نتیجه‌ای یافت نشد.

انتخاب ترامپ چه تأثیری روی اقتصاد و صنعت جهان خواهد داشت؟

شناسه خبر: 91419 سرویس: جهان چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵, ۰۸ : ۱۲ : ۰۰
انتخاب ترامپ چه تأثیری روی اقتصاد و صنعت جهان خواهد داشت؟
در شروع یادآوری کنم که یک ارزیابی علمی دقیق از آنچه ممکن است متعاقب انتخاب آقای دونالد ترامپ به ریاست جمهوری امریکا برای اقتصاد یا صنعت در دنیا پیش آید هنوز زود است.
۵۵آنلاین :

در شروع یادآوری کنم که یک ارزیابی علمی دقیق از آنچه ممکن است متعاقب انتخاب آقای دونالد ترامپ به ریاست جمهوری امریکا برای اقتصاد یا صنعت در دنیا پیش آید هنوز زود است. اول اینکه ترامپ هنوز برنامه منسجم و با جزییات از آنچه گفته می‌خواهد انجام بدهد ارائه نداده است و معلوم نیست در کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت چه استراتژی را دنبال خواهد کرد. همکاران اقتصادی ایشان هم تا این لحظه به طور رسمی معرفی نشده‌اند و آنانی هم که اسمشان مطرح هست اکثراً از بزرگان وال‌استریت یا کمپانی‌های عظیم هستند و تا مغز استخوانشان با وضعیت گذشته سرمایه‌داری در امریکا عجینند. از همه مهم‌تر هنوز معلوم نیست که ترامپ تا چه حد به وعده‌ها و حرف‌های خودش وفادار بماند. آنچه مسلم است وی بسیاری از سیاست‌های موجود را ادامه نخواهد داد اما اینکه ایشان از برخی مواضع خود کوتاه خواهد آمد یا نه، مورد بحث است. این نوشته با این فرض حرکت می‌کند که ترامپ به اکثریت آنچه گفته کم و بیش عمل خواهد کرد و بیشترین تأثیر خود را هم در کوتاه مدت و میان مدت خواهد داشت.

  • ترامپیسم

ترامپیسم یک پدیده اقتصادی- سیاسی است که در آن اقتصاد موتور حرکت خود و سیاست است و موتور حرکت هردو هم ملی گرایی و پوپولیسم است. از این دیدگاه، رشد اقتصاد امریکا قرار است از طریق ساختش زیربناهای کشور با مشارکت بخش دولتی و خصوصی، برگرداندن سرمایه‌های سرگردان امریکا در دنیا از طریق کاهش مالیات بر کمپانی‌های بزرگ، افزایش تولیدات داخلی از طریق کاهش هزینه کارگاه‌های مولد، حفاظت اقتصاد امریکا از رقابت‌های «غیرمنصفانه» جهانی از طریق ایجاد مانع بر تجارت باز و بستن مرزهای کشور روی مهاجران خارجی در جست‌وجوی کار در امریکا تأمین شود. همه این اقدامات قرار است در راستای افزایش اشتغال، درامد، ثروت و سرمایه برای آمریکایی‌های «اصیل» یعنی سفیدپوست‌ها سازمان داده شوند و در نهایت رشد اقتصاد را بومی، قوی و بادوام کنند. به معنای دیگر، تکیه ترامپیسم روی ساختن یک اقتصاد سرمایه‌داری ملی خودکفای محافظت شده از «خارجی‌ها» برای سفیدپوستان و سرمایه داران امریکا خواهد بود.

ترامپ درون نگر و ملی گراست و اعتقادی به سیاست اقتصادی نئولیبرالیسم، یعنی سیاست اقتصادی افسارگسیخته بازار بدون کنترل و تجارت خارجی کاملاً باز، ندارد و طرفداران او عمدتاً آمریکایی‌های سفیدپوستی هستند که در این چند دهه گذشته بازنده بوده‌اند. شغل آن‌ها یا به وسیله سرمایه داران به خارج رفته یا در داخل از سوی مهاجران گرفته شده است. در همین حال درآمد آن‌ها دائماً کاهش داشته است و بدهی آن‌ها افزایش، اوبامای سیاه‌پوست و «ضعیف­النفس» هم به نژادپرستی آن‌ها بیش از پیش دامن زده است. اکثریت آن‌ها فکر می‌کنند اوباما امریکا را کوچک و تحقیر کرده است. آن‌ها از وضعیت موجود بسیار ناراضی هستند و می‌خواهند آن را تا جای ممکن به وسیله ترامپ عوض کنند.

ترامپ هم قول داده است که شغل‌ها را برگرداند به کشور، جلوی مهاجران را بگیرد و از آن مهم‌تر وارد دعوای تجاری با چین و چند کشور دیگر طرف معامله امریکا شود.

 ترامپ اعتقاد دارد تجارت آزاد و روند تجاری منطقه‌ای به ضرر آمریکاست و فکر می‌کند برخی کشورها از جمله چین، ژاپن و کره جنوبی به امریکا اجحاف تجاری کرده‌اند؛ اما ترامپ نمی‌خواهد که این «تحقیر سیاسی» یا «اجحاف تجاری» علیه امریکا، که در زمان اوباما اتفاق افتاده است، با زور نظامی جبران شود. برعکس، ترامپ می‌خواهد امریکا دوباره آقای اقتصاد دنیا شود و برای رسیدن به این منظور هر کاری را مجاز خواهد دانست. محافظت شدید از بازار داخلی، تحمیل هزینه‌های نظامی به متحدان برای مدیریت جهانی و فروش وسیع سلاح به هر کشوری که سلاح بخواهد یا امریکا بتواند خریدن سلاح را به آن کشور تحمیل کند، از برنامه‌های اقتصادی ترامپ خواهد بود. هم اکنون ترامپ می‌گوید آلمان، ژاپن و کره جنوبی باید هزینه امریکا برای نگهداری نیروهای نظامی خود در آن کشورها را بپردازند وگرنه امریکا آن‌ها را از زیر چتر حمایتی خود درخواهد آورد.

شاید بشود گفت مهم‌ترین اصل این فکر و سیاست اقتصادی و نقطه شروع آن مخالفت با روند جهانی شدن و مخالفت با تجارت و سرمایه گذاری جهانی آزاد است. ترامپیسم با تجارت آزاد و رقابت جهانی که از دید ایشان علیه امریکا عمل می‌کنند یا حداقل منصفانه نیستند مشکل اساسی دارد و علت این مشکل را هم در مدیریت اشتباه رهبران امریکا در مواجهه با روند جهانی شدن می‌داند. از دید ترامپ و متحدان او، این رهبران به اندازه کافی ملی نبوده یا نتوانسته‌اند در مذاکرات جهانی برای منافع اقتصادی امریکا نقش آفرینی کنند. آن‌ها گاه دچار توهم «رهبری جهانی» شده و به قبول شرایطی تن داده‌اند که عمدتاً با منافع ملی و اقتصادی امریکا در ضدیت هستند. این فکر همچنین منعکس کننده روند جدیدی در اقتصاد سیاسی دنیاست که با نئولیبرالیسم اقتصادی افسارگسیخته‌ای که کمپانی‌های فراملیتی، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول از آن حمایت می‌کنند در تضاد است. بریکس هم یک نمونه دیگر از این روند جدید است.

باید توجه داشت که در نهایت خود این دیدگاه به سیستم نئومرکانتالیسم (تجارت گرایی نو) در اقتصاد و یونیلاتریسم (یک طرفه گرایی) در سیاست می‌رسد که در چارچوب آن‌ها تصمیمات و مبادلات اقتصادی و سیاسی باید به طور یک طرفه از سوی امریکا گرفته شود و به سود امریکا هم تمام شود؛ به عبارت دیگر، فکر اقتصاد- سیاسی در امریکا (شاید هم در کشورهای بزرگ و قدرتمند سرمایه‌داری دیگر) به سوی یک سیستم «نو استعماری- نوتجاری» پیش خواهد رفت و فشار امریکا را بر بیشتر کشورهای دنیا برای کسب امتیازات اقتصادی بیش از پیش افزایش خواهد داد. در این مبارزه جهانی به رهبری امریکا، که فرمول اصلی آن برد-باخت خواهد بود، آن دسته از کشورها که نتوانند قدرت‌های سیاسی و نظامی پیشگیرانه ایجاد کنند، همچون در دوره استعماری، بازنده ترامپیسم خواهند بود.

از این دیدگاه، ترامپ در سیاست خارجی طرفدار ایده انزوا گرایی خارجی یا عدم مداخله در امور کشورهای دیگر است. ولی در همین حال از دخالت در امور دیگر کشورها، وقتی پای اقتصاد در میان باشد، ابایی نخواهد داشت. پس ترامپ وقتی از زور نظامی استفاده خواهد کرد که برای گرفتن امتیازات اقتصادی ضروری باشد؛ به عبارت دیگر، ترامپ طرفدار سیستم تجارت گری نو و زورمدار است. این سیستم که در دوران «کلنیالیسم» متداول بود، طرفدار تجارت آزاد یک طرفه است؛ یعنی ترامپ ضمن فشار کشورها برای باز کردن درب‌های خود بر روی تجارت امریکا، بازارهای امریکا را برای استفاده تجاری دیگران محدود خواهد کرد؛ به عبارت دیگر، به جای تغییر رژیم ترامپ به دنبال تغییر مناسبات اقتصاد بین‌الملل به نفع امریکا خواهد بود. این امپریالیسم جدیدی است که ترامپ موجب رشد آن خواهد شد و احتمالاً اروپا را هم به دنباله روی خود مجبور می‌کند. جنگ سرد اقتصادی بین‌المللی، حتماً در دستور کار ترامپ قرار خواهد گرفت و لبه تیز این درگیری هم به سوی چین خواهد بود؛ جنگی که می‌تواند همه اقتصادهای بزرگ دنیا را به مخاطره بیندازد. شاید هم همچون دوره‌های قبل از دو جنگ جهانی، ترامپیسم در نهایت خود به مبارزه «بین امپریالیستی» و جنگ اقتصادی فلج کننده برای اقتصاد دنیا، از جمله خود امریکا، منتهی شود. آنچه مسلم است این است که این جنگ در جهت منافع توده‌های آمریکایی نخواهد بود و هدف ترامپ و همکارانش هم بیشتر توزیع ثروت دوباره در سطح دنیا به سود امپریالیست‌های آمریکاست. در واقع این تفکر که می‌گوید می‌خواهد امریکا و آمریکاییان را از شر خارجیان درامان بدارد در ذات خودش هم نژادپرستانه و هم عوام‌فریبانه است چون استثمار داخلی را نه تنها پذیراست بلکه آن را در جهت استعمار نو جدید سازمان داده و تشدید هم خواهد کرد. با وجود اینکه ترامپ سنگ افزایش فقر را در دستمزدها را که به همراه بیکاری، عامل اصلی فقر است، افزایش بدهد.

بازنده‌ها و برنده‌ها

اقتصاد امریکا کماکان اقتصاد برتر دنیاست و تأثیرش روی بقیه اقتصادها و اقتصاد جهانی در مجموع بسیار بالاست. از این دیدگاه می‌شود آنچه درباره اقتصاد امریکا خواهم گفت را با محدودیت‌هایی به اقتصاد جهان هم بسط داد. در این بخش سعی خواهم کرد به اجمال برنده‌ها و بازنده‌های ترامپیسم در اقتصاد امریکا و به تبع آن در جهان، را، با توجه به آنچه در بالا آمده است، پیش‌بینی کنم.

ترامپیسم سه اثر عام بر اقتصاد دنیا خواهد داشت. اول، ترامپیسم باعث کاهش رشد تجارت خارجی خواهد شد و این امر در تحلیل نهایی و به دلیل کاهش سرمایه گذاری و تشکیل سرمایه ثابت و تأثیر منفی بر توسعه تکنولوژی باعث افت بهره‌وری در امریکا و جهان خواهد شد. دوم، ترامپیسم هم اکنون باعث ایجاد عدم اعتماد و فضای نامطمئن در اقتصاد جهان شده است. در میان مدت، ممکن است این فضای ضد کار و کسب باعث کاهش سرمایه گذاری خارجی در حد غیرقابل قبولی بشود. این امر همچنین می‌تواند باعث کاهش درآمدها و کاهش مصرف و بالاخره کاهش هرچه بیشتر تولید جهانی بشود. سوم، در چنین فضای ناامنی، بخش پولی دنیا، بانک‌ها، حتماً با احتیاط بیشتری پول وارد بازارها خواهند کرد. این انقباض پولی می‌تواند باعث افزایش نرخ دلار و بهره وام، کاهش سرمایه گذاری و بالاخره رکود اقتصادی شود. در اینجا بزرگ‌ترین عامل وضعیت غیرقابل پیش‌بینی است که ترامپیسم ایجاد کرده است. در کوتاه مدت این پدیده مخرب بوده ولی وضعیت در میان مدت هم ممکن است خیلی واضح نباشد. در درازمدت هم که به قول امریکایی‌ها همه مرده‌اند.

سیاست اقتصادی ترامپ کمکی به رشد اقتصادی در امریکا کرد. در دو سال آینده اقتصاد امریکا در حدود ۲ تا 5/2 درصد رشد خواهد کرد. شاید هم تا ۲۰۱۸ یک بحران اقتصادی جدید و رکود شدید هم دامن‌گیر این اقتصاد بشود مشکل اقتصاد امریکا کمبود سرمایه نیست و برگشتن سرمایه‌های سرگردان امریکا در دنیا برای این کشور کمکی نخواهد بود. علاوه بر این علت عدم سرمایه گذاری در امریکا بالا بودن مالیات هم نیست که با پایین آمدن آن زیاد شود. مشکل ساختاری است.

در امریکا وال‌استریت زالوصفتانه دارد همه امکانات اقتصادی کشور را می‌بلعد و به بیراه فاینانس می‌برد. تیم اقتصادی ترامپ را هم همین زالوها تشکیل خواهند داد. این‌ها همان یک درصد در مقابل ۹۹ درصد هستند در امریکا وال‌استریت و نهمین استریت (خیابان مردم) حاکم است و در دوره ترامپ حاکم تر هم خواهد شد. توزیع درآمد و ثروت هم بالطبع حتماً بدتر از پیش می‌شود در این رابطه سیاست مالیاتی طرفدار- ثروت ترامپ (کاهش به ۱۵ درصد از ۳۷ درصد فعلی) بیشترین تأثیر را برای پر کردن بیشتر جیب سرمایه‌داران خواهد داشت.

در صورت اجرای بخشی از قول‌های خود درباره تجارت امریکا با دنیا، ترامپ قطعاً باعث فروپاشی مناسبات اقتصاد بین‌المللی خواهد شد. ایشان نه تنها می‌خواهد یک دیوار بین امریکا و مکزیک بسازد که جلوی انسان‌ها را بگیرد بلکه می‌خواهد دیوار دیگری هم بین امریکا و دنیا برپا کند که جلوی کالاها را نیز بگیرد. در واقع افزایش فشارهای حفاظتی تجاری امریکا چین و دیگران را مجبور به مقابله به‌مثل می‌کند و این باعث سقوط سیستم‌های تجاری جهانی و رکود اقتصادی، تورم بالا، افزایش نرخ بهره و بالاخره سقوط بیشتر سرمایه گذاری می‌شود. این روند رشد اقتصاد امریکا و جهان را به شدت کاهش خواهد داد و نه فقط دادوستدهای تجاری ضربه می‌بینند بلکه بیکاری جهانی هم افزایش می‌یابد. نتیجه این روند برای توده‌های کارگری فقر بیشتر خواهد بود. پس بزرگ‌ترین بازنده ترامپیسم توده‌های فقیر امریکا و جهان هستند. آن‌ها باید کماکان در جهت ثروت اندوزی نخبگان اقتصادی و حامیان فاسد سیاسی‌شان استثمار و استعمار شوند. این نیروها به همراه طبقات متوسط کمترین شانس را برای بهبودی وضع خراب یا در حال خراب شدن زندگی اقتصادی خود دارند. وضعیت برای فعالیت‌های مختلف اقتصادی بسیار متفاوت خواهد بود.

  1. صنایع نظامی و فعالیت‌های جنبی این صنعت: ترامپ بدون شک پول زیادی را در این صنعت خرج خواهد کرد تا قدرت نظامی امریکا را بیش از پیش افزایش دهد. برای پیشبرد سیاست نئومر کانتالیسم و نئو­لنیالیسم خود ترامپ به یک قدرت نظامی چالش ناپذیر نیاز خواهد داشت صنایع نظامی یکی از بزرگ‌ترین برندهای ترامپیسم خواهند بود.
  2. نفت و گاز زغال سنگ: ترامپ سرمایه گذاری در این فعالیت‌ها را با دادن یارانه‌ها و کاهش قوانین محیط زیستی تشویق خواهد کرد. سرمایه گذاری در سیستم‌های انتقال گاز و نفت بسیار بالا خواهد بود. استخراج و استفاده از زغال سنگ هم قرار است جان تازه‌ای بگیرد. انتظار می‌رود این فعالیت‌ها باعث تقویت خودکفایی امریکا در انرژی بشوند. چنین سیاستی حتماً اوپک را به مخاطره می‌اندازد و به کاهش بیش از پیش قیمت‌های نفت منتهی می‌شود. در همین حال ترامپ سوبسید را برای فعالیت‌های مربوط به انرژی تجدید پذیر کم خواهد کرد و باعث عقب ماندگی تکنیکی امریکا در این فعالیت‌ها می‌شود. کمپانی‌های نفتی برنده اصل، در این بخش خواهند بود.
  3. زیربناهای فیزیکی حمل‌ونقل، ساختمان و صنایع ابزارسازی: دولت ترامپ قرار است حدود یک تريليون دلار در بخش زیربناها سرمایه گذاری کند و بخش خصوصی نیز به همراه بخش دولتی در جهت احیای زیربناهای موجود و گسترش زیربناهای جدید تشویق و تجهیز کند. صنایع فولاد، سیمان و...، انتظار رشد بالایی را دارند. هدف ترامپ در این رابطه ایجاد کار و اثرگذاری روی بقیه بخش‌های اقتصادی است. عموماً این بخش‌ها بیشترین ارتباط را با سایر بخش‌های اقتصادی دارند.
  4. بانک‌ها: دولت ترامپ در نهایت دولت وال‌استریت است و بانک‌ها نبض این جریان هستند. هم اکنون بهره وام بانکی کمی بالا رفته و انتظار می‌رود که بانک‌ها بدون توجه به سیاست پولی فدرال رزرو سیاست پولی خودشان را دنبال کنند. درواقع هم اکنون کنترل بانک‌ها بر اقتصاد به حدی است که تغییرات بهره از سوی بانک مرکزی امریکا تغییر چندانی در بهره درخواستی بانک‌ها نمی‌دهد. این پدیده جدید نشان می‌دهد در آینده نه چندان دور، بانک مرکزی و دولت به تبع آن قدرت مدیریت پولی خود را تا حد زیادی از دست خواهند داد. ترامپیسم این روند را تشدید می‌کند و برای مدیریت پولی جهان، به خصوص برای صندوق بین‌المللی پول، مشکلات عدیده‌ایجاد خواهد کرد. بانک‌ها همچنین خود را برای وام‌هایی که دولت ترامپ از آن‌ها برای مخارج برنامه‌های خود درخواست خواهد کرد آماده می‌کنند.

دولت امریکا هم اکنون بیش از ۲۰ تریلیون دلار بدهی دارد و انتظار می‌رود این رقم طی چند سال آینده به مرز ۳۰ تریلیون دلار برسد. بیچاره نسل‌های آتی امریکایی‌ها!

  1.  پتروشیمی و داروسازی: این فعالیت‌ها هم قرار است از ترامپیسم سود ببرند، مخصوصاً صنایع داروسازی که قرار بود از نظر قیمت گذاری تحت کنترل دولت دربیایند. اصولاً ترامپ مخالف ایجاد قوانین «دست و پاگیر» برای سرمایه داران آمریکاست و قرار است آن‌ها را از «زنجیر» این قوانین آزاد کند. کمپانی‌های دارویی بیشترین سود را در این رابطه خواهند برد. این در حالی است که بخش سلامت که در سال‌های اخیر، به همراه آموزش بیشترین رشد را داشته است (و بیشترین شغل را هم ایجاد کرده است) قرار است دچار رکود شود. ترامپ قول داده است بیمه بهداشت اوباما را منحل و آن را با سیستمی که هنوز شکل نگرفته جانشین کند.
  2.  تکنولوژی اطلاعات، مخابرات و شرکت‌های های­تک: این بخش نگران ‌ترامپیسم است و دل خوشی هم از ترامپ ندارد صاحبان این صنایع از کلینتون حمایت باز کردند و اکثر سرمایه داران این بخش مخالف ترامپ بودند و کماکان هستند. دولت اوباما سیاست حمایتی جدیدی را در رابطه با تکنولوژی در همه زمینه‌ها تدوین کرده و اجرا می‌کرد و دولت احتمالی کلینتون قرار بود آن را ادامه دهد. به نظر می‌رسد دولت ترامپ این سیاست را ادامه ندهد و حتی ممکن است باعث تضعیف کمپانی‌های تکنولوژی هم بشود. بزرگ‌ترین دلیل این تضعیف احتمالی سیاست ضد مهاجرت ترامپ است. شرکت‌های تکنولوژی در امریکا شدیداً به دانشمندان و تکنسین‌های ماهر در دنیا از جمله هند نیاز دارند. ترامپ گفته است سیاست ویزای کار را بازنگری کرده و اجازه نخواهد داد خارجی‌ها شغل امریکایی‌ها را غصب کنند. این در حالی است که بیشترین نیروی کار ماهر در این بخش خارجی هستند و امریکایی‌ها نمی‌توانند در همه موارد جای خالی آن‌ها را پر کنند. وابستگی کمپانی‌های تکنولوژی به نیروی کار ماهر خارجی بسیار بالاست و کاهش ویزا برای این نیرو کشنده خواهد بود.
  3.  تجارت بین‌المللی و خرد: این بخش در مجموع بازنده ترامپیسم خواهد بود. ترامپ مخالف تجارت آزاد است و می‌خواهد تجارت خارجی امریکا را تا حد ممکن از طریق افزایش مالیات بر واردات (تعرفه گمرکی) محافظت کند. این سیاست علیه همه شرکت‌هایی خواهد بود که در صادرات و واردات فعال هستند. ترامپ همچنین قول داده است قراردادهای تجاری امریکا را مورد تجدید نظر قرار دهد. نفتا (مکزیکو– کانادا و امریکا) یکی از این قراردادهاست. ترامپ ادعا دارد این قرارداد به نفع امریکا نیست و در چارچوب آن کار و صنعت امریکا از سوی مکزیکی‌ها دزدیده شده‌اند. قرارداد تجاری منطقه اقیانوس آرام (تی­پی­پی) هم قرارداد دیگری است که ترامپ فکر می‌کند چین، ژاپن، کره جنوبی و حتی مالزی از آن علیه امریکا استفاده می‌کنند. تجدید مذاکره این قراردادها آسان نخواهد بود و هر تغییری در آن‌ها باعث عدم ثبات در تجارت بین این کشورها خواهد شد.
  4. خودروسازی و حمل‌ونقل هوایی: فشار بر تجارت خارجی به طور مستقیم روی شرکت‌های هواپیمایی اثر منفی خواهد داشت. بخش عمده درآمد این بخش از حمل‌ونقل هوایی کالا عاید می‌شود و هر نوع کاهشی در تجارت خارجی می‌تواند این شرکت‌ها را به ورشکستگی بکشاند خودروسازی هم در وضعیت برزخی قرار دارد. از یک طرف افزایش سرمایه گذاری روی زیربناهای حمل و نقل به این صنعت کمک می‌کند. از طرف دیگر فشار برای تولید در داخل و افزایش تعرفه‌های گمرکی باعث زیان آن‌ها می‌شود ترامپ مخصوصاً منتقد کمپانی‌های آمریکایی بود که اتومبیل‌های خود را در مکزیک می‌سازند از همه آن‌ها فورد بیشتر مورد اتهام ترامپ بود.

منبع : مجله ی تجارت فردا
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

فروش طلای آب شده تخلف است

دبیر هیئت مدیره اتحادیه طلا و جواهر تهران گفت: خرید و فروش طلای آب شده به جزء برای واحد‌های صنفی، تخلف است و با واحد‌های متخلف برخورد خواهد شد.

تابستان سخت در انتظار اجاره‌نشین‌ها

عقبایی گفت: بازار اجاره امسال به دلیل از بین رفتن قدرت خرید در بین خریداران مسکن، بسیار نگران‌کننده‌ خواهد بود.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: روستایی که محو شده!

روستایی که محو شده! روستای "چم حسین" تنگ تیر که تا پیش از سیل در شهرستان چگنی قرار داشت، در حال حاضر وجود خارجی ندارد و با آب یکسان شده است.

ویدیو: مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش

مکالمه تلفنی یک کودک ۶ ساله اصفهانی با اورژانس و درخواست کمک برای نجات مادرش به جز تلخی دلهره و تنهایی یک کودک و زبان شیرین و شیوا و هوش بالای او ؛ ضرورت آموزش کودکان عنصر کلیدی در این ویدیوست.

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر