آربی اُوانسیان: در ایران رفتار با تئاتر ایرانی نیست

شناسه خبر: 116984 سرویس: کتاب و شهر کتاب ، اجتماعی ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۰:۳۶
آربی اُوانسیان: در ایران رفتار با تئاتر ایرانی نیست
«آرشیو‌ گرافیک کارگاه نمایش»
۵۵آنلاین :

 

 

علیرضا بخشی‌استوار: «کارگاه نمایش»، از سال‌های پایانی دهه ٤٠ که کارگاه نمایش دایر شد، فعالیت کرد و بعد چراغش خاموش شد، همیشه در هر گوشه‌ای که کسی قصد کرده به شکلی غربال‌شده تاریخ هنر ایران را بررسی کند، به این عنوان معتبر بر خورده است. عنوانی که با وجود فعالیت‌های محدود هنرمندانش در نزدیک به ١٠ سال، به ستونی می‌ماند که از بدنه تاریخ هنر ایران جدا‌کردنی نیست. در کارگاه نمایش برای نخستین بار مانیفست، بیانیه (هدف) یا عنوان دیگری در تمام بروشور‌ها و یا برگه‌هایی که به کارگاه تعلق دارد، درج می‌شود که در آن نوشته شده است: «کمک به نویسندگان، بازیگران، کارگردانان و طراحان برای خودآزمایی‌ها و تجربه‌هایی به دور از محدودیت‌های متداول حرفه نمایش». چهارمین رکن که در این «هدف کارگاه» درباره آن صحبت می‌شود، طراحی است. طراحی به‌معنای گسترده آن‌ که طراحی‌ گرافیک را نیز دربر می‌گیرد. موضوعی که به‌تازگی و با برپایی نمایشگاه «آرشیو‌ گرافیک کارگاه نمایش» در گالری طراحان آزاد ابعاد گسترده‌تری از اهمیت آن در کارگاه نمایش نمایان شده است. ابعادی که در حقیقت به‌عنوان تکه‌ای از یک پازل می‌تواند کمک بسیاری در شناخت یک کلیت از روند‌ گرافیک در هنر تجسمی ایران باشد. 
دوشنبه هشتم آبان و هم‌زمان با روزهای پایانی نمایشگاه «آرشیو ‌گرافیک کارگاه نمایش» که ششمین پروژه آرشیوی استودیو کارگاه علی بختیاری است، برخی از هنرمندان فعال در کارگاه نمایش مانند فریدون آو، آربی اُوانسیان، پرویز پورحسینی، محمد ژیان و... در کنار افرادی چون محمدرضا اصلانی، آتیلا پسیانی، حمید پورآذری و تنی چند از اهالی سرشناس تئاتر و هنرهای تجسمی در محل این گالری جمع شدند تا درباره طراحی، به‌ویژه ‌گرافیک در کارگاه نمایش صحبت کنند. 
تأثیر عملکرد کارگاهی در خلق پوسترهایی جسورانه
آریا کسایی، گردآورنده این نمایشگاه در ابتدای این نشست که بیشتر یک مباحثه جمعی بود، درباره اهمیت نوع فعالیت کارگاه نمایش در تولید اثر و نقش آن در تجربه‌گرایی در حوزه‌ گرافیک به ایراد سخن پرداخت. او پس از نمایش آثار تولید‌شده در کارگاه به‌صورت اسلاید و بررسی روند و سیر حرکتی این آثار گفت: «اگر بخواهیم تاریخ‌ گرافیک و هنر را در ایران مثل یک منظره‌ای بدانیم که با قطعات پازل ساخته می‌شود، کارگاه نمایش قطعا یکی از قطعات این پازل خواهد بود و بدون آن این منظره کامل نخواهد شد. به نظر من این درست نیست که تدوین تاریخ هنر در ایران تا این اندازه به اقتصاد هنر وابسته شده است. به‌ویژه امروز این ماجرا بیشتر به چشم می‌آید. درواقع نسبت ذکرشدن هر اثر در تاریخ هنر وابسته به قیمت آن محصول یا اثر هنری شده است، در‌صورتی‌که بسیاری از تولیدات و تجربیات تصویری که در سال‌های دهه ٤٠ در حوزه‌ گرافیک و تصویرسازی اتفاق افتاد، خیلی تجربی‌تر و پیشروتر از سایر رسانه‌ها در همان دوره تاریخی است. تاریخ تجسمی که امروز نوشته می‌شود، نباید تا این اندازه خود را به نقاشی و مجسمه‌سازی محدود کند. شاید شور بسیاری از هنرها مثل‌ گرافیک، طراحی، کاریکاتور و عکاسی به‌گونه‌ای باشد که بیشتر بتوانیم به‌صورت یک جریان پیوسته آن را در دل تاریخ هنر ایران بررسی کنیم و آدم‌ها را به شکل منطقی در ادامه هم ببینیم. یعنی نه می‌توانیم به‌واسطه اهمیت نقاشی در اقتصاد هنر ‌گرافیک را نادیده بگیریم، نه هیچ هنر دیگری را. نمایش، ‌گرافیک، نقاشی، طراحی و ... در یک بدنه و در شکلی به هم پیوسته تاریخ هنر را می‌سازند و جداکردن اینها از یکدیگر درست نیست».
او بعد از این بر تأثیر آثار ‌گرافیکی کارگاه نمایش بر جریان‌ گرافیک ایران گفت: «به چند دلیل نمی‌توانم بگویم کارگاه نمایش بر جریان ‌گرافیک ما تأثیرگذار است. یک اینکه جمع محدودی در این کارگاه حضور دارند و این جمع محدود در همان دوره هم به‌عنوان بخشی از جریان‌ گرافیک ایران شناخته نمی‌شد. در آن زمان جریان‌های مشخصی هستند که جریان اصلی‌ گرافیک ایران را تشکیل می‌دهند. مثل مجموعه‌ای از فعالیت‌های آقای مرتضی ممیز در زمینه نشر و آقای قباد شیوا به‌عنوان مدیر آتلیه ‌گرافیک تلویزیون ملی ایران، آقای مثقالی و گروهی که با او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار می‌کنند یا‌ گرافیک پاپ و عامیانه‌ای که ما در فضای پوسترهای فیلم‌فارسی در آن زمان می‌بینم. در آن جریان‌ها‌ گرافیک خود را به‌دست طراحان تثبیت می‌کند، ولی ما در کارگاه نمایش با مجموعه‌ای آثار طراحی‌ گرافیک روبه‌رو هستیم که هیچ‌کدام از آنها امضا ندارند. یعنی در آنها تجربه‌کردن هدف نهایی کارکردن است».
کسایی درباره نمایش دوباره این آثار و تأثیر آن بر فضای کنونی‌ گرافیک ایران نیز گفت: «دیدن این آثار بعد از شاید نزدیک به ٤٠ تا ٥٠ سال و اطلاع ما از یک واقعه تاریخی می‌تواند ما را به نسبت جایگاهمان واقع‌بین کند. وقتی ما اطلاعی از اتفاقی که رخ داده نداریم و امکان گردآوری، تدوین و تنظیم آن وجود نداشته یا تلاشی وجود نداشته، این باعث می‌شود مجموعه تجربیاتی از آدم‌هایی که در یک دوره اتفاق افتاده فراموش شود. وقتی ما می‌دانیم ٥٠سال پیش در بخشی از تاریخ‌ گرافیک ایران تجربیاتی صورت گرفته است، الان می‌توانیم به آن فکر کنیم که این تجربه می‌تواند به‌جای این‌که دوباره آن را تکرار کنیم در شکل دیگری ادامه پیدا کند و می‌تواند در تحلیل ما از وضعیت موجود و آینده تأثیرگذار باشد. شاید اتفاق مهمی که در کارگاه رخ می‌دهد، قرار‌دادن عنوان طراح به‌عنوان رکن چهارم تولید اثر در کارگاه است. به عقیده من بسیار هوشمندانه است که با این عنوان، طراحی دارد با نویسندگی، بازیگری و کارگردانی هم‌تراز می‌شود. این باعث می‌شود تجربیات نو به‌شکل گسترده‌ای در عالم ‌گرافیک رخ بدهد. این البته به‌واسطه رابطه این اجزا با یکدیگر هم هست و به‌طور‌حتم رابطه بین نویسنده، طراح، کارگردان، نقاش و ‌گرافیک به‌عنوان یک امر معمول در کارگاه نمایش و بده‌بستان بین این افراد راه را برای تجربه‌گرایی و جسارت می‌گشاید. 
پوسترهای کارگاه هیچ‌کدام امضا ندارد. در آن زمان طراح وقتی کار را شروع می‌کرد، می‌دانست کجا باید امضای خود را بگذارد. این تفاوت عمده‌ای را روشن می‌کند. کارگاه وقتی متوقف شد بقیه فضاها کار خود را ادامه دادند مثل کانون پرورشی و جریان مرتضی ممیز، این تداوم موجب تثبیت آن شد اما درباره کارگاه این‌گونه بود که توقف فعالیت کارگاه و بسته‌شدن آن موجب فراموشی‌ گرافیک کارگاه و طراحان آن هم شد؛ به‌گونه‌ای که سال‌ها این پوسترها مورد توجه قرار نگرفتند؛ اتفاق مشابهی که برای مجموعه‌های دیگری مثل پوسترهای باله و رقص و اپرا در تالار رودکی هم افتاد. توقف فعالیت این مراکز نباید باعث می‌شد طراحی‌ گرافیک آنها هم نادیده گرفته شود. 
در مجموعه موزه ‌گرافیک ایران تعداد کمی از پوسترهای کارگاه نمایش پوستری هست یا اگر هست عنوان خالق بسیاری از آن مشخص نیست یا به غلط ثبت شده است. شاید اگر به صورت منسجم‌تری این آرشیو جمع‌آوری می‌شد، می‌توانستیم چشم‌انداز بهتری نسبت به فعالیت‌های‌ گرافیکی کارگاه نمایش در تاریخ‌ گرافیک ایران داشته باشیم. 
جوابگوی خواست دلمان بودیم
آربی اُوانسیان، کارگردان سرشناس تئاتر، هم یکی دیگر از حاضران در این نشست بود که درباره نوع عملکرد کارگاه و نقش طراحان ‌گرافیک در آن سخن گفت. اُوانسیان گفت: «هنوز آثار‌ گرافیکی هستند که در این نمایشگاه از قلم افتاده و غایب هستند اما خوشبختانه قدم بزرگی برداشته شده که خود به خود گویای آن چیزی است که باید باشد. من به ذکر این جمله بسنده می‌کنم. افرادی که این آثار را خلق کرده‌اند، کار دلشان را انجام دادند و جوابگوی خواست دلشان بودند. آنها نه جوابگوی بازار بودند، نه سیاست و نه چیز دیگری. به‌همین‌دلیل است که این گوناگونی در تصویر و نوع عملکرد کنار هم معنا پیدا می‌کرد». کارگردان کارگاه نمایش گفت: «من می‌خواهم نام بیژن صفاری را ذکر کنم که حضورش بسیار مهم بود. او هم هنرشناس بود، هم نقاش و هم آرشیتکت اما مهم‌تر از هر چیزی به آزادی بیان علاقه داشت و حضورش در کارگاه نمایش و در روند حرکت آن در مسیر این دست از تجربه‌گرایی‌ها بسیار تأثیرگذار بود».
اُوانسیان درباره اهمیت جایگاه طراح در کارگاه نمایش گفت: «ترتیب جمله‌هایی را که در ابتدای بروشورهای کارگاه درج شده بود، من انتخاب کردم. در آن جمله آمده است: «کمک به نویسندگان، بازیگران، کارگردانان و طراحان برای خودآزمایی‌ها و تجربه‌هایی به دور از محدودیت‌های متداول حرفه نمایش». اگر نام نویسنده در ابتدا آمد برای این بود که کارگاه زاده رابطه با نویسنده بود. بعد این متن‌ها باید بازی می‌شدند و بازیگران اهمیت داشتند. ازسویی تربیت بازیگران برای ارتباط‌برقرارکردن با متن، بر عهده کارگردان‌ها بود و در نهایت کلمه طراح که در آن زمان کلمه نویی بود، درج شده بود. کلمه طراح آن زمان استفاده نمی‌شد. طراح برای من بیشتر شبیه دیزاین بود و زیر این عنوان هم جنبه تصویری و‌ گرافیک و دکور مطرح بود و هم طرح کلی. در واقع کلمه طراح که در نوبت چهارم آمده، کلمه وسیعی است. می‌تواند طراح صحنه، دکور یا هر چیز دیگری باشد».
او در تشریح این مسئله گفت: «اصولا در ایران تئاتر و رفتار با تئاتر از هر نظر، ایرانی نیست. عاریه گرفته شده و دگرگون شده است. اگر در ایران شعر فوق‌العاده وجود دارد یا موسیقی آن منحصر‌به‌فرد است، باید توجه داشت که همه هنرهایی فردی و خصوصی هستند اما هنرهای جمعی به دلایل گوناگون در ایران تکامل پیدا نکرده است. کارگاه محلی بود که می‌خواست این جنبه را نشان دهد. در هنر تئاتر مجرد معنی ندارد. آن زمان نقدهایی هم به ما بود اما منتقدان با الگوهایی که در دستشان بود سروکار داشتند و به این درهم‌تنیدگی میزانسن یک نمایش از پوستر، انتخاب محل اجرا و بازیگر گرفته تا دکور و انتخاب نمایش‌نامه و هماهنگی اینها با یکدیگر توجهی نداشتند و آن را درک نمی‌کردند».
اُوانسیان گفت: کارگاه محلی بود در شمایل یک لابراتوار که در یک دادوستد تلاش می‌شد میان همه اجزا هماهنگی ایجاد کند. شما اگر به بسیاری از طراحی‌های پوستر در کارگاه توجه کنید، بخش گسترده‌ای از آن گویای جهان خصوصی طراح یا حس برخاسته از نمایش‌نامه است و در برخی به شکل گسترده‌تر مفهوم کلی نمایشی را بیان می‌کند. اگر اتفاقی در حوزه‌ گرافیک کارگاه افتاده است، منفک از عملکرد کلی کارگاه نیست. افراد در کارگاه نمایش اجازه داشتند کنار هم باشند و بدون شک متناسب با این همنشینی روی هم تأثیر می‌گذاشتند، از هم الهام می‌گرفتند و مسلم است که این نگاه منجر به اتفاق اصیلی می‌شد که اصلا تقلید نبود. کارگاه نمایش یک محیط هماهنگ بود میان یک عده که با کارکردن و توجه به اثر دیگری به تجربه‌اندوزی و خلق پوستر دست می‌زدند و متوجه می‌شدند که می‌توان به‌عنوان مثال فلان اتفاق یا فلان کار را نیز در پوستر یک نمایش اجرا کرد. جریان پوستر در کارگاه یک جریان زنده بود و نفسش با همه تضاد‌ها و هماهنگی‌ها جاری است».
اُوانسیان درباره یکی دیگر از جنبه‌های مهم در شکل پوسترهای کارگاه نمایش نیز گفت: «پوسترها به دلیل اینکه پوستر برنامه‌های ادواری بود تنها می‌خواست اعلام کند که این نمایش اجرا می‌شود. یعنی بیشتر سندی از تولید و اجرای نمایش بود. اما نکته‌ای که هست این پوسترها در همان محیط و فضای کارگاه با قیمت بسیار اندکی برای افرادی که علاقه‌مند به جمع‌آوری آن بودند، فروخته می‌شد و بروشورها بودند که به صورت دقیق کار اطلاع‌رسانی را انجام می‌دادند. پوستر بیشتر مثل یک یادبود برای نمایشی بود که در کارگاه نمایش اجرا می‌شد. بسیاری از آثار کارگاه نمایش مثل پوستر ادوار آرشامیان برای نمایش «بازی بی‌حرف» ساموئل بکت، جزء آثاری بود که بارها تجدیدچاپ شد. چاپ‌های اول از ١٥٠ تا ٢٠٠ نسخه تجاوز نمی‌کرد؛ چون سیلک‌اسکرین بودند».
پوستر به اندازه دیگر ارکان یک تئاتر اهمیت دارد
فریدون آو، هنرمند سرشناس عرصه تجسمی و یکی از اعضای کارگاه نمایش، نیز در ادامه به ذکر تجربیاتی در حوزه کار گرافیک خود پرداخت و گفت: تحصیلات من هنرهای کاربردی برای تئاتر و بعد زیبایی‌شناسی فیلم بود که هر‌ دو آنها را نیز در آمریکا خوانده بودم. من متناسب با تحصیلاتم به فعالیت در کارگاه مشغول شدم و برای همین، از همان ابتدا هیچ فرقی بین پوستر، طراحی نور، صحنه لباس و دیگر اجزای تئاتر نمی‌دیدم. من اعتقاد داشتم اولین تماس هر مخاطب با پوستر است و پوستر دریچه‌ای است برای ورود او به جهان نمایش. در طراحی پوستر، اصولا اگر فلسفه‌ای در اثر بود، دنبال می‌شد تا بتوانم به یک دید کلی که به آن تئاتر وابسته بود، برسم. هر تئاتر دیدگاه مختلفی داشت و من هم باید دید مختلفی می‌داشتم و از همین منظرگاه بود که به عقیده من پوستر به میزان طراحی دکور، نور و ... از اهمیت برخوردار بود. 
او درباره تجربه‌های تصویری در پوسترهای کارگاه و استفاده از المان‌ها و نشانه‌های تصویری در آثارش نیز گفت: ما داشتیم در کارگاه نمایش تجربه می‌کردیم. در این تجربه هرکسی با یک دانسته‌ای در پس ذهنش می‌آید؛ اما در هنگام کار، کسی به آن فکر نمی‌کند که بر اساس کدام دانسته می‌خواهد فلان المان را به کار ببرد؛ در واقع در خلق این پوسترها نا‌خودآگاه همه‌چیز است و هیچ‌چیزی نیست. به همین سادگی که گاهی من برای خلق پوسترم به چیزی جز دستم که نزدیک‌ترین وسیله برای خلق اثر بود، فکر نکردم و آن را انتخاب کردم. 
این هنرمند نقاش درباره نحوه کار خود در جریان تولیدات کارگاهی در کارگاه نمایش نیز سخن گفت: من نمی‌دانستم برای چه کسی طرح می‌دهم و مهم هم نبود. من برای دلم کار می‌کردم. در همان ابتدا تنها برای طراحی تقویم سال و کارت تبریک سال نو و چیزهایی از این دست، استفاده می‌کردند؛ اما بعد‌تر وابستگی عمیق‌تری با شهرو خردمند، ایرج انور، آشور بانی‌پال‌بابلا که از دوستانم بود، پیدا کردم و باز از این افراد تنها سفارش می‌گرفتم و کار تحویل می‌دادم؛ اما باغ‌آلبالوي آربی اُوانسیان یک تجربه متفاوت بود؛ چراکه من باید در تمرین‌ها حضور پیدا می‌کردم و شاید تنها کارگردانی بود که من در جریان کار ‌گرافیکی خود برای طرح پوسترش، مجبور بودم این کار را در دل کارگاه تجربه کنم. من فکر نمی‌کنم تجربه‌گرایی در کارگاه نمایش به گروه ربط داشته باشد، بیشتر به روحیه کارگاهی ربط داشت. در غیر این ‌صورت، هنرمند برای خلق یک اثر از ناخودآگاه و دنیای خودش استفاده می‌کند».
 جسارت و صداقت ٢ بال کارگاه نمایش بودند
آتیلا پسیانی، بازیگر و کارگردان تئاتر، نیز یکی‌دیگر از افرادی بود که در جریان این نشست سخن گفت. او درباره تفاوت میان نگاه طراحان‌ گرافیک به پوستر در کارگاه نمایش و طراحان امروز، گفت: من معتقدم در طراحی‌ گرافیک جسارت هنری از دست نرفته، بلکه شکل آن عوض شده است. جسارت در گروه‌های جدید هم وجود دارد؛ اما به هزار‌و‌یک دلیل که همه می‌دانیم، شکل و شمایلش را تغییر داده است. 
او در ادامه گفت: برای جوان‌های آن سال‌ها این جسارت معنایی بسیار مهم داشت. جسارت و صداقت مثل دو بال پرنده‌ای بود که در کارگاه نمایش به پرواز درمی‌آمد. من به واسطه مادرم، زاییده یک سیستم دیگر تئاتری به نام فرهنگ و هنر بودم؛ اما دست‌پرورده یک سیستم دیگر به نام کارگاه نمایش شدم که اگر نگویم متضاد، کاملا با روند کارگاه نمایش مغایر بود. من این را با پوست و گوشتم لمس کردم که کارگاه نمایش چقدر امکانات را به شکل غیرمستقیم به هنرمند می‌داد تا از این صداقت و جسارت به‌طور غیرمستقیم استفاده کند.   


منبع : شرق
اشتراک گذاری

نظرات

دیدگاه‌های شما پس از تایید ناظر منتشر می‌شود.
متون غیرفارسی و پیام‌های حاوی توهین، تهمت یا افترا تایید نخواهد شد.

انصراف

دیدگاه 55

بیشتر

رتبه جهانی «ساخت ایران»

رتبه ۴۹ کشور و اتحادیه اروپا (۲۸ کشور) در شاخص «ساخت کشور» اعلام شد که نشان می‌دهد کدام کشورها از عنصر شهرت جهانی کالایی برخوردارند. براین اساس، آلمان، سوئیس و انگلستان بالاترین امتیاز از نظر آوازه و محبوبیت کالایی را در دنیا کسب کرده‌اند.

نگاه اکونومیست به تنش ریاض با تهران

«واحد اطلاعات اکونومیست» در گزارشی تحلیلی، آینده تنش میان ایران و عربستان و امکان وقوع جنگ مستقیم میان دو طرف را مورد بررسی قرار داد.

اخبار ویدئویی

بیشتر

ویدئو: آب نوشیدن هدفمند ترامپ هنگام سخنرانی

دونالد ترامپ هنگام سخنرانی خود در آسیا، چندبار با بطری آب نوشید.

ویدئو: لامبورگینی هوراکان برای پاپ

پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان یک لامبورگینی هوراکان ۱۸۰ هزار یورویی هدیه گرفت. این اتومبیل در یک حراج‌خانه چند ملیتی به فروش خواهد رسید تا عواید آن صرف امور خیرخواهانه در نقاط مختلف جهان شود.

خبرها

بیشتر

برگزیده‌های مخاطبان