تالاب خشکید، پرندگان رفتند و غبار آمد

شناسه خبر: 132672 سرویس: NGO يكشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷, ۲۳ : ۱۵ : ۰۰
تالاب خشکید، پرندگان رفتند و غبار آمد
تالاب الله‌آباد بعد از خشک‌شدن، به یکی از کانون‌های اصلی گردوغبار شهرهای کرج، قزوین و تهران تبدیل شده است تالاب‌ الله‌آباد در سال‌های گذشته جزو تالاب‌های ثبت‌شده نبود و در دستگاه‌های اجرایی کسی قبول نداشت آنجا تالاب است اگر تعامل خوبی میان محیط‌زیست با جهاد کشاورزی و بومیان محلی اتفاق بیفتد، این تالاب تا سه‌سال دیگر احیا می‌شود ممکن است با جهاد کشاورزی برای بستن زهکش‌ها دچار چالش شویم، اما تا بستن کامل آنها پای کار خواهیم ایستاد
۵۵آنلاین :

بیست‌سال آزگار کسی یادش نبود آب از دل تالابی ٣٣‌هزار هکتاری دریغ شده و بعدها خشکی‌اش گریبان شهرهای اطراف را خواهد گرفت. بیست‌سال آب تالاب را قطع کردند. آب رودخانه‌های ابهررود، کردان و زیاران را. می‌خواستند با زهکشی، زمین‌های کشاورزی منطقه جان بگیرد و کشاورزی پررونق شود. حالا تالاب الله‌آباد قزوین خشک است. مثل بسیاری از تالاب‌های دیگر کشور و خشکی آن‌قدر مزمن شده که اثراتش مانند مرضی مسری می‌تواند به شهرها برسد. گردوغباری که مدتی است در کرج و نظرآباد کوه‌ها و خیابان‌های شهر را محو کرده، ممکن است با ادامه این روند غیرقابل کنترل شده و شهرهای شمالی را هم دچار کند.
معصومه ابتکار، رئیس پیشین سازمان محیط‌زیست هم ‌سال ٩٥ گفته بود که اگر این تالاب خشک شود، جمعیت ۲۰ میلیونی تهران،‌ البرز و قزوین در گردوخاک غرق می‌شوند. اما سرگذشت تالاب از ابتدا این نبود. تالاب سرحال بود با پرنده‌های مهاجر. سه رودخانه در نقطه‌ای به یکدیگر می‌رسیدند که نام صالحیه و الله‌آباد را به آن دادند -در منطقه البرز به آن صالحیه و در قزوین، الله‌آباد می‌گویند، اما بخش زیادی از این تالاب در قزوین قرار دارد، از سمت غرب ابهررود، از سمت شمال زیاران و از شمال‌غرب رودخانه کردان به این تالاب‌ها می‌ریزد و سرریز آب رودخانه‌ها هم به رودخانه شور که در حوزه دریاچه قم است، وارد می‌شود که حالا با بستن آب این رودخانه‌ها، آبی به رودخانه شور هم نمی‌رسد.
نام تالاب الله‌آباد برای بسیاری از فعالان محیط‌زیست این عرصه هم نامی گمنام است و پرس‌وجو از وضع گذشته و امروز آن راهی از پیش نمی‌برد. اغلب دشت‌های قزوین را به مزارع و باغ‌هایی می‌شناسند که با زهکشی جهاد کشاورزی آب تالاب را بلعیده و کسی نمی‌داند زمین‌های بیابانی باقی‌مانده تالابی بوده که حالا خانه گردوغبارهای وقت و بی‌وقت شهرهای اطراف است.
ابوالفضل آبشت، مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب‌های ایران هم درباره وضع این تالاب می‌گوید تالاب الله‌آباد و صالحیه، تحت حفاظت آنها نیست: «ما در مرکز ملی حفاظت از تالاب‌های ایران، تالاب‌هایی که شرایط الگوشدن را دارند، مورد بررسی قرار می‌دهیم. کار ما مدل‌سازی و الگوسازی حفاظت از تالاب‌هاست و نتایج کار را در اختیار دولت قرار می‌دهیم. اطلاعی از وضع این تالاب‌ها ندارم.»
هرچند این تالاب‌ها در دستورکار مرکز ملی حفاظت از تالاب‌های ایران قرار نگرفته، اما مسعود باقرزاده کریمی، معاون امور تالاب‌ها در دفتر زیستگاه‌های سازمان محیط‌زیست به «شهروند» می‌گوید که یکی، دو‌سال قبل و با افزایش بیابانی‌شدن منطقه، سازمان محیط‌زیست و امور تالاب‌ها به فکر احیای این تالاب افتاد و آن را در بخش تالاب‌های با منشأ گردوغبار قرار داد تا بتوانند اعتبار بیشتری دریافت کنند و توجه به آن منطقه هم افزایش پیدا کند. هنوز بعد از گذشت دو‌سال کار پیشرفت چندانی نداشته. همچنان در طرح‌های اولیه و پژوهش در منطقه به سر می‌برند و باقرزاده می‌گوید تا زهکشی‌هایی که وزارت جهاد در منطقه کشیده را جمع نکنند، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند: «حدود بیست‌سال از زمانی که وزارت جهاد کشاورزی داخل این تالاب زهکشی کرد، می‌گذرد. جهاد می‌خواست اراضی کشاورزی را توسعه دهد و زمین‌های بیشتری از آب رودخانه‌ها سیراب شوند و کسب‌وکارشان رونق گیرد. زمین‌ها رفته‌رفته خشک شدند و این خشکی در گذر زمان آن‌قدر روی خاک اثر گذاشت که پروفیل خاک هم خشک شد و گیاهانی مثل خارشتر که در مناطق خشک می‌رویند در منطقه زیاد شد. همین هم عاملی بود که شترداران به منطقه آمدند و کل تالاب را دسته‌های شتر پر کرد.»
شترداران در همه فصل‌ها شترهای‌شان را راهی آن‌جا کردند. راهی بیابانی که روزی آب داشت و گذر پرنده‌های مهاجر به آنجا می‌افتاد: «وضعیت هر‌ سال بدتر از‌ سال قبل و خشکی زمین زیاد شد و دیگر پوشش گیاهی باقی نماند. همین هم عاملی بود که کانون ریزگردها شود. باید بگویم وزارت جهاد در بسیاری از تالاب‌های کشور چنین وضعیتی ایجاد کرد و تالاب‌های بسیاری نابود شده‌اند که بسیاری از آنها دیگر احیا نمی‌شوند.»
دشت الله‌آباد شامل روستاهای حاجی‌آباد، یعقوب‌آباد، گنج‌آباد، آلادغلو، شهرآباد، محمدآباد خره، مزرعه و عبدل‌آباد می‌شود. روستاهایی با ساکنانی که باقرزاده می‌گوید دل‌شان برای زمین می‌سوزد. دل‌شان برای تالاب ویران‌شده و مراتع ازبین‌رفته می‌سوزد و برای همین هم خودشان مدتی است دست به کار شده‌اند و بخشی از زهکشی‌ها را بسته‌اند. «کارشان عالی است. جوامع بومی خیلی همراه‌ترند و خودشان دست به کار احیای تالاب شده‌اند.» تالابی که تا بیست‌سال قبل کسی آن را به‌عنوان تالاب قبول نداشت و حالا باقرزاده می‌گوید اگر تفکر حال حاضر وجود داشت، هرگز کشور دچار چالش‌هایی از این دست نمی‌شد: «این تالاب جزو تالاب‌های خوش‌شانس است، چون در منطقه‌ای به نسبت پرآب قرار دارد و رودخانه‌های کوهستان البرز پرآبند، اما باید مدیریت کرد و محکم مقابل وضع کنونی ایستاد. باید حق‌آبه تالاب را به آن برگرداند و زهکشی‌ها را بست.»
به این ترتیب احیای این تالاب چند بخش مهم دارد. نخست تعیین سهم آب تالاب از هر رودخانه و بعد گرفتن حق‌آبه است. بعد از آن باید به دنبال عملیات طرح اجرایی بستن زهکش بود. عملیاتی که به تعامل جامعه محلی نیاز دارد. کار بعدی برای منطقه قانع‌کردن شترداران است تا به منطقه شتر نیاورند و معیشت جایگزینی برای‌شان تعریف شود. «اگر همکاری خوبی اتفاق بیفتد، می‌توانیم در عرض سه‌سال تالاب را احیا کنیم.»
دشت قزوین با مزارع یونجه، جو و گندم و باغ‌های سرشارش هم باید به فکر آبیاری با روش‌های جدید باشد. هر باغ باید سهم آب داشته و از غرقاب‌کردن زمین و روش‌های سنتی فاصله بگیرد. در این صورت شاید بتوان کاری از پیش برد. هرچند در دو‌سال گذشته هنوز طرح‌های تحقیقاتی به ثمر ننشسته‌اند تا امیدی برای ورود به فاز عملیاتی در آینده‌ای نزدیک داشت: «برای فاز عملیاتی ممکن است به مشکلات بسیاری برخورد کنیم. ممکن است با جهاد کشاورزی دچار چالش شویم، اما می‌خواهم همین جا بگویم که هیچ صحبتی را قبول نمی‌کنم و تا بستن کامل زهکش‌ها پای کار خواهیم ایستاد.»
صالحیه، فعلا آب دارد
محمد رضاخانی غبار را تا‌ سال ٨٥ نمی‌شناخت. نه او و نه هیچ‌کدام از طالقانی‌ها نمی‌دانستند هوا که به گردوغبار بنشیند چه رنگی می‌شود. می‌گوید از سال‌های بعد از ساخت سد طالقان غبار در هوا آمد. غباری که تا آن موقع ندیده بودند: «شاید میزانش زیاد نبود، اما برای‌مان همان میزان کم هم خیلی عجیب بود.» آنها به تپه‌های مشرف به خانه‌شان می‌رفتند و سدی را می‌دیدند که زیباست و قرار است آب را به زمین‌های کشاورزی برساند و آسمانی را می‌دیدند که رنگ تیرگی به خود گرفته. غبارها ‌سال به ‌سال زیادتر شدند و بعدها با خشک‌شدن دشت‌ها و تالاب‌های اطراف، دیدن هوایی که مثل سابق نیست، آسان‌تر شد: «نمی‌دانم خشکی دشت‌ها و تالاب‌های اطراف ما تا چه میزان بر افزایش غبارها اثر داشته، اما آنچه همه می‌بینیم این است که در چند ‌سال اخیر غبار دست از سر این مناطق برنداشته.» هرچند وضع تالاب الله‌آباد خیلی خوب نباشد، اما صالحیه، تالاب همسایه آن‌ که در نظرآباد قرار دارد، وضع به مراتب بهتری دارد و فردین حکیمی، رئیس اداره محیط‌زیست البرز هم به «شهروند» می‌گوید وضع تالاب صالحیه بهتر از وضع همسایه‌اش است: «این تالاب در سال‌های ٩٤ و ٩٥ براساس بارش‌های خوب آن سال‌ها و رهاسازی آب رودخانه کردان و زیاران آبگیری شد. پس از آبگیری، این تالاب استراحتگاه موقت پرندگان آبزی شد و ١٠٠ تا ١٢٠ گونه پرنده در آن حضور داشتند. درنای خاکستری، فلامینگو، غاز خاکستری، انواع اردک‌سانان، حواصیل، آنقوت، چو‌ب‌پا و انواع کاکایی در این محل حاضر شدند و این تالاب جاذبه گردشگری شد و از نظر زیستگاهی اهمیت بسیاری پیدا کرد.»
سال ٩٦ به خاطر خشکسالی و رهاسازی نشدن آب رودخانه کردان و زیاران امکان آبگیری فراهم نشد و تالاب صالحیه خشک و اراضی منطقه شوره‌زار شدند: «اگر آن منطقه خشک شود و ذرات نمک به سطح زمین بیاید، در اثر وزش باد ممکن است طوفان نمک ایجاد شود.»
حکیمی هم به زهکشی‌های موجود در منطقه اشاره می‌کند و او هم این کانال‌ها را ازجمله اصلی‌ترین دلایل خشکسالی حال حاضر تالاب می‌داند. «یکی از مواردی که در سال‌های اخیر عامل شوره‌زارشدن بیشتر منطقه شد، راه‌اندازی کانال زهکشی به وسیله جهاد کشاورزی قزوین بود. این کانال بدون مطالعات دقیق و تاییدیه از سازمان‌های مرتبط بود و آنها نتوانستند به هدف‌شان برسند. مشکل این بود که زهکشی، آب تالاب را به سمت خود کشید.» آن‌قدر آب تالاب کشیده شد که خشکی بماند و زمین‌ها چهارفصل محل جولان شترها شوند. شترهایی که هر چه مقابل خود ببینند، می‌خورند و این موضوع به پوشش گیاهی منطقه آسیب رسانده، چون در همه فصول در منطقه چرا می‌کنند و ورود دام‌های غیرمجاز عامل تهدیدکننده دیگر است.»
حکیمی به تحقیقاتی اشاره می‌کند که براساس آنها، این تالاب‌ها در صورت پرآب بودن جلوی انتشار گردوغبار را می‌گیرند و به دلیل خشکی چند‌سال گذشته تالاب صالحیه و اراضی پیرامون آن و همین‌طور اراضی دشت اشتهارد به‌عنوان یکی از کانون‌های انتشار گردوغبار داخلی معرفی شده‌ و مناطق مستعدی‌اند.
محیط‌زیست کرج اواخر ‌سال ٩٦ دست به کار و پیگیر رهاسازی رودخانه کردان شد و حکیمی می‌گوید نتیجه این بود که تالاب آبگیری شده و درحال حاضر پرآب است، اما آبگیری هم می‌تواند مقطعی باشد: «تالاب نیازمند کار بنیادین است، به همین دلیل پروژه‌ای را با محیط‌زیست قزوین پیگیری کردیم که حق‌آبه تالاب‌ها مشخص شود و در فاز بعدی ببینیم که چه چیزهایی به تالاب آسیب می‌رساند.»
سال ٩٥ رضا قاسم‌پور، رئیس اداره محیط‌زیست شهرستان نظرآباد وجود دو کارخانه سیمان آبیک و نیروگاه شهیدرجایی قزوین را ازجمله عوامل آلودگی هوای شهرستان نظرآباد و آسیب‌رسان به هوای منطقه دانسته بود؛ موردی که به گفته فعالان محیط‌زیست در خشک‌شدن تالاب‌ها هم اثر داشته است. اما حکیمی‌ می‌گوید این تالاب از آب‌های سطحی تغذیه می‌کند و آلودگی‌هایی از این دست اثر عمده‌ای بر آن ندارد و کمبود بارش‌ها و خشکسالی در سال‌های اخیر عامل اصلی آن است: «تخریب تالاب‌ها به‌سرعت انجام می‌گیرد، اما بازسازی و بهبود آنها به سختی پیش می‌رود. باید نیاز آبی در قالب برنامه‌های مختلف تامین شده و حق‌آبه برای تالاب‌های رو به خشکی مشخص شود.»

شترها خارج از کنترل

شترها دغدغه مهم منطقه‌اند و مسئولان وجود آنها را یکی از دلایل اصلی از بین رفتن پوشش گیاهی و تسریع بیابانی‌شدن منطقه می‌دانند. اما آرش خیراندیش، فعال محیط‌زیست می‌گوید شتر کمترین مصرف از منابع طبیعی را دارد. آب و علوفه کم می‌خورد و درعین‌حال بیشترین محصول تولیدی را می‌توان از آن به دست آورد.
پشمش که کرک است، تبدیل به فرش می‌شود. کوهان شتر دارای چربی است و خاصیت دارویی دارد و در ایتالیا از پوست شتر، چرم تولید می‌کنند و از آن کفش کوهنوردی می‌سازند، اما پوست شتر در ایران دور ریخته می‌شود: «پرورش این حیوان می‌تواند به توسعه جامعه محلی کمک بسیاری کند، اما باید هدایت شود و در زمان مناسب باشد و نمی‌توان گفت باید همه آنها را از منطقه بیرون کرد.
قدیمی‌ها برای حضور دام در مناطق مختلف برنامه‌ریزی سالیانه و فصلی می‌کردند و اجازه نمی‌دادند دام‌شان در مرتع مشخصی بیش از زمان مجاز بماند، چراکه اعتقاد داشتند در این صورت می‌تواند به مراتع صدمه بزند.» خیراندیش به خاطره یکی از عشایر شاهسوند اشاره می‌کند که می‌گفت هر‌ سال که تعداد شتر در منطقه آنها کم است، وضع مراتع خراب می‌شود و سال‌هایی که تعداد شترها زیاد می‌شود، مراتع هم اوضاع به مراتب بهتری دارند: «شتر دوکوهانه از دامنه کوه‌ها بالا می‌رود و در آن‌جا علوفه‌ای را که پایین دامنه خورده، دفع می‌کند.
بذر اغلب گیاهان هضم نمی‌شود و در نتیجه حیوان بذرها را دفع می‌کند و همین هم باعث می‌شود تا مناطقی که تصورش را نمی‌کنیم سرسبز و پرعلوفه شود.»
به گفته خیراندیش همین هم عاملی است که بسیاری از پژوهشگران در دنیا معتقدند چنانچه دامداری سنتی و کوچ‌روی نبود پهنه‌های مرتعی کمتری داشتیم و دامداری سنتی به‌ویژه در خاورمیانه مراتع را گسترش داده و سرعت جوانه‌زدن گیاهان را بالا برده است: «بعضی از این کوچ‌روی‌ها در طول صدها کیلومتر است.
از استان سمنان به مازندران می‌روند و مسیری ٥٠٠ کیلومتری را طی می‌کنند و در کل مسیر بذرها پخش می‌شود. از طرفی فضولات دامی کود مناسبی برای مراتع‌
هستند.»
شترداران بعد از بیابانی‌شدن منطقه راهی آن‌جا شده‌اند و چنانچه آبی به تالاب روان شود، می‌توانند کسب‌وکار جایگزینی داشته باشند؛ کسب‌وکاری که با تالابی پرآب می‌تواند رونق بگیرد و حتی شترداری در زمان تعیین شده هم می‌تواند جزیی از آن باشد.

كنوانسیون رامسر

كنوانسیون رامسر قدیمی‌ترین معاهده بین المللی، با تاكید بر حفاظت از طبیعت در جهان است. اولین نشست آن در دوم ماه فوریه ١٩٧١ ( ١٣ بهمن ١٣٤٩) در شهر ایرانی رامسر برگزار شد و كنوانسیون نام خود را از این شهراقتباس كرد. كنوانسیون رامسر در سال ١٩٧٥ جنبه قانونی گرفت. این معاهده ١٥٨ كشور عضو را ملزم به تعیین و حفظ تالاب‌های با اهمیت بین المللی و تشویق به استفاده خردمندانه از آنها می‌کند .بر اساس  آمار سال ٢٠٠٨ بیش از ١٧٠٠سایت با مساحت كل حدود ١٥٠ میلیون هكتار در حال حاضر در این كنوانسیون به ثبت رسیده اند.
گرچه نام رسمی كنوانسیون: «كنوانسیون تالاب‌های بین‌المللی به‌ویژه به عنوان زیستگاه پرندگان آبزی» یا به اختصار«كنوانسیـون تالاب‌هـا (رامسـر، ایــران ، ١٩٧١)»  نوشتـه می‌شـود، ولی به طور معمول به « كنوانسیون رامسر » شهرت دارد. این كنوانسیون بر حفاظت و بهره برداری معقول از تالاب‌ها به خصوص در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تأكید می‌كند. با گذشت سال‌ها، كنوانسیون گستره نگرش خود را چنان افزایش داده كه تمام ابعاد حفاظت و بهره برداری معقول  و پایدار از تالاب‌ها را در بر می‌گیرد و تالاب‌ها را در زمره اكوسیستم‌هایی می‌داند كه در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوق‌العاده‌ای دارند. به همین دلیل بعدها كنوانسیون نام خود را به : «كنوانسیون حفاظت از تالاب‌ها » تغییر داد.
قدرت اثر هر معاهده فقط به اندازه ضعیف‌ترین عضو آن است. كنوانسیون رامسر نیز از این موضوع مستثنی نیست. اگر قرار بر این باشد كه تالاب‌های در معرض تهدید جهان حفظ شوند, اعضای فعلی بایست الزامات كنوانسیون را جدی‌تر بگیرند و كشورهای بیشتری, بدون تاخیر, به عضویت این كنوانسیون درآیند. كنوانسیون رامسر باعث دستاوردهای قابل توجهی در حفاظت از تالاب‌ها شده است اما حفاظت و نگهداری، ایده‌آل‌های شكننده‌ای هستند و ما باید دائما" هوشیار باشیم تا اطمینان حاصل كنیم كه تمام موافقتنامه‌ها، معاهدات، قوانین و كنوانسیون‌های زیست‌محیطی با شدت و حدت پیگیری شوند.

 


منبع : شهروند
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

سه سناریوی پیش رو

یوهان الاماف ایکس استریتانتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا که روز ششم ماه آینده میلادی یعنی کمتر از سه هفته دیگر برگزار می‌شود از جهات مختلف بسیار پر اهمیت است. در روز انتخابات، شهروندان برای انتخاب تمامی ۴۳۵ نماینده مجلس نمایندگان و ۳۵ نماینده مجلس سنا پای صندوق‌های رای حاضر خواهند شد. در حال حاضر جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس اکثریت را در اختیار دارند و ریاست جمهوری نیز در دست حزب جمهوری‌خواه است.

دیوار کوتاه خرد اقتصادی

اقتصاد کشور شرایط سختی را سپری می‌کند، تورم از محدوده آرامش خارج شده و قیمت‌ها در حال افزایش است، رشد اقتصادی کاهش پیدا کرده و امید به رونق در ماه‌های آینده نیز کمتر شده است. با این همه، تمام وقت و انرژی سیاست‌گذاری اقتصادی کشور معطوف نرخ ارز شده و روزی نیست که دولتمردی سابق یا قدرتمندی حاضر، سازی کوک نکرده باشد، پیش‌بینی نرخی نکرده باشد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: جنایت بزرگ ترامپ

ترامپ:عربستان از ما ده ها میلیارد دلار اسلحه می خرد و ما حاضر نیستیم به خاطر قتل انسانها، از سر روابطمان با عربستان و قراردادهای پر سود نظامی با آنها بگذریم.

ویدیو: شهر را چگونه به سبک جهادی به تاراج بردند؟

شهر را چگونه به سبک جهادی به تاراج بردند؟ واگذاری ۱۷۰۰ ملک و آپارتمان نجومی در دوره قالیباف

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر