نتیجه‌ای یافت نشد.

افسانه غولِ دروازه ، درباره دروازه بان ۱۵۰ کیلویی

شناسه خبر: 166061 سرویس: توسعه ، جهان ، ورزشی ، گوناگون پنجشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۸, ۳۵ : ۱۴ : ۰۰
افسانه غولِ دروازه ، درباره دروازه بان ۱۵۰ کیلویی
دروازه‌بان‌ها معمولا کاراکترهای ویژه‌ای دارند. با بقیه بازیکنان متفاوت هستند. اما یک دروازه‌بان ۱۵۰ کیلویی قطعا آدم متفاوت‌تری است.
۵۵آنلاین :

 

 

 

ویل شارپ، نویسنده گاردین: برخی از بازیکنان از نظر اندازه، قامت، ابعاد و در مجموع هیکل، غول و بزرگ محسوب می‌شوند و برخی دیگر نیز از نظر شخصیتی غول به حساب می‌آیند. دسته دوم از شخصیتی جذاب بهره می‌برند و ماهیتی بی‌نظیر و غیر‌قابل تقلید دارند. «ویلیام فتی فولک»؛ دروازه‌بانی که در کنار فعالیت در حرفه «کریکت»، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به یک اسطوره تبدیل شد و هیچکس شبیه‌اش نبود؛ چه از لحاظ اندازه و چه از لحاظ روحیه. او شخصیتی بی‌همتا بود و میراثی را از خود بر جای گذاشت که کمتر بازیکنی از هم‌دوره‌ای‌هایش می‌توانند با آن برابری کنند.

«ویلیام هنری فولک»، ملقب به «ویلیامِ چاق» با ۱۹۳ سانتی‌متر قد و ۱۵۰ کیلوگرم وزن، ابتدا از دروازه تیم محلی‌اش محافظت می‌کرد؛ تیمی به نام «بلکول ماینرز ولفر» که اکنون منحل شده است. در اواسط دهه ۱۸۹۰ میلادی بود که ویلیام توسط استعدادیابان دیده و به جنوب فرستاده شد تا با تیم نوپا و تازه ظهور «شفیلد یونایتد» پای میز مذاکره بنشیند. در ۲۰ دسامبر ۱۹۸۳ نشریه معتبر «تلگراف» در مقاله‌ای مفصل به این استعداد پرداخت و او را بازمانده‌ای از دوران گلادیاتورها خواند و ویلیام را ستاره آینده شفیلد لقب داد. چندی بعد فولک در سال ۱۹۸۴ با قراردادی به ارزش ۲۰ پوند به شفیلد پیوست، یعنی درست تنها پنج سال پس از تاسیس باشگاه و خیلی زود پیش‌بینی تلگراف درست از آب درآمد و هنری به یکی از اولین قهرمانان این باشگاه فوتبال تبدیل شد.

او در اول سپتامبر ۱۹۸۴ اولین بازی خود را برای شفیلد انجام داد و به حدی خوش درخشید که موفق شد دروازه‌بان نخست تیم را به نیمکت بدوزد. حضور او در درون دروازه به مرور به یکی از نگرانی‌های مهاجمین حریف تبدیل شد و چندی بعد نشریه «ساندِی» در صفحه ورزشی خود درباره او اینگونه نوشت: «تصور کنید تمام موانع را پشت سر بگذارید و بعد از صرف انرژی فراوان، به یک دیوار قطور و بلند برسید، دیواری که عبور از آن غیر‌ممکن به نظر می‌رسد. او قسمتی از یک کوه بزرگ است که نه می‌توان آن را از بین برد و نه می‌توان از آن عبور کرد. آیا می‌توانید در مواجهه با چنین مانعی روی پای خود بایستید؟ این وضعیتی‌ست که مهاجمین حریف در مواجهه با ویلیام هنری فولک به آن دچار می‌شوند؛ خشک‌شان می‌زند، عقل از سرشان می‌پرد و نمی‌دانند که باید چه کاری انجام دهند! منظره مقابل دیدگان هواداران شفیلد در پشت دروازه خودی و تماشای حیرت رقبا، تصویری‌ست که نمی‌توان روی آن قیمت گذاشت.

همین درخشش‌های مداوم باعث شد که دستمزد ویلیام به ۳ پوند در هفته افزایش یابد، ضمن اینکه او در توافقی با مسئولان باشگاه به ازای کسب پیروزی خارج از خانه ۵۰ پنی و به ازای کسب هر پیروزی خانگی و تساوی در بازی‌های خارج از خانه، ۵ پنی پاداش دریافت می‌کرد. بر اساس اسناد موجود در باشگاه شفیلد، درآمد ویلیام با این پاداش‌ها به ۵ پوند در هفته می‌رسید و این در حالی بود که درآمد هفتگی یک کارگر در آن زمان یک پوند و درآمد هفتگی یک نیروی متخصص ۲,۵ پوند بود.

فولک در ۴ فصل بعد تنها حضور در ۳ مسابقه را از دست داد که آن نیز به تشخیص سرمربی تیم جهت استراحت بود. او یازده فصل از دروازه شفیلد محافظت کرد و در این مدت بالغ بر ۳۵۰ بار پیراهن این تیم را پوشید. در فصل ۹۷-۱۸۹۶، شفیلد به لطف درخشش هنری، نتایج بسیار خوبی را کسب کرد و بعد از تیم قدرتمند «آستون ویلا» (فاتح هر دو دوره قبلی لیگ) به مقام نایب‌قهرمانی دست یافت.

در همان فصل شفیلد تنها ۲۹بار دروازه خود را باز شده دید، آماری که پیش از آن هیچ تیمی موفق به ثبت آن نشده بود و به این ترتیب شفیلد عنوان بهترین خط دفاعی تاریخ ادوار لیگ را از آنِ خود کرد و فولک به خاطر خلق چنین افتخاری از سوی باشگاه مورد تقدیر قرار گرفت. او کارنامه خود را با قهرمانی در لیگ در سال ۱۸۹۸ و دو قهرمانی در جام حذفی در سال‌های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۲ و البته سه نایب قهرمانی دیگر، دو نایب قهرمانی در لیگ و یکی در جام حذفی، پربارتر کرد. حضور همه‌جانبه ویلیام در تیمی موفق مانند تیم وقتِ شفیلدیونایتد و افتخاراتی که به صورت فردی تصاحب کرد، باعث می‌شود که حتی نسل امروزی نیز به استعداد انکارناشدنی فولک اذعان کند و با نگاهی تحسین‌آمیز به دستاوردهایش بنگرد. در این بین داستان‌های جالب فراوانی درباره فولک نقل می‌شود که بدون شک مهم‌ترین آن به روحیه او و تحریک شدنش در آخرین فینالی که در جام حذفی به میدان رفت، بازمی‌گردد.

ماجرا از این قرار بود که شفیلدیونایتد در سال ۱۹۰۲ پس از برتری برابر تیم‌های «نورثهمپتون»، «بولتون»، «نیوکاسل» و «دربی» توانست به سومین فینال خود در جام حذفی در طول چهار سال راه پیدا کند. در دیدار نهایی آنها باید در ورزشگاه خانگی «کریستال پالاس» (میزبان رقابت‌های جام حذفی از سال ۱۸۹۵ تا سال ۱۹۱۴) به مصاف ساوتهمپتونی می‌رفتند که قصد داشت با بالا بردن جام قهرمانی در جام حذفی، شکست در فینال دو سال قبل برابر «بری» را فراموش کند. «آلف کامن»؛ مهاجم نوکِ شفیلد که بعدها به نخستین بازیکن هزار پوندیِ جهان فوتبال تبدیل شد، گل اول را برای شفیلد به ثمر رساند اما «هری وود» کاپیتان ساوتهمپتون دو دقیقه مانده به پایان بازی، کار را به تساوی کشاند. این گل دیرهنگام نه‌تنها بازی را به تساوی کشاند بلکه باعث نزاع میان هواداران شد، نزاعی که طی آن یک بازیکن به شدت خشمگین شد؛ بازیکنی که هیچکس دوست نداشت او را عصبانی ببیند؛ «ویلیام فولک»!

«وود» روی زمین نشسته بود و بند کفش‌هایش را سفت می‌کرد که توپ مسیرش را به سمت او تغییر داد؛ وود سریع روی پایش ایستاد، توپ را کنترل و سپس با یک ضربه دقیق و البته ناگهانی وارد دروازه فولک کرد. سنگربان شفیلدی‌ها ابتدا اصلاً نگرانی به خود راه نداد چراکه یقین داشت وود در شرایط آفساید توپ را تصاحب کرده و داور گل را مردود اعلام خواهد کرد اما ماجرا به هیچ عنوان مطابق تفکر ویلیم پیش نرفت و داور مسابقه پس از مشورت با کمک‌هایش، به این نتیجه رسید که توپ پس از برخورد به مدافعان شفیلد به هری رسیده و به همین دلیل گل کاپیتان ساوتهمپتون را سالم اعلام کرد.

به این ترتیب با اتمام بازی با نتیجه تساوی، تعیین سرنوشت تیم صعودکننده به فینال، به بازی تکراری کشیده شد. این اتفاق از نظر فولک یک بی‌عدالتی بود، یک بی‌عدالتی بزرگ و غیر‌قابل بخشش که مانع از قهرمانی او و هم‌تیمی‌هایش شده و بازی را به تساوی کشانده است. به همین دلیل نیز تصمیم گرفت تا زمانی که داور را به خوبی از احساسش آگاه نکرده، ورزشگاه را ترک نکند!

آنطور که در کتاب «مسابقه قرن: ۱۰۰ مسابقه خاطره‌انگیز» نوشته «دیوید بول» گفته می‌شود؛ فولک رختکن تیم را در جست‌وجوی جایگاه داوران ترک کرد، آن‌هم در حالی که هیچ لباسی برتن نداشت و این برهنگی مانعی برای عملی کردن تصمیمش نشد. داور مسابقه؛ «تی کرکهام» از ترس این غولِ برهنه درشت اندام، به کمدی فرار کرد و در آن مخفی شد و زمانی از مخفیگاهش خارج شد که مقامات فوتبال انگلیس توانسته بودند فولک را آرام کنند تا درِ کمد را از جا نکند! از شانس خوب کسانی که از نظر فولک قصد داشتند ساوتهمپتون را به قهرمان در جام حذفی برسانند. تیم شفیلد در بازی تکراری توانست با نتیجه ۲ بر یک از سد ساوتهمپتون بگذرد و فولک برای دومین بار جام قهرمانی را بالای سر برد. خوشبختانه «تی کرکهام» نیز که با شجاعت تمام مسابقه تکراری را نیز قضاوت کرده بود، به لطف پیروزی ساوتهمپتون توانست از خشم ویلیام در امان بماند و در آینده نیز بار دیگر قضاوت کند.

در مجموعه‌های منتشرشده و منابع آنلاین، ادعاهای زیادی درباره عادات فولک گفته شده است. در کتابی گفته شده که شعار معروف «چه کسی تمام کیک‌ها را خورد» که روی سکوها توسط هواداران شفیلدیونایتد سر داده می‌شد، مخاطبش کسی نبود جز بازیکن بزرگ و محبوب‌شان. ضمن اینکه داستان دیگری نیز درباره ویلیام وجود دارد؛ اینکه پیدایش و استخدام توپ‌جمع‌کن توسط باشگاه‌ها، یکی از اثرات حضور فولک در مستطیل سبز بوده! این یکی از داستان‌هایی‌ست که شنیدنش هر فوتبال‌دوستی را به وجد می‌آورد. فولک در سال ۱۹۰۵ شفیلد را با مبلغ ۵۰ پوند به مقصد چلسی ترک کرد و از همان ابتدا به عنوان کاپیتان و سنگربان نخست آبی‌پوشان لندنی انتخاب شد. آبی‌های لندنی هم برای آنکه توجهات را بیش از پیش به سوی ستاره تازه‌وارد خود جذب کنند، کاری شبیه به تبلیغات وسیع سیرک‌ها درباره عجیب‌الخلقه‌های خود‌ کردند و دو پسربچه کوچک را پشت دروازه‌شان قرار دادند تا در مورد بزرگی فولک اغراق کنند! آن دو که از خستگی حالتی درازکش داشتند اغلب از جایگاه خود خارج می‌شدند تا توپ‌ها را که حاصل ضربات سرگردان بودند به زمین برگردانند و از آنجا بود که مفهوم توپ‌جمع‌کن وارد فوتبال شد!

ضمن آنکه داستان‌های بسیار دیگری وجود دارد که بی‌نظیر بودن فولک را به خوبی به تصویر می‌کشد؛ درباره بزرگی او در زمان حضور درون دروازه، اینکه او مهاجمان حریف را از جا بلند می‌کرد و تکان می‌داد و ده‌ها داستان جالب و شنیدنی دیگر که در مورد هر کدام می‌توان ساعت‌ها به صحبت پرداخت. در نقل قولی گفته شده است که از او درباره القابی که هواداران درباره هیکلش به او نسبت می‌دهند سئوال پرسیدند و او در پاسخی خاطره‌انگیز گفت: «تا زمانی که برای نهار دیر صدایم نکنند برایم مهم نیست من را چه صدا می‌کنند.»

یکی دیگر از داستان‌های واقعی پیرامون خصوصیات فنی ویلیام، قدرت پرتاب دست او و البته مهارت بازی با پایش بود. اولین بار زمانی که لباس شفیلد را بر تن داشت در جدال برابر «آستون ویلا» یکی از مهاجمین تیم را در موقعیتی خوب دید و خیلی سریع با دست توپ را تا نیمه‌های زمین برای او پرتاب کرد! این پرتاب باعث تعجب همگان از جمله داور مسابقه شد چرا که تا پیش از آن هیچ دروازه‌بانی چنین حرکتی را انجام نداده بود و داور بازی دچار سردرگمی شد که آیا این حرکت مطابق قانون است یا خیر! ضمن اینکه او توانایی بالایی در بازی با پا داشت و به همین دلیل بارها پا به توپ می‌شد و حتی یک بار به صورت انفرادی با از پیش رو برداشتن چند بازیکن تا یک‌سوم دفاعی حریف نیز پیش رفت و برای مهاجمین خود پاس گل ارسال کرد.

«ویلیام هنری فولک»، مدت کوتاهی در غرب لندن ماند و سپس راهی باشگاه «برادفوردسیتی» شد و سرانجام نیز در سال ۱۹۰۷ کفش‌های خود را برای همیشه به دیوار آویخت. جالب اینکه او به پیراهن تیم ملی انگلیس نیز رسید اما این لباس را فقط و فقط یک بار بر تن کرد؛ تنها بازی ملی او در سال ۱۸۹۷ برابر تیم ملی ولز رقم خورد. جالب‌تر اینکه ویلیام در سال ۱۹۰۰ برای تیم «دربی شایر کانتی» در مسابقات کریکت هم به میدان رفت تا کارنامه‌ای شگفت‌انگیز از خود به جای بگذارد!

بد نیست بدانید که ویلیام روزهای آخر عمرش را مجدداً به محافظت از دروازه پرداخت اما این‌بار شخصیت منفیِ بازیِ «غول را شکست بده» در شهر بلکپول بود و در اواخر سال ۱۹۱۶ در ۴۲ سالگی به علت بیماری درگذشت و در قبرستانی در شفیلد به خاک سپرده شد.

در کنار بزرگانِ دیگری از تاریخ فوتبال، فولک به علت خصوصیات فیزیکی و البته مهارت دروازه‌بانی‌اش به محور اصلی بسیاری از داستان‌ها گاها اغراق‌آمیز تبدیل می‌شد، امری که در واقع نشان از بی‌بدیل بودن این اسطوره بود. حتی امروزه و با گذشت بیش از یک قرن از مرگ فولک، داستان‌ها و نقل‌قول‌های او هنوز یکی از سوژه‌های داغ محافل فوتبالی در شفیلد است، داستان‌هایی که مثل روز نخست زنده هستند و میراثش را بازگو می‌کنند، داستان‌هایی که ضمانت می‌دهند که دستاوردهای ویلیام در زمین مسابقه هرگز فراموش نخواهند شد.


منبع : سازندگی
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

علم‌ورزان در برابر عالمان

علم دارای دو هدف است: فهم جهان و کنترل آن. اِسنو به درستی درمی‌یابد پیشرفت علمی نیازمند سرمایه است و از این رو نوعی مسئله مرغ و تخم‌مرغ پیش‌روی کشورهای توسعه‌نیافته است

عادت به «خوردن » در مکان های عمومی

هر قوم و ملتی برای خود سبک و رفتاری دارد که معمولا با شیوه دیگران که در آن سوی مرزها هستند تفاوت های ظریفی دارد. محققان دانشگاهی، بسیار خوب می توانند با مشاهده این کنش ها به شناخت آن جامعه دست پیدا کنند. آنها با بررسی این رفتار، که در مکان های عمومی  از مردم سر می زند به نکته های ظریفی می رسند. هرکدام از آن حرکات، به مثابه مشترکات یک ملت هستند و می تواند سبک زندگی آن سرزمین را تعریف کند.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدیو: تظاهرات ضد «سگ خوری» در کره جنوبی

تظاهرات ضد «سگ خوری» در کره جنوبی تظاهرات صدها نفر از کره ای ها در سئول علیه کسانی که گوشت سگ می خورند نسل جدید نه تنها اعتقادی به خوردن گوشت سگ نداشته، بلکه سعی کرده اند تا این فرهنگ غلط را در کشور منسوخ کنند. طبق آمار سالیانه 1 میلیون سگ در کره جنوبی خورده می شود

ویدیو: سگ خوران و پرورش دهندگان سگ در کره جنوبی در پاسخ به جنبش ضد سگ خورها دست به تظاهرات

سگ خوران و پرورش دهندگان سگ در کره جنوبی در پاسخ به جنبش ضد سگ خورها دست به تظاهرات زدند سگ خوران با پخت گوشت سگ و پخش بروشور تبلیغاتی اعلام کردند کسانی که با خوردن گوشت سگ مخالفند، از مزایای این گوشت برای سلامتی انسان خبر ندارند. آنها این تظاهرات را در پاسخ به تظاهرات چند روز پیش گروههای مدافع حیوان و به خصوص سگ ها برپا کرده و نسبت به ضد سگ خورها اعتراض نمادین کردند.

خبرها

بیشتر

خبرهای دیگر