه - هر کدام با توجه به اقامت خود در هر کدام از این دو اقلیم - ریخته می‌شود.

هر اقلیم از یک مجلس شورا و یک دفتر سیاسی برخوردار است که در مجموع به سه مجلس شورا و سه دفتر سیاسی می‌رسد. مکانیزم انتخابات هم به این شکل است که نیروهای حماس مستقیماً اعضای مجالس شورایی هر اقلیم را از طریق رأی گیری مستقیم انتخاب می‌کنند و دفاتر سیاسی اقلیم نیز در حقیقت برگزیده مجالس شورا هستند و خود اعضای این دفاتر هم می‌توانند از اعضای مجالس شورا باشند.

پس از این که کار انتخابات مجالس شورایی و گزینش اعضای دفاتر سیاسی سه اقلیم پایان می‌یابد، نوبت به انتخاب مجلس شورای سراسری و دفتر سیاسی کل این جنبش می‌رسد که اعضای این دو نهاد مهم نیز از طریق مجالس و دفاتر اقلیمی انتخاب می‌شوند.

از میان سه اقلیم یاد شده، فعلاً انتخابات تنها در اقلیم نوار غزه برگزار شده و تا لحظه نگارش این مقاله، انتخابات کرانه باختری و «شتات» (خارج از فلسطین) انجام نشده است. در کل، برگزاری انتخابات در حماس با توجه به عدم پیوستگی جغرافیایی اقلیم و شرایط خاصی هر اقلیم به ویژه از لحاظ امنیتی یک پروسه طولانی است و یک تا دو ماه به طول می‌انجامد.

قبل از بررسی نتایج انتخابات غزه، ذکر این نکته ضروری است که آنچه از نگاه‌ها مغفول مانده و علی رغم اهمیت مضاعف مورد توجه قرار نگرفته، خود برگزاری انتخابات در حماس است. این که حماس می‌تواند در شرایط سخت و پیچیده ناشی از چند پارگی جغرافیایی و اوضاع امنیتی شکننده در نوار غزه محاصره شده، کرانه باختری ناامن و تحت اشغال، در زندان‌های اسرائیل و در میان آوارگان فلسطینی عضو خود در ده‌ها کشور جهان انتخابات برگزار کند و به این راهکار دموکراتیک پایبند باشد، موفقیت بزرگی محسوب می‌شود و نباید از آن غافل شد. از سوی دیگر، انتخابات در این سطح وسیع در میان جنبش‌های آزادی بخش، قبل از آزادسازی سرزمین تقریباً بی سابقه است.

در انتخابات نوار غزه «یحیی سنوار» که در سال ۲۰۱۱ در جریان عملیات تبادل هزار اسیر فلسطینی با « گلعاد شالیت» نظامی اسیر اسرائیلی شد، اکثریت آرای حدود یکصد هزار عضو «مبایع» (بیعت کننده) جنبش حماس در نوار غزه را کسب کرد و به مجلس شورای این جنبش در این منطقه راه یافت و چون حائز اکثریت آرا شد. از سوی مجلس شورای اقلیم نوار غزه به عنوان رئيس دفتر سیاسی این اقلیم انتخاب شد.

اما این که خیلی از تحلیلگران و رسانه‌ها از این پیروزی و انتخاب به عنوان کنار گذاشته شدن اسماعیل هنیه رئیس سابق دفتر سیاسی اقلیم غزه و نایب رئیس کنونی جنبش حماس یاد می‌کنند. صحیح نیست، به این علت که هنیه (ابوالعبد) بر اساس نظام انتخاباتی داخلی حماس نمی‌توانست پیش از دو دوره به عنوان رئيس دفتر سياسی اقلیم غزه انتخاب شود، به همین خاطر، وی اساساً به عنوان یک گزینه طرح نبود تا عدم انتخاب وی، به کنار گذاشته شدن تفسیر و تحلیل شود. در نظام انتخاباتی جدید حماس آمده است که هیچ کدام از روسای مجالس شورا و دفاتر سیاسی اقلیمی و سراسری حماس نمی‌توانند بیش از در دوره (هر دوره چهار سال) انتخاب شوند. براساس همین قانون هم است که خالد مشعل رئیس فعلی دفتر سیاسی حماسی نمی‌تواند برای دوره جدیدی در این سمت انتخاب شود. شاید این سؤال مطر شود که چطور مشعل ۲۰ سال رئیس دفتر سیاسی حماس بوده و این بیشتر از دو دوره است، در پاسخ باید گفت که این نظام جدید قبل از سال ۲۰۱۲ تصویب شده است، و کل سنوات قبل از این تاریخ برای خالد مشعل یک دوره به حساب آمد. و با احتساب این دوره چهار ساله اخیر، در مجموع دو دوره می‌شود و دیگر حق انتخاب شدن ندارد.

بر اساس این نظام انتخاباتی جدید، سخن گفتن از کنار گذاشته شدن اسماعیل هنیه نخست وزیر سابق فلسطین و رهبر برجسته حماسی در نوار غزه موضوعیت ندارد، اما این که شخصیتی با سابقه کار نظامی و امنیتی مانند «یحیی سنوار» به سمت ریاست دفتر سیاسی حماس در اقلیم نوار غزه انتخاب شود، نشانی از تحولی مهم و تاثیرگذار در درون این جنبش است، اما این تحول به این شکلی که از آن سخن رفته، نیست.

قبل از اشاره به میزان تاثیرگذاری این انتخاب باید گفت که در روزهای اخیر در باب تحلیل نتایج انتخابات نوار غزه شاهد سه دسته تحلیل بودیم:

دسته اول تحلیل رسانه‌های اسرائیلی است که در نحوه پوشش صبر کو تحلیلی نتایج انتخابات غزه شاهد یک نوع «بزرگنمایی هدفمند» هستیم، به این معنا که «اسرائیل» قرار گرفتن «یحیی سنوار» به عنوان یک شخصیت با سابقه طولانی نظامی در رأس دفتر سیاسی حماس در نوار غزه با توجه به درج نام او در لیست «تروریسم» از سوی در سال ۲۰۱۵ را فرصت طلایی برای تحقق دو هدف عمده زیر می‌داند:

الف: افزایش فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی بر جنبش حماس و نوار غزه با دستاویز قرار دادنوجود نام یحیی سنوار در لیست ترور امریکا و زوم کردن بر مسئله نزدیکی ایشان به اسلامی ایران

ب: بهره‌برداری از این مسئله برای فراهم کردن فضای مناسب با در سطح منطقه و جهان برای هرگونه اقدام نظامی احتمال عليه نوار غزه

 دسته دوم، تحلیل رسانه‌ها و تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت در منطقه است که انتخاب سنوار را نشانی از گسترش نفوذ شاخه نظامی حماس و احتمال نزدیک‌تر شدن این جنبش در آینده به ایران دانستند. کما این که برخی هم انتخابات را صف‌آرایی دو جبهه حامی و مخالف نظام سوریه و پیروزی جبهه اول تفسیر و تحلیل کردند.

دسته سوم، تحلیل جریان رسانه‌ای عربی مخالف اسلام سیاسی و مقاومت به معنای فراگیر آن است، این تحلیلات هم تحت عناوینی هدفمند چون «تسویه حساب داخلی»، «بازگشت حماس به آغوش ایران» و غیره به نتایج انتخابات غزه نگاه کردند.

  • دلایل انتخاب سنوار

علل پیروزی یحیی سنوار در انتخابات نوار غزه را می‌توان در سه مورد کلیدی خلاصه کرد:

  1. سهم‌خواهی جوانان حماس

70 تا 80 درصد نیروها و اعضای جنبش مقاومت اسلامی حماس را جوانان تشکیل می‌دهند و بیشتر شهدای این جنبش نیز از همین قشر هستند، به همین خاطر دنبال سهم بیشتری در سطوح کلان رهبری جنبش هستند. در این راستا هم جوانان حماس در نوار غزه پس از اعلام پیروزی یحیی سنوار در شبکات اجتماعی فیسبوک، توئیتر و غیره به شادمانی پرداخته و از این که گزینه مورد نظرشان انتخاب شده خوشحال بودند. با وجود این که سنوار 55 سال دارد، اما جوانان حماس در نوار غزه، او را به دلایل مختلفی از جنس خود و نماینده خود می‌دانند.

  1. تحول‌خواهی بدنه حماس

عامل دوم که تا حدود زیادی هم متأثر از قضایی به وجود آمده پس از بهار عربی است، وجود تمایلی قوی در بدنه حماس به تغییر و تحول است، چه در سطح تغییر چهره‌ها و شخصیت‌هایی که سال‌هاست، سکاندار رهبری جنبش هستند، چه تمایل به تغییر گفتمانی.

این مساله هم نتیجه پروسه چند ساله مناقشات داخلی در حماس میان دو نگاه است، صاحبان هر دو خود را متعهد و پایبند به اصول و مبانی کلی جنبش می‌دانند، اما تاکتیک‌هاست، یک نگاه معتقد است که گفتمان پراگمات موجود همخوانی کامل با این اصول و مبانی ندارد و خواهان اصلاح و چرخیدن آن بر مدار اصول و مبانی میثاقی است که حماس بر آن شکل گرفت. غالب صاحبان این نگاه در نوار غزه حضور دارند، و در حماس کرانه و حماس خارج هم طرفدارانی دارد، اما نگاه مقابل، همین گفتمان پراگمات را متناسب شرایط و شیوه‌ای بهتر برای تحقق اهداف و آرمان‌ها می‌داند. به عنوان مثال، سیاست کلان حماس در مبحث شناسایی اسرائیل بر عدم به رسمیت شناختن آن استوار است، ولی در شیوه انعکاس این سیاست در مواضع و اظهارنظرها می‌بینیم تفاوت‌هایی وجود دارد، به این معنا که تاکید بر عدم شناسایی اسرائیل در مصر ادبیات حماس داخل بسیار پر رنگ است، اما در ادبیات بقیه اقالیسم حماس و در رأس آن‌ها خارج کم‌رنگ است، البته این مسئله به هیچ وجه دلیلی بر تغییر باور آن‌ها نسبت به این مقوله نیست، بلکه بنا به دلایلی، ضرورتی بر تاکید بر آن در شرایط حاضر نمی‌بینند. البته وجود این دو جريان در حماس با این پراکندگی جغرافیایی سلایق مختلف با نگاه‌های مقاومت وجود داشته باشد.

  1. محبوبیت بزرگ گردان‌های قسام در میان فلسطینیان و علی‌الخصوص بدنه جوان حماس

عامل سومی که در خصوص انتخاب سنوار نقش پررنگی داشت، همین محبوبیتی است که شاخه نظامی حماس به ویژه به ویژه پس از سه جنگ ویرانگر ۲۲ روزه (در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹) و ۸ روزه (در سال ۲۰۱۲) و ۵۱ روزه (در سال 2014) کسب کرده است. نتایج این سه جنگ گرچه برای نوار غزه بسیار ویرانگر بود و طی آن هزاران نفر شهید و یا معلول شدند، و هزاران خانه ویران و زیرساخت‌های منطقه به کلی ویران شد، اما با توجه به مقاومت سرسختانه گروه‌های فلسطینی و در رأس آن‌ها گردان‌های قسام، اسرائیل نتوانست به اهدافی که برای این سه جنگ تعریف کرده بود، دست یابد و با وجود برتری هوایی، اما در حوزه زمینی در هیچ کدام از این سه جنگ موفق به ورود به نوار غره نشد و با پدیده وحشتناکی به نام تونل‌های زیرزمینی مواجه شد. که فراتر از مرزهای غزه رفته و این مسئله در عملیات‌های انجام شده در پشت خطوط نیروهای اسرائیلی به خوبی قابل مشاهده است. اینجا حماس دست برتر را داشت و گفته می‌شود از همین طریق، موفق به اسارت ۴ نظامی اسرائیلی شده است. کما این که حملات موشکی قسام گرچه شاید تلفات جانی آنچنانی برای اسرائیلی‌ها نداشت، اما وقتی تل‌آویو هدف قرار گرفت و به دنبال آن، زندگی در این شهر برای چند روز «پناهگاهی» شد و پروازها نیز متوقف شد، شکستی روانی برای اسرائیل و پیروزی روانی بزرگی برای حماس محسوب می‌شد.

مجموع این مسائل محبوبیتی گسترده برای شاخه نظامی این جنبش در عموم فلسطین و به ویژه در میان بدنه تشکیلاتی جوان حماس ایجاد کرد. از این رو، انتخاب سنوار یک نوع انعکاس این محبوبیت و ادای دبیر جوانان حماس به گردان‌های قسام است.

برآیند. این سه عامل نقشی کلیدی در سپردن سکان رهبری حماس در نوار غزه به یحیی سنوار داشت.

  • پیام‌ها و آثار انتخاب یحیی سنوار

بدون شک این انتخاب معنادار حامل پیام‌ها و آثاری است که به مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:

  1. شکست اسرائیل در تغییر نگرش جوانان نوار غزه از طرق اعمال فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی در دهه‌های گذشته و محاصره ده ساله این منطقه.

این که حدود یکصد هزار عضو مبايع حماس شخصیتی با سابقه نظامی و امنیتی بالا را برای رهبری این جنبش در باریکه غزه انتخاب می‌کنند، اولین پیام آن رادیکال شدن حماس در این منطقه در برابر جریان رادیکال حاکم بر اسرائیل است. همین مسئله نشان می‌دهد که فشارهای اسرائیلی در سطوح مختلف علیه نوار غزه نه تنها باعث نرم شدن موضع مردم نشده است، بلکه نتیجه معکوسی هم داشته و آن رسیدن مردمان غزه به این باور است که جز با زبان «تفنگ» نمی‌توان با اسرائیل سخن گفت. این رویکرد با توجه به رادیکال تر شدن سیاست دولت آمریکا در قبال مسئله فلسطین و ایستادن تمام قد آن کشور در کنار اسرائیلی و اعلام مرگ «راه حل دو کشور»، در آینده پر رنگ‌تر خواهد شد.

  1. قوت گرفتن نقش شاخه نظامی حماس در نهادهای تصمیم ساز این جنبش.

یکی از نتایج انتخاب سنوار می‌تواند قوت گرفتن نقش گردان‌های قسام در نهادهای تصمیم‌ساز جنبش حماس باشد، اما این نقش به چند دلیل به نظامی گری نهادهای سیاسی حماس منجر نخواهد شد:

نخست: تعداد شخصیت‌هایی که سابقه نظامی داشته و در جریان انتخابات اخیر وارد نهادهای کلیدی حماسی در نوار غزه شده‌اند، حدود ۳۵ درصد از اعضای این نهادها را تشکیل می‌دهد. همچنین برخی از آن‌ها از جمله خود یحیی سنوار در دوره‌های گذشته عضو این نهادهای سیاسی بوده‌اند، به همین خاطر، وجود اقلیتی این طیفی در این نهادها نمی‌تواند تا حد زیادی تصمیمات را تحت الشعاع خود قرار دهد.

دوم: حماس یک جنبش شورایی و نهادمحور است و تصمیمات آن بر اساس مکانیزم شورا گرفته می‌شود و با وجود اهمیت جایگاه روستای دفاتر سیاسی و مجالس شورا، اما این افراد در نهایت از یکی رأی بیشتر برخوردار نیستند. به عنوان مثال، در دوره‌های گذشته بارها اتفاق افتاده است که رأی برخی روسای دفاتر و مجالس با آرای اکثریت اعضای این مراکز یکی نبوده و تصمیمات اتخاذ شده آن چیزی نبوده است که آن‌ها می‌خواستند. به عنوان مثال، وقتی حماس در انتخابات پارلمانی ۲۰۰۶ حائز اکثریت مجلس قانونگذاری فلسطین شد، خالد مشعل با تشکیل دولت از سوی حماس مخالف بود و تاکید داشت که این جنبش در این مرحله به نقش‌آفرینی در مجلس بسنده کند، اما اکثریت اعضای نهادهای تصمیم سازی با تشکیل دولت موافق بودند و در نهایت نظر آن‌ها رأی آورد.

از این روی حداکثر کاری که روستای این مراکز می‌توانند انجام دهند لابی‌گری برای جلب نظر اعضا جهت پیشبرد نظرات خود پیرامون موضوعات مطرح است.

سوم: جنبش حماس تنها در اقلیم نوار غزه خلاصه نمی‌شود و همچنانکه در ابتدای مقاله هم بیان شد، نوار غزه یکی از سه اقلیم براساس ساختار تشکیلاتی حماس است. از این منظر، تحلیل آینده حماسی از زاویه دید نتایج انتخابات نوار غزه به تنهایی موضوعیت علمی ندارد.

با توجه به ثقل نظامی حماس در غزه، صرفاً نتایج انتخابات آن، می‌تواند یک نشانه و شاخص تاثیرگذار باشد، اما با توجه به سازوکار تصمیم گیری در حماسی که به آن اشاره شد، چه بسا نتایج انتخابات دو اقلیم دیگر، این نشانه و تأثیر آن را کمرنگ کند.

چهارم: در کنار سه عامل یاد شده، احتمال قوی انتخاب اسماعیل هنیه به عنوان رئیس دفتر سیاسی جنبش حماسی (دفتر سیاسی کل) و حضور ایشان در نوار غزه می‌تواند به حفظ تعادل در نهادهای کلیدی این جنبش در منطقه کمک کند و اجازه ندهد. یک نگاه بر آن‌ها غالب شود.

  1. انتقال ثقل رهبری حماسی به نوار غزه

انتخاب یحیی سنوار و احتمال بالای انتخاب اسماعیل هنیه به ریاست دفتر سیاسی کل جنبش حماس، به معنای انتقال ثقل رهبری این جنبش به نوار غزه خواهد بود و همین مسئله اهمیت این منطقه را مضاعف‌تر خواهد کرد. با این وجود، تا زمانی که تصمیم گیری‌های نهادهای داخلی حماس بر اساس سازوکار شورایی است، این عامل ثقل تنها یک عنصر مساعد است و نمی‌تواند به عنوان یک عنصر تعیین کننده نقش ایفا کند.

در کنار مزیت وجود ثقل نظامی حماس در غزه و احتمال انتقال رهبری دفتر سیاسی به شخصیتی از این منطقه، نوار غزه به دلایل مختلف از جمله محاصره این منطقه و به تبع آن محدود بودن تردد آزادانه نیروها و رهبران حماس به خارج با چالش‌هایی مواجه است که اقلیم غزه را کاملاً به حماس به خارج وابسته کرده است. به این معنا که وضعیت حماسی غزه بدون کمک‌های حماس خارج با توجه به روابط گسترده و نزدیک آن با ملت‌ها و دولت‌های عربی و اسلامی و ارتباط با جریان‌هایی در غرب بسیار شکننده خواهد بود. فراروی حماس در هر سه اقلیم است، از یک سو، نوار غزه تحت محاصره شدید اسرائیل و مصر است و چنین وضعیت اسفباری دارد و کرانه باختری نیز که ثقل مردمی حماس در آن است و در انتخابات پارلمانی 2006 بیشترین آرا را از این منطقه کسب کرد، با توجه به حضور مستقیم نظامیان اسرائیلی، تحت اشغال بودن آن و همچنین همکاری امنیتی گسترده تشکیلات خودگردان با آن‌ها، از لحاظ امنیتی شرایط نامطلوبی دارد. همچنین جغرافیایی اقلیم «شتات» (خارج) حماس چالش بزرگی برای این جنبش است. این چالش به خصوص پس خروج رهبران حماسی از سوریه بیشتر نمود پیدا کرده است، به گونه‌ای که پس از آن رهبران حماس در چند کشور از جمله لبنان، ترکیه و قطر پراکنده شدند، و هر کدام از رهبران حماس با توجه به گذرنامه‌هایی که در اختیار داشتند به کشورهایی رفتند، به عنوان مثال خالد مشعل که دارای گذرنامه اردنی و قطری است، با توجه به مخالفت اردن، تنها توانست به قطر برود و موسی ابومرزوق به مصر رفت و عده‌ای از نیروهای حماس هم به اردن بازگشتند.

همین مسئله احتمال تحت‌الشعاع قرار گرفتن تصمیمات حماس در آینده را بالا می‌برد و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ در امریکا و نزدیکی‌اش با دولت راستگرای نتانیاهو، احتمال این که فشارها بر کشورهای میزبان حماس برای تغییر رفتار این جنبشی افزایش یابد، وجود دارد و این خود تهدید بزرگی است.

  1. ایجاد توازن رعب با «راسرائیل»

با وجود جنجال اخیر رسانه‌های اسرائیلی پس از اعلان نتایج انتخابات غزه و سخن گفتن از احتمال تنش نظامی میان اسرائیل و حماسی در نوار غزه، اما بنا به دلایلی که پرداختن به آن‌ها از توان این مقاله خارج است، احتمال وقوع جنگی دوباره علیه نوار غزه فعلاً دور از ذهن است؛ نه حماس در شرایط فعلی دنبال چنین جنگی است و نه اسرائیل با توجه به وجود اولویت‌های دیگر از جمله «عادی سازی روابط با کشورهای عربی» و تلاش برای «تشکیل جبهه‌ای عربی اسرائیلی علیه ایران» رغبتی به ورود به جنگ با حماس در شرایط فعلی دارد. در کنار این، پیروزی یحیی سنوار در انتخابات داخلی حماس در نوار غزه می‌تواند نوعی توازن «رعب بازدارنده» را ایجاد کند و احتمالات وقوع جنگی دیگر را کاهش دهد.

عامل مهم دیگر که شاید بازدارنده باشد، این است که یحیی سنوار از سال ۲۰۱۵ مسئول پرونده مبادله اسرا در حماس شده است و با توجه به وجود حدود ۴ نظامی اسرائیلی نزد حماس و مسئولیت پرونده آن‌ها با سنوار، هر نوع اقدام نظامی علیه نوار غزه باعث پیچیده‌تر شدن این مسئله خواهد شد و به احتمال زیاد این چیزی نیست. که دولت نتانیاهو با توجه به فشار افکار عمومی و خانواده‌های این اسرا به دنبال آن باشد.

  1. قوت گرفتن احتمال بهبود وسیع روابط حماس و ایران

با توجه به دیدارهای اخیر میسان رهبران حماس و مقامات جمهوری اسلامی ایران در پایتخت‌های مختلف از جمله تهران و محصول تفاهماتی در راستای کنار گذاشته شدن اختلافات و گشودن صفحه جدید در روابط، انتخاب یحیی سنوار می‌تواند این روند را تقویت کرده و باعث نزدیک‌تر شدن حماس به ایران شود. اینجا بد نیست اشاره شود که در داخل حماس در مورد روابط با ایران دو نگاه وجود دارد، هر دو نگاه قائل به ادامه روابط تحت هر شرایطی هستند و بر این نکته تاکید دارند؛ بر این اساس هم، حماس قاطعانه کلیه پیشنهادهای اغواگرانه برخی قدرت‌های منطقه‌ای در دوره‌های مختلف برای قطع روابط با ایران را رد کرده است. در این میان، یک نگاه قائل به حفظ روابط بوده و معتقد است که با توجه به شرایط منطقه‌ای و وضعیت افکار عمومی عربی و اسلامی رغبتی به توسعه روابط ندارد، ولی نگاه دیگر بر توسعه این روابط صرف نظر از موانع یاد شده تاکید دارد. وجود این نگاه طرفدار بهبود گسترده روابط با ایران در جنبش حماسی، لزوماً به معنای این نیست که چنین نظر مساعدی هم به روابط با دولت سوریه دارد. یحیی سنوار از جمله طرفداران عمده بهبود و توسعه روابط با ایران است و با توجه به این که ایران تنها کشوری است که به مقاومت فلسطین از جمله شاخه نظامی حماس کمک نظامی کرده است و در این بعد کمکی، حماس جایگزینی غیر از ایران ندارد، نگاه قائل به ضرورت گسترش روابط با ایران در میان گردان‌های قسام، طرفداران بیشتری دارد. البته این مسئله تنها انگیزه صاحبان این نگاه نیست.

در این میان چالشی که مطرح است، این است که تا چه اندازه حماس بتواند موفق شود در کنار بهبود گسترده روابطش با ایران، توازن در روابط خارجی خود را که همواره به عنوان یک اصل بر آن تاکید داشته است، حفظ کند، به خصوص این که کشورهایی چون قطر و ترکیه امروزه بیشترین کمک‌های مالی و اقتصادی را به جمعیت دو میلیونی نوار غزه کرده‌اند و مراکز خدماتی مهم این منطقه از نیروگاه برق گرفته تا بیمارستان‌های آن با کمک‌های مالی مستقیم این دو کشور می‌چرخند. از سوی دیگر، به علت ارتباطات این دو کشور به خصوص ترکیه با تل‌آویو و هماهنگی با آن برای ارسال کمک‌های خود به نوار غزه، ایران از این لحاظ نمی‌تواند جایگزین قطر و ترکیه شود.

خلاصه این که انتخاب یحیی سنوار به عنوان رهبر حماس در نوار غزه صرفاً نشانه‌ای از یک تحول در جنبش حماس به دلایل یاد شده است، و پیام‌ها و آثاری هم بر آن مترتب است، اما این تحول سقف و چارچوب مشخصی دارد و به شکلی نیست که در تحلیلات اخیر برجسته سازی شده و طرف اسرائیلی با اهداف خاصی، آن را بزرگ نمایی میکند.


منبع : مجله ی صدا
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

سردرگمی طرح 3 هزار میلیارد تومانی دولت

جامعه محلي درباره نحوه توزيع آب در طرح 46هزار هکتاری دچار مشکل شده است

رفتن استراماچونی؛ نمونه‌ای از مدیریت فشل دولتی

این هنر نزد مدیران ایرانی است. تنها آنها هستند که می‌توانند به همین راحتی بحران ایجاد کنند. هواداران استقلال الان هم نگران جیب خود هستند هم نگران آینده تیم محبوب‌شان.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو؛ درگیری تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی در بغداد

ویدئو؛ چکمه ناپلئون در حراجی پاریس ۱۱۷ هزار یورو فروخته شد

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر