انجام کارِ نو در کشور ما بسیار سخت است

شناسه خبر: 137129 سرویس: فرهنگ و هنر ، گوناگون شنبه ۲ تير ۱۳۹۷, ۱۹ : ۱۰ : ۰۰
انجام کارِ نو در کشور ما بسیار سخت است
به اعتقاد من گالری دارها باید کمی شجاع تر عمل کنند «در آستانه» از معدود شعرهای شاملو است که نه عاشقانه است نه سیاسی متاسفانه انجام کارِ نو در کشور ما بسیار سخت شده است به خصوص در حیطه تئاتر شاید ما در دنیا با این ساختارشکنی ها موفق شویم اما در کشور خودمان به پستو رانده می شویم
۵۵آنلاین :

پرفورمنس در «آستانه» که به تازگی فصل اول اجرای خود را در گالری ایده به پایان رسانده ، برداشتی است از شعر «در آستانه» شاملو به کارگردانی علیرضا حمیدین. این اجرا تلاش دارد مخاطب را با حواس مختلفش درگیر کند و معنایابی متفاوتی از زندگی و مرگ را پیش روی او قرار دهد. این اثر قرار است پس از پایان بازی های جام جهانی، دوباره اجرا شود.

پرفورمنس «در آستانه» اثری است که بسيارتلاش کرده تا مخاطب را وارد ماجرا کند که البته این اتفاق هم می‌افتد. در ابتدا ما به عنوان مخاطب وارد یک سالن انتظار می‌شویم و چند تن از بازیگران هم با ما وارد این سالن انتظار می شوند. دو بازیگر را می بینیم که در گوشه‌ای نشسته و تخته نرد بازی می‌کنند و دو بازیگر دیگر با پوششی شبیه به ناظم های مدرسه، مقابل درهای ورودی قرار دارند. هنگام ورود به هرکدام از مخاطبان یک برگه امتحانی داده می‌شود و با وارد شدن به سالن اصلی، روی تشکچه هایی می نشینيم و بازيگران شعر «در آستانه» شاملو را به مخاطبان دیکته می‌گویند. بعد از این بخش به تماشاچیان چشم بند داده می شود و صدایی پخش می شود که می گوید:«مسافرین محترم به انتهای مسیر رسیده ایم لطفا چشم بندهای خود را ببندید».

پرفورمرها با هدلایت در گوشِ مخاطبان شعر را از ابتدا تا انتها می خوانند و سپس صدای ناقوس پخش می شود؛ هرکدام از پرفورمرها شروع به خواندن یک قطعه نمایشی می‌کند، صداها بالا و بالاتر می رود و در هم تنیده می شود و سپس با صدای بلندی قطع می شود و کسی می گوید: «غلغله آن سوی در زاده توهم توست».

همین‌طور که چشمان تماشاچی بسته است، به او مقداری کافور و قهوه برای بوییدن داده می شود و بعد تکه ای یخ در دستانش قرار می گیرد و سپس یک تلخی به همراه عسل و آب داده می شود که تمام این ها را می توان نمادهایی از تمامِ زندگی و تمامِ مرگ دانست.

در نهایت ما شاهد حرکت فرمي از بازیگری هستیم که حالتی شبیه تولد نوزاد به خود می گیرد و با صدای یک کودک که پخش می شود، او نیز متولد می شود و تاریخ تولدش را اعلام می کند. سپس اسامی خوانده می شود و هرکدام از بازیگران تاریخ تولد، تاریخ مرگ وعلت مرگ‌شان را بیان می‌کنند . در بین بازیگران نام مخاطبان نیز خوانده می شود و تحت تاثیر فضای ایجاد شده، آن ها نیز تاریخ تولد، تاریخ مرگ و علت مرگ‌شان را ذکر می کنند.

پرفورمنس «در آستانه» به شکلی تازه و با توسل به شعر شاملو، به مرگ پرداخته است. این اثر با توجه به تکرارهای مداوم، ممکن است در ابتدا کمی کسل کننده به نظر برسد اما در میانه اجرا، مخاطب به خوبی با آن ارتباط برقرار می کند و از آنجایی که دستِ مخاطب برای انجام اکت در این پرفورمنس باز است، او ارتباط خوبی با کار برقرار می کند. ایده اصلی اجرا که مواجهه با مرگ است، توانسته تعاملی جدی با مخاطب به وجود بیاورد.

با علیرضا حمیدین، طراح و کارگردان «در آستانه» به‌گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می خوانید:

کمی از ایده اجرایی کار بگویید.

من حدود پنج سال پیش این کار را سر کلاسِ آقای پیام دهکردی اجرا کردم؛ البته با شکل و شمایلی بسیار متفاوت‌تر از آنچه شما دیدید. آن زمان قرار بود آقای دهکردی، کارگردانی این اجرا را بپذیرند که بنا به دلایلی این اتفاق نیفتاد و این ایده به صورت خام در ذهن من ماند. در بهمن سال گذشته کار را بازنویسی کردم و نزدیک به 6 ماه به صورت جدی تمرین کردیم. در ایده ابتدایی، استفاده از موسیقی به این شکل نبود اما در اجرای پرفورمنس ما در چندین پارت موسیقی داریم که تاثیر خوبی بر فضای اجرا گذاشته است.

در طول این15 اجرایی که داشتید، مخاطب تا چه اندازه با کار همراه شد؟

جالب است بگویم که مخاطب در واقع صد در صد همکاری می کرد. زمان دیکته انتظار داشتم خنده و شوخی پیش بیاید و با این ماجرا پیش از اجرای نمایش کنار آمده بودیم اما مخاطبان دیکته نوشتند و تنها یک نفر نقاشی کشید. وقتی بازیگران به مخاطبان چشم بند دادند، تنها یک یا دو نفر بودند که چشم بندها را نزدند. در طول شب های اجرا، اتفاقات جالبی از سوی مخاطب افتاد. یک شب یکی از تماشاچیان شعر را با آواز خواند. در کل باید بگویم که هیچ کس اجرا را ترک نکرد و در پایان بسیاری از تماشاچیان به من گفتند که تحت تاثیر قرار گرفته اند و این برای من اتفاق بسیار خوبی بود. همان اندازه ای که ما اجازه داریم در آن دخل و تصرف کنیم، تماشاگر هم اجازه این کار را دارد. در میانه کار به تماشاچی گفته می شود: «مسافرین محترم ما به میانه مسیر رسیده ایم. می توانید چشم بند خود را بردارید». در این بخش تماشاچی اختیار دارد کاری که می خواهد را انجام دهد.

پرفورمنس «در آستانه» درام ندارد و همچنین ما به عنوان مخاطب، بیشتر می شنویم تا ببینیم. شما به عنوان طراح و کارگردان، این اجرا را در چه دسته‌ای از تئاتر قرار می دهید؟ آیا می توان گفت این یک اجرای تجربی است؟

تئاتر تجربی متعلق به جهان مدرن تئاتر است. این کار تئاتر نیست. اولین چیزی که تئاتر دارد، دیدن است اما در کار من بالای90درصد، دیدنی وجود ندارد. این پرفورمنس از دنیای تئاتر جدا می‌شود چرا که پرفورمنس در دنیای امروز، تلفیق هنرهای مختلف است. تلفیق هنر نمایش و ادبیات به مفهوم شعر نو و شعرخوانی است. فکر نمی کنم این پرفورمنس در حوزه تئاتر قرار گیرد. با توجه به اینکه کار دارای درام نیست پس تئاتر نیست. در واقع تلفیقی است از چند هنر.

چرا از بین اشعار شاملو «در آستانه» را انتخاب کردید؟

«در آستانه» از معدود شعرهای شاملو است که نه عاشقانه است نه سیاسی و جالب است که دراوج استفاده از صنایع ادبی، نه در زمره اشعار عامیانه او قرار می گیرد و نه یک شعر عاشقانه است. مهم‌ترین علت انتخاب این شعر برای من علاقه قلبی‌ام به شاملو و دغدغه ای که در خصوص مرگ داشتم بود. درونمایه اصلی «در آستانه» مرگ است. یکی دیگر از دلایل من برای کار روی شعر شاملو، شکلِ برخورد جامعه تئاتر امروز ما، با کار نو بود به این معنا که وقتی نیما، شاملو، اخوان و... شروع به سرایش شعر نو کردند، جامعه ادبی آن دوره، آن ها را نمی پذیرفت و بيشتر شاعران آن دوره به دلیل چنین برخوردهايي دچار سرخوردگی شدند اما ایستادند و تلاش کردند؛ چنین حالتی در هنر نمایشی ما هم وجود دارد؛ یک سری ساختار شکنی‌ها در این هنر وجود دارد که به شدت از سمت بدنه سینما و تئاتر به آن‌ها تحميل می‌شود. شاید ما در دنیا با این ساختارشکنی ها موفق شویم اما در کشور خودمان به پستو رانده می شویم. بيشتر هنرمندانی که در پی ارائه یک داستان شسته و رفته نبودند،از سوی سینمای بدنه رانده شده‌اند اما این‌ها کسانی بودند که در جهان به آنان توجه می‌شد؛ مثل مرحوم عباس کیارستمی. اما در تئاتر وضیت بدتر است. تلاش می‌کنیم تئاترها به هرشکلی که هست مخاطب زیادی داشته باشند و در گیشه موفق شوند. یک شباهت‌هایی حس می‌کنم بین آدم هایی که در هنرهای نمایشی می خواهند کار جدید کنند و نمی توانند، با زمانی که آقای شاملو شعر نو می سرودند. متاسفانه انجام کارِ نو در کشور ما بسیار سخت شده است به خصوص در حیطه تئاتر. همه به دنبال اجراهای صحنه ای در تماشاخانه‌ها هستند و فروش، نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند و به معنای این است که مخاطب عام را پای گیشه بکشانیم. من فکر می کنم تاریخ در حال تکرار شدن است.

چطور شد که گالری را برای اجرا انتخاب کردید؟

من از ابتدا می دانستم لوکیشنی که قرار است در آن اجرا بروم، گالری است؛ چرا که جایِ پرفورمنس در گالری است و قرار نیست در سالن های تئاتر اجرا شود. گالری دارهای ما این چالش را قبول نمی کنند و احساس می‌کنند چیزی نیست که به آن عادت داشته باشند. شلوغ‌ترین زمان گالری ها، افتتاحیه ها و اختتامیه های آثار است که در آن هم به نظر نمی‌رسد جمعیت زیادی بیاید و به همین دليل است که گالری دارها عادت ندارند چند شب پی در پی، مردم برای دیدن یک پرفورمنس به گالری رجوع کنند. به اعتقاد من گالری دارها باید کمی شجاع تر عمل کنند. من برای یافتن گالری خيلي گشتم. بسیاری از گالری ها نمی دانستند پرفورمنس چیست و یک سری هم به طور کل پرفورمنس کار نمی کردند. راستش فکر نمی کردم وضعیت اینچنین باشد.

روی هم رفته چقدر از این اجرا راضی بودید و فکر می کنید به آن ایده اصلی که داشتید رسیدید یا خیر؟

روز اولی که کار را شروع کردم، فکر می کردم با توجه به دایره مخاطبی که داریم، شب های اول شلوغ می شود و بعد کم کم ریزش مخاطب داریم. چون کار آزاردهنده است و مساله مرگ به طور کلی چندان خوشایند نیست. فکر می‌کردم در روزهای آخر تماشاچی خیلی محدود باشد. اما ما در بيشتر شب ها بالای ظرفیت اجرا رفتیم؛ با ظرفیت 25 نفر ما در بعضی شب ها، 50 نفر مخاطب داشتیم. جالب است که هم مخاطب جوان داشتیم و هم مخاطبان کهنسال که آن‌ها خیلی کار را دوست داشتند. حس و حالی که شعر می‌دهد، منطبق است با حس و حالی که مخاطب در پرفورمنس تجربه‌اش می کند. چیزی که من می خواهم، اتفاقی است بین مرگ قطعی و زندگی قطعی. چیزی که شاید کمتر از ثانیه باشد اما در آن لحظه احساس های خاصی به سراغ آدم می‌آید. خیلی ها به ما قول هایی دادند که انجام نشد و تلاش‌هایی شد که ما این کار را اجرا نکنیم اما خوشبختانه کار با استقبال مخاطب روبه رو شد و من امیدوارم در تمدید اجرا هم همین اتفاق بیفتد.


منبع : قانون
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

کشف ۲ هزار گور در اطراف پارسه مقدس

ساسانیان دعانویسی را رونق دادند . داریوش دست به کار ساماندهی اسطوره‌ها شد

چرا روز جهانی مدارا؟

منظور از مدارای سیاسی امری است که بودنش می‌تواند جوامع مدنی را در نیل به اهداف غایی آزادی، برابری و عدالت اجتماعی در قالب دموکراسی یاری کند و نبودش می‌تواند جوامع را از همه آن ارزش‌های عالی سیاسی تهی کند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: مرزبانان ربوده شده

گروه «جیش العدل» که اخیرا ۱۲ مرزبان ایرانی را ربوده، فیلمی از ربوده شدگان منتشر کرده که آن ها نام شان را اعلام می کنند.

ویدیو: چین؛ افتتاح یک هتل پنج ستاره در یک معدن متروکه

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر